مظلومیت حضرت زهرا علیهاالسلام : غصب فدک و هجوم به خانه ی وحی در اسناد معتبر اهل سنت و پاسخ به چند شبهه ی فاطمی صفحه 89
- تقدیم به: 1
- اشاره 7
- سوم: حضرت زهرا علیها السلام پاره ی جان رسول خدا صلی الله علیه و آله 9
- چهارم: خشنودی و غضب خدا با خشنودی و غضب حضرت زهرا علیها السلام 9
- ششم: اعتراف عایشه به فضائل حضرت زهرا علیها السلام 10
- اشاره 10
- پنجم: هم مکان با رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت 10
- اشاره 12
- مرکز فتوای اسلام وب: بر ما واجب است که از اختلافات صحابه سخن نگوییم 13
- ابن حجر هیثمی: واجب است از بیان مشاجرات بین صحابه پرهیز شود 14
- حیله گر 14
- معلمی یمانی: اگر روایتی مخالف با مذهب اهل سنت باشد، علمای ایشان آن را تحریف می کنند 15
- ابن صلاح: بیان مشاجرات بین صحابه، از نقاط ضعف کتب شناخت صحابه است 15
- دستور احمد بن حنبل به آتش زدن روایات مطاعن صحابه 16
- روایت یکم: 16
- روایت دوم: 16
- روایت سوم: 17
- احادیث عبد الرزاق در مطاعن صحابه که نوشته نشد 17
- روایاتی در مطاعن معاویه که توسط عالمان اهل سنت پاره شد 18
- کتاب دو جلدی یکی از حافظان بزرگ اهل سنت در مطاعن ابوبکر و عمر 18
- راوی ثقه ای که به خاطر نقل روایات مطاعن شیخین، مطرود می شود 19
- اشاره 20
- قاسم بن سلام و ابن زنجویه 21
- بحث اول: فدک، ملک شخصی پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است 21
- اشاره 21
- محمد بن جریر طبری 22
- اشاره 23
- سند اول: 23
- اشاره 23
- اولا: 23
- پاسخ به جرح های علمای اهل سنت بر عطیه 29
- سند دوم: 31
- سند سوم: 31
- سند اول: 32
- سند دوم: 32
- سند چهارم: 33
- اشاره 35
- مطالبه فدک به همراه عباس بن عبد المطلب 37
- مطالبه فدک به همراه حضرت علی علیه السلام و استدلال ایشان به آیات قرآن 37
- مطالبه ی فدک توسط حضرت علی علیه السلام و عباس و دروغگو دانستن ابوبکر و عمر 38
- اول: 41
- اشاره 41
- دوم: 42
- سوم: 42
- پنجم: 43
- چهارم: 43
- اشاره 48
- مورد دوم: عمر، زنان سوگوار را در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله کتک زد 49
- مورد سوم: عمر، خواهر ابوبکر و دیگر زنانی را که در خانه عایشه جمع شده بودند، کتک زد 50
- مورد چهارم: عمر، زنانی را که در خانه ی ام المومنین میمونه جمع شده بودند، کتک زد 51
- مورد پنجم: عمر زنش را نیمه شب کتک زد 52
- مورد ششم: عمر کنیزها را به خاطر داشتن حجاب کتک می زد 52
- مورد هفتم: سقط جنین از ترس عمر 53
- مورد هشتم: ادرار کردن زن از ترس عمر 54
- اشاره 55
- زمان و کیفیت وقوع ماجرا 57
- ادامه ماجرا 58
- اشاره 60
- روایت اول: 60
- اشاره 60
- روایت سوم: 71
- روایت چهارم: 72
- روایت اول: 73
- اشاره 73
- روایت دوم: 74
- روایت سوم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، ابو الأسود 75
- روایت چهارم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، عامر شعبی 76
- روایت پنجم: اعتراف امام و دریای علم اهل سنت، سعید بن کثیر بن عفیر (از اساتید بخاری و مسلم) 78
- سند اول: 81
- روایت ششم: اعتراف ابوبکر و اظهار پشیمانی اش از هجوم 81
- اشاره 81
- توثیق علوان بن داود البجلی 83
- ردی بر تضعیفات علوان بن داود 84
- بحثی در معنای حدیث منکر و منکر الحدیث 87
- اول: روایت ابن عساکر 90
- اشاره 90
- سوم: روایت ابن قیم جوزیه 91
- پاسخ به شبهه ی تدلیس لیث بن سعد 91
- اشاره 93
- اشاره 93
- تصحیح و تحسین این حدیث توسط علمای اهل سنت 93
- تحریف روایت توسط علمای اهل سنت 95
- اشاره 95
- اشاره 97
- اشاره 98
- اصل سقط شدن حضرت محسن علیه السلام 98
- 1. ابراهیم بن سیار نظام المعتزلی متوفای 231 ه 100
- اشاره 100
- سقط شدن حضرت محسن علیه السلام در هنگام هجوم 100
- اشاره 110
- شبهه دوم: می گویند نام جنینی که سقط شد محسن ایلام بوده. عرب کی و... 112
- شبهه سوم: عمر از داخل مسجد به سوی کجا به راه افتاد و علی علیه السلام را از کجا به کجا کشان کشان آوردند؟! ..... 114
- شبهه پنجم: چرا حضرت علی علیه السلام اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟ 124
«اگر بنا باشد هر کسی که روایت منکری را نقل کرده است ضعیف بدانیم و نام او را در ردیف ضعفا بیاوریم، هیچ یک از محدثان و راویان سالم نخواهند ماند. » (1)
و بلکه لفظ منکر الحدیث بر ثقات نیز اطلاق می شود: ابو الحسن دارقطنی می نویسد:
« از حاکم درباره سلیمان بن داود پرسیدم. پاسخ داد: او ثقه و مورد اعتماد است. گفتم: مگر وی روایات منکر ندارد؟ پاسخ داد: احادیث منکر را از راویان ضعیف نقل می کند؛ ولی خودش ثقه است.»(2)
شمس الدین سخاوی می نویسد:
«لفظ منکر الحدیث بر شخص ثقه نیز اطلاق می شود، آنگاه که از راویان ضعیف روایات منکر نقل بکند.»(3)
برای مثال: ذهبی، نعیم بن حماد که از شیوخ بخاری است را با وجود قائل بودن به امامتش، منکر الحدیث؛
اما ابن حجر عسقلانی آن را مردود دانسته است!
حافظ ابن حجر می نویسد:
« به خط ذهبی خواندم که این حدیث، اصل و شاهدی ندارد و نعیم در نقل آن تنها است و او با وجود امامتش، منکر الحدیث است.
می گویم: نعیم از شیوخ بخاری است و احدی در مورد او طعنه ای با دلیل نزده است و احمد و ابن معین او را ستایش کرده اند. » (4)
ذهبی کتابی دارد با عنوان «ذکر من تکلم فیه و هو موثق» که اسامی بازده تن از راویان را آورده که بعضی ها آنها را منکر الحدیث دانسته اند؛ ولی او در نهایت حکم به وثاقت آنها داده است.(5)
1- [1] لسان المیزان ج 2 ص 307 فلو کان کل من روی شیئا منکرا استحق أن یذکر فی الضعفاء، لما سلم من المحدثین أحد
2- [2] سؤالات الحاکم ج 1 ص 217 رقم 339 قلت فسلیمان بن بنت شرحبیل قال ثقه قلت ألیس عنده مناکیر قال یحدث بها عن قوم ضعفاء فأما هو فهو ثقه
3- [3] فتح المغیث ج 1 ص 373 وقد یطلق ذلک منکر الحدیث علی الثقه إذا روی المناکیر عن الضعفاء
4- [4] الأمالی المطلقه ج 1 ص 147 وقرأت بخط الذهبی أن هذا الحدیث لا أصل له ولا شاهد تفرد به نعیم وهو منکر الحدیث علی إمامته قلت نعیم من شیوخ البخاری ولم یطعن فیه أحد بحجه وقد أثنی علیه أحمد وابن معین
5- [5] ذکر من تکلم فیه و هو موثق : ص 34 رقم 12، ص 57ر61، ص 67 ر 86، ص 75 ر102، ص 77 ر107، ص 79ر113، ص 112 ر 191، ص 155 ر285، ص 164ر305، ص 180ر 340 و ص 183 ر347