مظلومیت حضرت زهرا علیهاالسلام : غصب فدک و هجوم به خانه ی وحی در اسناد معتبر اهل سنت و پاسخ به چند شبهه ی فاطمی صفحه 88
- تقدیم به: 1
- اشاره 7
- سوم: حضرت زهرا علیها السلام پاره ی جان رسول خدا صلی الله علیه و آله 9
- چهارم: خشنودی و غضب خدا با خشنودی و غضب حضرت زهرا علیها السلام 9
- ششم: اعتراف عایشه به فضائل حضرت زهرا علیها السلام 10
- پنجم: هم مکان با رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت 10
- اشاره 10
- اشاره 12
- مرکز فتوای اسلام وب: بر ما واجب است که از اختلافات صحابه سخن نگوییم 13
- ابن حجر هیثمی: واجب است از بیان مشاجرات بین صحابه پرهیز شود 14
- حیله گر 14
- ابن صلاح: بیان مشاجرات بین صحابه، از نقاط ضعف کتب شناخت صحابه است 15
- معلمی یمانی: اگر روایتی مخالف با مذهب اهل سنت باشد، علمای ایشان آن را تحریف می کنند 15
- دستور احمد بن حنبل به آتش زدن روایات مطاعن صحابه 16
- روایت دوم: 16
- روایت یکم: 16
- روایت سوم: 17
- احادیث عبد الرزاق در مطاعن صحابه که نوشته نشد 17
- روایاتی در مطاعن معاویه که توسط عالمان اهل سنت پاره شد 18
- کتاب دو جلدی یکی از حافظان بزرگ اهل سنت در مطاعن ابوبکر و عمر 18
- راوی ثقه ای که به خاطر نقل روایات مطاعن شیخین، مطرود می شود 19
- اشاره 20
- بحث اول: فدک، ملک شخصی پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است 21
- قاسم بن سلام و ابن زنجویه 21
- اشاره 21
- محمد بن جریر طبری 22
- اشاره 23
- سند اول: 23
- اشاره 23
- اولا: 23
- پاسخ به جرح های علمای اهل سنت بر عطیه 29
- سند سوم: 31
- سند دوم: 31
- سند اول: 32
- سند دوم: 32
- سند چهارم: 33
- اشاره 35
- مطالبه فدک به همراه عباس بن عبد المطلب 37
- مطالبه فدک به همراه حضرت علی علیه السلام و استدلال ایشان به آیات قرآن 37
- مطالبه ی فدک توسط حضرت علی علیه السلام و عباس و دروغگو دانستن ابوبکر و عمر 38
- اشاره 41
- اول: 41
- دوم: 42
- سوم: 42
- پنجم: 43
- چهارم: 43
- اشاره 48
- مورد دوم: عمر، زنان سوگوار را در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله کتک زد 49
- مورد سوم: عمر، خواهر ابوبکر و دیگر زنانی را که در خانه عایشه جمع شده بودند، کتک زد 50
- مورد چهارم: عمر، زنانی را که در خانه ی ام المومنین میمونه جمع شده بودند، کتک زد 51
- مورد ششم: عمر کنیزها را به خاطر داشتن حجاب کتک می زد 52
- مورد پنجم: عمر زنش را نیمه شب کتک زد 52
- مورد هفتم: سقط جنین از ترس عمر 53
- مورد هشتم: ادرار کردن زن از ترس عمر 54
- اشاره 55
- زمان و کیفیت وقوع ماجرا 57
- ادامه ماجرا 58
- روایت اول: 60
- اشاره 60
- اشاره 60
- روایت سوم: 71
- روایت چهارم: 72
- اشاره 73
- روایت اول: 73
- روایت دوم: 74
- روایت سوم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، ابو الأسود 75
- روایت چهارم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، عامر شعبی 76
- روایت پنجم: اعتراف امام و دریای علم اهل سنت، سعید بن کثیر بن عفیر (از اساتید بخاری و مسلم) 78
- سند اول: 81
- روایت ششم: اعتراف ابوبکر و اظهار پشیمانی اش از هجوم 81
- اشاره 81
- توثیق علوان بن داود البجلی 83
- ردی بر تضعیفات علوان بن داود 84
- بحثی در معنای حدیث منکر و منکر الحدیث 87
- اشاره 90
- اول: روایت ابن عساکر 90
- پاسخ به شبهه ی تدلیس لیث بن سعد 91
- سوم: روایت ابن قیم جوزیه 91
- اشاره 93
- تصحیح و تحسین این حدیث توسط علمای اهل سنت 93
- اشاره 93
- اشاره 95
- تحریف روایت توسط علمای اهل سنت 95
- اشاره 97
- اشاره 98
- اصل سقط شدن حضرت محسن علیه السلام 98
- 1. ابراهیم بن سیار نظام المعتزلی متوفای 231 ه 100
- سقط شدن حضرت محسن علیه السلام در هنگام هجوم 100
- اشاره 100
- اشاره 110
- شبهه دوم: می گویند نام جنینی که سقط شد محسن ایلام بوده. عرب کی و... 112
- شبهه سوم: عمر از داخل مسجد به سوی کجا به راه افتاد و علی علیه السلام را از کجا به کجا کشان کشان آوردند؟! ..... 114
- شبهه پنجم: چرا حضرت علی علیه السلام اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟ 124
بودن حدیث، لازمه اش ضعف متن آن نیست، چه برسد به بطلانش. و گروهی مانند ابن صلاح نظرشان این است که منکر و شاذ مترادفند؛ و چه بسیار حدیث در صحیح بخاری که موصوف به شاذ است.»(1)
و کسی که زیاد چنین احادیثی را نقل کند، منکر الحدیث نامیده می شود و بلکه اگر بعضی روایاتش منکر باشد، به او منکر الحدیث گفته می شود:
شمس الدین سخاوی می گوید:
« اطلاق منکر بر راوی به دلیل اینکه فقط یک حدیث روایت کرده است، زیاد دیده می شود و همینطور است کلام شمس الدین ذهبی در ترجمه ی عبدالله بن معاویه الزبیری در میزان الاعتدال که گفته است: « اینکه حدیث شناسان در مورد برخی از روات می گویند: منکر الحدیث، به معنای آن نخواهد بود که تمامی احادیث وی منکر بوده باشد، بلکه اگر راوی ای روایاتی را بیان نموده باشد که بعضی از آنها منکر بوده باشد، به وی منکر الحدیث گویند».»(2)
و اینطور نیست که هرکسی که روایت منکری نقل کرد، تضعیف شود: ذهبی در ترجمه احمد بن عتاب المروزی می گوید:
هر کسی که روایت منکر نقل کند، نباید تضعیف شود.»(3)
ابن حجر عسقلانی در ترجمه حسین بن فضل البجلی می گوید:
1- [1] الحاوی للفتاوی ج 2 ص 107 وقد وقع للخطیب البغدادی أنه روی فی تاریخه حدیثا باطلا وقال عقبه : هذا حدیث منکر ، فتعقبه الذهبی فی المیزان وقال : العجب من الخطیب کیف یطلق المنکر علی هذا الخبر الباطل وإنما أطلق المنکر علی حدیث القلتین ووصف فی المیزان عده أحادیث فی مسند أحمد ، وسنن أبی داود ، وغیرهما من الکتب المعتمده بأنها منکره بل وفی الصحیحین أیضا ، وما ذاک إلا لمعنی یعرفه الحفاظ وهو أن النکاره ترجع إلی الفردیه ولا یلزم من الفردیه ضعف متن الحدیث فضلا عن بطلانه ، وطائفه کابن الصلاح تری أن المنکر والشواذ مترادفان ، وکم فی الصحیح من حدیث وصف بالشذوذ
2- [2] فتح المغیث ج 1 ص 373 وکثیرا ما یطلقون المنکر علی الراوی ؛ لکونه روی حدیثا واحدا. ونحوه قول الذهبی فی ترجمه عبد الله بن معاویه الزبیری من المیزان : قولهم : منکر الحدیث ، لا یعنون به آن کل ما رواه منکر ، بل إذا روی الرجل جمله ، وبعض ذلک مناکیر ، فهو منکر الحدیث البته ترجمه ی شخص مذکور و کلام فوق از ذهبی را در میزان الاعتدال ذهبی نیافتیم، بلکه در کتاب تاریخ السلام ذھبی ج 12 ص 251 وجود دارد.
3- [3] میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج 1ص 259 ما کل من روی المناکیر یضعف