مظلومیت حضرت زهرا علیهاالسلام : غصب فدک و هجوم به خانه ی وحی در اسناد معتبر اهل سنت و پاسخ به چند شبهه ی فاطمی صفحه 76
- تقدیم به: 1
- اشاره 7
- چهارم: خشنودی و غضب خدا با خشنودی و غضب حضرت زهرا علیها السلام 9
- سوم: حضرت زهرا علیها السلام پاره ی جان رسول خدا صلی الله علیه و آله 9
- ششم: اعتراف عایشه به فضائل حضرت زهرا علیها السلام 10
- اشاره 10
- پنجم: هم مکان با رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت 10
- اشاره 12
- مرکز فتوای اسلام وب: بر ما واجب است که از اختلافات صحابه سخن نگوییم 13
- ابن حجر هیثمی: واجب است از بیان مشاجرات بین صحابه پرهیز شود 14
- حیله گر 14
- ابن صلاح: بیان مشاجرات بین صحابه، از نقاط ضعف کتب شناخت صحابه است 15
- معلمی یمانی: اگر روایتی مخالف با مذهب اهل سنت باشد، علمای ایشان آن را تحریف می کنند 15
- دستور احمد بن حنبل به آتش زدن روایات مطاعن صحابه 16
- روایت یکم: 16
- روایت دوم: 16
- روایت سوم: 17
- احادیث عبد الرزاق در مطاعن صحابه که نوشته نشد 17
- روایاتی در مطاعن معاویه که توسط عالمان اهل سنت پاره شد 18
- کتاب دو جلدی یکی از حافظان بزرگ اهل سنت در مطاعن ابوبکر و عمر 18
- راوی ثقه ای که به خاطر نقل روایات مطاعن شیخین، مطرود می شود 19
- اشاره 20
- بحث اول: فدک، ملک شخصی پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است 21
- اشاره 21
- قاسم بن سلام و ابن زنجویه 21
- محمد بن جریر طبری 22
- اشاره 23
- اشاره 23
- اولا: 23
- سند اول: 23
- پاسخ به جرح های علمای اهل سنت بر عطیه 29
- سند سوم: 31
- سند دوم: 31
- سند دوم: 32
- سند اول: 32
- سند چهارم: 33
- اشاره 35
- مطالبه فدک به همراه عباس بن عبد المطلب 37
- مطالبه فدک به همراه حضرت علی علیه السلام و استدلال ایشان به آیات قرآن 37
- مطالبه ی فدک توسط حضرت علی علیه السلام و عباس و دروغگو دانستن ابوبکر و عمر 38
- اشاره 41
- اول: 41
- دوم: 42
- سوم: 42
- پنجم: 43
- چهارم: 43
- اشاره 48
- مورد دوم: عمر، زنان سوگوار را در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله کتک زد 49
- مورد سوم: عمر، خواهر ابوبکر و دیگر زنانی را که در خانه عایشه جمع شده بودند، کتک زد 50
- مورد چهارم: عمر، زنانی را که در خانه ی ام المومنین میمونه جمع شده بودند، کتک زد 51
- مورد ششم: عمر کنیزها را به خاطر داشتن حجاب کتک می زد 52
- مورد پنجم: عمر زنش را نیمه شب کتک زد 52
- مورد هفتم: سقط جنین از ترس عمر 53
- مورد هشتم: ادرار کردن زن از ترس عمر 54
- اشاره 55
- زمان و کیفیت وقوع ماجرا 57
- ادامه ماجرا 58
- روایت اول: 60
- اشاره 60
- اشاره 60
- روایت سوم: 71
- روایت چهارم: 72
- روایت اول: 73
- اشاره 73
- روایت دوم: 74
- روایت سوم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، ابو الأسود 75
- روایت چهارم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، عامر شعبی 76
- روایت پنجم: اعتراف امام و دریای علم اهل سنت، سعید بن کثیر بن عفیر (از اساتید بخاری و مسلم) 78
- سند اول: 81
- روایت ششم: اعتراف ابوبکر و اظهار پشیمانی اش از هجوم 81
- اشاره 81
- توثیق علوان بن داود البجلی 83
- ردی بر تضعیفات علوان بن داود 84
- بحثی در معنای حدیث منکر و منکر الحدیث 87
- اول: روایت ابن عساکر 90
- اشاره 90
- سوم: روایت ابن قیم جوزیه 91
- پاسخ به شبهه ی تدلیس لیث بن سعد 91
- اشاره 93
- تصحیح و تحسین این حدیث توسط علمای اهل سنت 93
- اشاره 93
- اشاره 95
- تحریف روایت توسط علمای اهل سنت 95
- اشاره 97
- اصل سقط شدن حضرت محسن علیه السلام 98
- اشاره 98
- سقط شدن حضرت محسن علیه السلام در هنگام هجوم 100
- 1. ابراهیم بن سیار نظام المعتزلی متوفای 231 ه 100
- اشاره 100
- اشاره 110
- شبهه دوم: می گویند نام جنینی که سقط شد محسن ایلام بوده. عرب کی و... 112
- شبهه سوم: عمر از داخل مسجد به سوی کجا به راه افتاد و علی علیه السلام را از کجا به کجا کشان کشان آوردند؟! ..... 114
- شبهه پنجم: چرا حضرت علی علیه السلام اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟ 124
در این روایت نیز اگرچه تفصیل ماجرای هجوم بیان نشده، اما اشاره ی خیلی کوتاهی به نحوه ی بردن امیرالمومنین (علیه السلام) برای بیعت گرفتن شده است.
روایت چهارم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، عامر شعبی
« از شعبی روایت شده است که گفت: ابوبکر سؤال کرد و گفت: زبیر کجاست؟ گفته شد که نزد علی (علیه السلام) می باشد و شمشیرش را صیقل می دهد. ابوبکر گفت: ای عمر وای خالد بن ولید، بروید علی (علیه السلام) و زبیر را نزد من بیاورید.
سپس آن دو رفتند، عمر داخل خانه شد و خالد بیرون ایستاد. عمر وقتی که داخل شد، به زبیر گفت: این
شمشیر برای چیست؟ زبیر در جواب گفت: با علی (علیه السلام) بیعت می کنم؛ پس عمر شمشیر زبیر را به عنف گرفت و به سنگ کوبید و آن را شکست و سپس دست زبیر را گرفت و او را بلند کرد و به طرف درب کشید و صدا کرد: خالد ! نزدیک شو و زبیر را نگهدار. بعد از اینکه زبیر را بیرون کرد، به طرف علی (علیه السلام) آمد و گفت: بلند شو برویم با ابوبکر بیعت کن! وی امتناع فرموده و قبول نکرد؛ پس بعد عمر دست او را گرفت و گفت: بلند شو. وی از بلند شدن امتناع کرد. اینجا عمر، علی (علیه السلام) را هل داد و همان طوری که زبیر را به طرف در کشید، علی (علیه السلام) را هم به سمت در کشید و از خانه بیرون کرد!
در این هنگام فاطمه (سلام الله علیها) که آن رفتار عمر نسبت به علی (علیه السلام) و زبیر را ملاحظه نمود، بر در اتاق ایستاد و فرمود: چه زود دستورات پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) را فراموش کردید و بر اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) ظلم روا داشتید. قسم به خدا، با عمر صحبت نخواهم کرد تا اینکه خدا را ملاقات بکنم.