مظلومیت حضرت زهرا علیهاالسلام : غصب فدک و هجوم به خانه ی وحی در اسناد معتبر اهل سنت و پاسخ به چند شبهه ی فاطمی صفحه 77
- تقدیم به: 1
- اشاره 7
- چهارم: خشنودی و غضب خدا با خشنودی و غضب حضرت زهرا علیها السلام 9
- سوم: حضرت زهرا علیها السلام پاره ی جان رسول خدا صلی الله علیه و آله 9
- ششم: اعتراف عایشه به فضائل حضرت زهرا علیها السلام 10
- اشاره 10
- پنجم: هم مکان با رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت 10
- اشاره 12
- مرکز فتوای اسلام وب: بر ما واجب است که از اختلافات صحابه سخن نگوییم 13
- ابن حجر هیثمی: واجب است از بیان مشاجرات بین صحابه پرهیز شود 14
- حیله گر 14
- ابن صلاح: بیان مشاجرات بین صحابه، از نقاط ضعف کتب شناخت صحابه است 15
- معلمی یمانی: اگر روایتی مخالف با مذهب اهل سنت باشد، علمای ایشان آن را تحریف می کنند 15
- دستور احمد بن حنبل به آتش زدن روایات مطاعن صحابه 16
- روایت یکم: 16
- روایت دوم: 16
- روایت سوم: 17
- احادیث عبد الرزاق در مطاعن صحابه که نوشته نشد 17
- روایاتی در مطاعن معاویه که توسط عالمان اهل سنت پاره شد 18
- کتاب دو جلدی یکی از حافظان بزرگ اهل سنت در مطاعن ابوبکر و عمر 18
- راوی ثقه ای که به خاطر نقل روایات مطاعن شیخین، مطرود می شود 19
- اشاره 20
- قاسم بن سلام و ابن زنجویه 21
- بحث اول: فدک، ملک شخصی پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است 21
- اشاره 21
- محمد بن جریر طبری 22
- اشاره 23
- اشاره 23
- اولا: 23
- سند اول: 23
- پاسخ به جرح های علمای اهل سنت بر عطیه 29
- سند سوم: 31
- سند دوم: 31
- سند دوم: 32
- سند اول: 32
- سند چهارم: 33
- اشاره 35
- مطالبه فدک به همراه عباس بن عبد المطلب 37
- مطالبه فدک به همراه حضرت علی علیه السلام و استدلال ایشان به آیات قرآن 37
- مطالبه ی فدک توسط حضرت علی علیه السلام و عباس و دروغگو دانستن ابوبکر و عمر 38
- اشاره 41
- اول: 41
- دوم: 42
- سوم: 42
- چهارم: 43
- پنجم: 43
- اشاره 48
- مورد دوم: عمر، زنان سوگوار را در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله کتک زد 49
- مورد سوم: عمر، خواهر ابوبکر و دیگر زنانی را که در خانه عایشه جمع شده بودند، کتک زد 50
- مورد چهارم: عمر، زنانی را که در خانه ی ام المومنین میمونه جمع شده بودند، کتک زد 51
- مورد ششم: عمر کنیزها را به خاطر داشتن حجاب کتک می زد 52
- مورد پنجم: عمر زنش را نیمه شب کتک زد 52
- مورد هفتم: سقط جنین از ترس عمر 53
- مورد هشتم: ادرار کردن زن از ترس عمر 54
- اشاره 55
- زمان و کیفیت وقوع ماجرا 57
- ادامه ماجرا 58
- روایت اول: 60
- اشاره 60
- اشاره 60
- روایت سوم: 71
- روایت چهارم: 72
- اشاره 73
- روایت اول: 73
- روایت دوم: 74
- روایت سوم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، ابو الأسود 75
- روایت چهارم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، عامر شعبی 76
- روایت پنجم: اعتراف امام و دریای علم اهل سنت، سعید بن کثیر بن عفیر (از اساتید بخاری و مسلم) 78
- سند اول: 81
- روایت ششم: اعتراف ابوبکر و اظهار پشیمانی اش از هجوم 81
- اشاره 81
- توثیق علوان بن داود البجلی 83
- ردی بر تضعیفات علوان بن داود 84
- بحثی در معنای حدیث منکر و منکر الحدیث 87
- اول: روایت ابن عساکر 90
- اشاره 90
- سوم: روایت ابن قیم جوزیه 91
- پاسخ به شبهه ی تدلیس لیث بن سعد 91
- اشاره 93
- اشاره 93
- تصحیح و تحسین این حدیث توسط علمای اهل سنت 93
- تحریف روایت توسط علمای اهل سنت 95
- اشاره 95
- اشاره 97
- اشاره 98
- اصل سقط شدن حضرت محسن علیه السلام 98
- 1. ابراهیم بن سیار نظام المعتزلی متوفای 231 ه 100
- سقط شدن حضرت محسن علیه السلام در هنگام هجوم 100
- اشاره 100
- اشاره 110
- شبهه دوم: می گویند نام جنینی که سقط شد محسن ایلام بوده. عرب کی و... 112
- شبهه سوم: عمر از داخل مسجد به سوی کجا به راه افتاد و علی علیه السلام را از کجا به کجا کشان کشان آوردند؟! ..... 114
- شبهه پنجم: چرا حضرت علی علیه السلام اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟ 124
شعبی گفته است: بعد از این حادثه، ابوبکر به طرف فاطمه (سلام الله علیها) رفت و از وی برای عمر شفاعت خواهی
نمود و طلب رضایت کرد و فاطمه (سلام الله علیها) از وی راضی شد (؟!).»(1)
این روایت را نیز ابن ابی الحدید از جوهری نقل کرده و سندش معتبر است.(2)
اما اینکه در این روایت، شعبی ادعا نموده است که حضرت زهرا(سلام الله علیها)در نهایت از عمر راضی شد، مخالف روایات صحیح اهل سنت است و دلیلش این است که او چون نتوانسته وقوع این اتفاق را منکر بشود، گفته است که بله، اگرچه این اتفاق افتاده است؛ اما در نهایت، ماجرا به خیر و خوشی به پایان رسید.
شاید مخالفین بگویند: اگر به صدر این روایات استدلال می کنید، باید ذیل آن را نیز بپذیرید.
در جواب می گوییم: «اقرار العقلاء علی أنفسهم جائز ؛ یعنی اقرار عاقلان علیه خودشان پذیرفته می شود»؛
مثلا اگر دو نفر به نام های زید و سعید را به دادگاه ببرند و زید بگوید: انگشتری که در دست سعید است، مال من است و سعید هم بگوید: ساعتی که در دست زید است، مال من است و سپس زید بگوید: ساعتی که در دست من است، مال سعید است، در این صورت، قاضی ساعت زید را می گیرد و به سعید می دهد؛ ولی انگشتر سعید را به زید نمی دهد؛ چون هنوز ثابت نشده است که انگشتر سعید مال زید باشد !
1- [1] شرح نهج البلاغه ج 2 ص 35 قال أبو بکر : وحدثنا أبو زید عمر بن شبه ، قال : أخبرنا أبو بکر الباهلی ، قال : حدثنا إسماعیل ابن مجالد ، عن الشعبی ، قال : سأل أبو بکر فقال : أین الزبیر ؟ فقیل : عند علی وقد تقلد سیفه ، فقال : قم یا عمر ، قم یا خالد بن الولید ؛ انطلقا حتی تاتیانی به ، فانطلقا ، فدخل عمر ، وقام خالد علی باب البیت من خارج ، فقال عمر للزبیر : ما هذا السیف ؟ فقال نبایع علیا ، فاخترطه عمر فضرب به حجرا فکسره ، ثم أخذ بید الزبیر فأقامه ثم دفعه ، وقال : یا خالد دونکه فأمسکه ، ثم قال لعلی : قم فبایع لأبی بکر ، فتلکأ واحتبس ، فأخذ بیده ، وقال : قم ، فأبی أن یقوم ، فحمله ودفعه کما دفع الزبیر فأخرجه ، ورأت فاطمه ما صنع بهما ، فقامت علی باب الحجره، وقالت : یا أبا بکر ، ما أسرع ما أغرتم علی أهل بیت رسول الله والله لا أکلم عمر حتی ألقی الله قال : فمشی إلیها أبو بکر بعد ذلک وشفع لعمر ، وطلب إلیها فرضیت عنه.
2- [2] بررسی سند روایت: عز الدین عبد الحمید بن ابی الحدید: توثیقش گذشت / أبو بکر أحمد بن عبد العزیز الجوهری متوفای 323ه توثیقش گذشت / عمر بن شبه : ثقه / أحمد بن معاویه الباهلی : توثیقش گذشت / إسماعیل بن مجالد: صدوق حسن الحدیث عامر الشعبی : ثقه؛ طبق برنامه ی جوامع الکلم شمس الدین ذهبی از او به عنوان امام و علامه ی عصرش (علامه ی تابعین) یاد کرده است: «الشعبی (ع ) عامر بن شراحیل بن عبد بن ذی کبار - وذو کبار : قیل من أقیال الیمن - الإمام ، علامه العصر.» سیر أعلام النبلاء، ج 4 ص 294-295