مظلومیت حضرت زهرا علیهاالسلام : غصب فدک و هجوم به خانه ی وحی در اسناد معتبر اهل سنت و پاسخ به چند شبهه ی فاطمی صفحه 87
- تقدیم به: 1
- اشاره 7
- چهارم: خشنودی و غضب خدا با خشنودی و غضب حضرت زهرا علیها السلام 9
- سوم: حضرت زهرا علیها السلام پاره ی جان رسول خدا صلی الله علیه و آله 9
- ششم: اعتراف عایشه به فضائل حضرت زهرا علیها السلام 10
- اشاره 10
- پنجم: هم مکان با رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت 10
- اشاره 12
- مرکز فتوای اسلام وب: بر ما واجب است که از اختلافات صحابه سخن نگوییم 13
- ابن حجر هیثمی: واجب است از بیان مشاجرات بین صحابه پرهیز شود 14
- حیله گر 14
- ابن صلاح: بیان مشاجرات بین صحابه، از نقاط ضعف کتب شناخت صحابه است 15
- معلمی یمانی: اگر روایتی مخالف با مذهب اهل سنت باشد، علمای ایشان آن را تحریف می کنند 15
- دستور احمد بن حنبل به آتش زدن روایات مطاعن صحابه 16
- روایت یکم: 16
- روایت دوم: 16
- روایت سوم: 17
- احادیث عبد الرزاق در مطاعن صحابه که نوشته نشد 17
- روایاتی در مطاعن معاویه که توسط عالمان اهل سنت پاره شد 18
- کتاب دو جلدی یکی از حافظان بزرگ اهل سنت در مطاعن ابوبکر و عمر 18
- راوی ثقه ای که به خاطر نقل روایات مطاعن شیخین، مطرود می شود 19
- اشاره 20
- بحث اول: فدک، ملک شخصی پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است 21
- اشاره 21
- قاسم بن سلام و ابن زنجویه 21
- محمد بن جریر طبری 22
- اشاره 23
- اشاره 23
- اولا: 23
- سند اول: 23
- پاسخ به جرح های علمای اهل سنت بر عطیه 29
- سند سوم: 31
- سند دوم: 31
- سند دوم: 32
- سند اول: 32
- سند چهارم: 33
- اشاره 35
- مطالبه فدک به همراه عباس بن عبد المطلب 37
- مطالبه فدک به همراه حضرت علی علیه السلام و استدلال ایشان به آیات قرآن 37
- مطالبه ی فدک توسط حضرت علی علیه السلام و عباس و دروغگو دانستن ابوبکر و عمر 38
- اشاره 41
- اول: 41
- دوم: 42
- سوم: 42
- پنجم: 43
- چهارم: 43
- اشاره 48
- مورد دوم: عمر، زنان سوگوار را در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله کتک زد 49
- مورد سوم: عمر، خواهر ابوبکر و دیگر زنانی را که در خانه عایشه جمع شده بودند، کتک زد 50
- مورد چهارم: عمر، زنانی را که در خانه ی ام المومنین میمونه جمع شده بودند، کتک زد 51
- مورد ششم: عمر کنیزها را به خاطر داشتن حجاب کتک می زد 52
- مورد پنجم: عمر زنش را نیمه شب کتک زد 52
- مورد هفتم: سقط جنین از ترس عمر 53
- مورد هشتم: ادرار کردن زن از ترس عمر 54
- اشاره 55
- زمان و کیفیت وقوع ماجرا 57
- ادامه ماجرا 58
- روایت اول: 60
- اشاره 60
- اشاره 60
- روایت سوم: 71
- روایت چهارم: 72
- روایت اول: 73
- اشاره 73
- روایت دوم: 74
- روایت سوم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، ابو الأسود 75
- روایت چهارم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، عامر شعبی 76
- روایت پنجم: اعتراف امام و دریای علم اهل سنت، سعید بن کثیر بن عفیر (از اساتید بخاری و مسلم) 78
- سند اول: 81
- روایت ششم: اعتراف ابوبکر و اظهار پشیمانی اش از هجوم 81
- اشاره 81
- توثیق علوان بن داود البجلی 83
- ردی بر تضعیفات علوان بن داود 84
- بحثی در معنای حدیث منکر و منکر الحدیث 87
- اول: روایت ابن عساکر 90
- اشاره 90
- سوم: روایت ابن قیم جوزیه 91
- پاسخ به شبهه ی تدلیس لیث بن سعد 91
- تصحیح و تحسین این حدیث توسط علمای اهل سنت 93
- اشاره 93
- اشاره 93
- اشاره 95
- تحریف روایت توسط علمای اهل سنت 95
- اشاره 97
- اصل سقط شدن حضرت محسن علیه السلام 98
- اشاره 98
- سقط شدن حضرت محسن علیه السلام در هنگام هجوم 100
- 1. ابراهیم بن سیار نظام المعتزلی متوفای 231 ه 100
- اشاره 100
- اشاره 110
- شبهه دوم: می گویند نام جنینی که سقط شد محسن ایلام بوده. عرب کی و... 112
- شبهه سوم: عمر از داخل مسجد به سوی کجا به راه افتاد و علی علیه السلام را از کجا به کجا کشان کشان آوردند؟! ..... 114
- شبهه پنجم: چرا حضرت علی علیه السلام اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟ 124
«هیچ ترجمه یا توثیقی درباره ی ابن یونس از معاصرانش نیافتم؛ پس چگونه توثیقش درباره ی اشخاص قبول شود ؟ بله، در عدالت او شکی نداریم، ولی او با وجود علم زیادش، از بزرگان نقادی که درباره ی احادیث و راویان کاوش می کنند، نیست.»(1)
بحثی در معنای حدیث منکر و منکر الحدیث
منکر بودن حدیث و منکر الحدیث بودن راوی، چیزی را ثابت نمی کند و در حقیقت، تنها، ابزاری است در دست دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) تا به وسیله ی آن، روایات معتبر در فضیلت اهل بیت علیهم السلام در مطاعن دشمنانشان را تضعیف کنند.
شمس الدین ذهبی در تعریف آن می نویسد:
«منکر: و آن روایتی است که راوی ضعیف، به تنهایی آن را نقل کند. و روایتی که راوی راستگو در نقل آن تنها است نیز منکر شمرده می شود.»(2)
جلال الدین سیوطی در مورد معنای حدیث منکر می نویسد:
خطیب بغدادی در تاریخش حدیث باطلی را روایت کرده و به دنبالش گفته است: این حدیثی منکر است؛ پس ذهبی در دنبالش در کتاب میزان الاعتدال گفته است: «تعجب از خطیب است که چگونه بر این خبر باطل، لفظ منکر را اطلاق کرده است. چرا که ذهبی بر حدیثی که طرقش کم باشد، لفظ منکر را اطلاق کرده است و در کتابش میزان الاعتدال، تعدادی از احادیث مسند احمد، سنن ابی داود و غیر از آن دو، از کتب مورد اعتماد را منکر توصیف کرده و بلکه بعضی احادیث صحیحین را نیز چنین توصیف کرده است. و به آن فقط حافظان حدیث معرفت دارند و آن اینکه، نکارت (منکر بودن حدیث) باز می گردد به منفرد بودن آن و منفرد
1- [1] مقاله ی مناهج الأئمه المتقدمین للشیخ محمد الأمین ؛ سایت رسمی ایشان / ولم أجد أی توثیق فی ابن یونس من معاصریه، فکیف یقبل توثیقه بإطلاق؟ نعم، لا أشک فی عدالته وضبطه، لکنه - علی علمه الواسع - لیس من کبار النقاد الذین یسبرون أحادیث الرواه
2- [2] الموقظه فی علم مصطلح الحدیث ، ص 42 سایت شامله / المنکر: وهو ما انفرد الراوی الضعیف به. وقد تم فرد الدوق