مظلومیت حضرت زهرا علیهاالسلام : غصب فدک و هجوم به خانه ی وحی در اسناد معتبر اهل سنت و پاسخ به چند شبهه ی فاطمی صفحه 91
- تقدیم به: 1
- اشاره 7
- سوم: حضرت زهرا علیها السلام پاره ی جان رسول خدا صلی الله علیه و آله 9
- چهارم: خشنودی و غضب خدا با خشنودی و غضب حضرت زهرا علیها السلام 9
- ششم: اعتراف عایشه به فضائل حضرت زهرا علیها السلام 10
- اشاره 10
- پنجم: هم مکان با رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت 10
- اشاره 12
- مرکز فتوای اسلام وب: بر ما واجب است که از اختلافات صحابه سخن نگوییم 13
- ابن حجر هیثمی: واجب است از بیان مشاجرات بین صحابه پرهیز شود 14
- حیله گر 14
- ابن صلاح: بیان مشاجرات بین صحابه، از نقاط ضعف کتب شناخت صحابه است 15
- معلمی یمانی: اگر روایتی مخالف با مذهب اهل سنت باشد، علمای ایشان آن را تحریف می کنند 15
- دستور احمد بن حنبل به آتش زدن روایات مطاعن صحابه 16
- روایت یکم: 16
- روایت دوم: 16
- روایت سوم: 17
- احادیث عبد الرزاق در مطاعن صحابه که نوشته نشد 17
- کتاب دو جلدی یکی از حافظان بزرگ اهل سنت در مطاعن ابوبکر و عمر 18
- روایاتی در مطاعن معاویه که توسط عالمان اهل سنت پاره شد 18
- راوی ثقه ای که به خاطر نقل روایات مطاعن شیخین، مطرود می شود 19
- اشاره 20
- بحث اول: فدک، ملک شخصی پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است 21
- قاسم بن سلام و ابن زنجویه 21
- اشاره 21
- محمد بن جریر طبری 22
- اشاره 23
- سند اول: 23
- اشاره 23
- اولا: 23
- پاسخ به جرح های علمای اهل سنت بر عطیه 29
- سند دوم: 31
- سند سوم: 31
- سند اول: 32
- سند دوم: 32
- سند چهارم: 33
- اشاره 35
- مطالبه فدک به همراه عباس بن عبد المطلب 37
- مطالبه فدک به همراه حضرت علی علیه السلام و استدلال ایشان به آیات قرآن 37
- مطالبه ی فدک توسط حضرت علی علیه السلام و عباس و دروغگو دانستن ابوبکر و عمر 38
- اول: 41
- اشاره 41
- دوم: 42
- سوم: 42
- پنجم: 43
- چهارم: 43
- اشاره 48
- مورد دوم: عمر، زنان سوگوار را در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله کتک زد 49
- مورد سوم: عمر، خواهر ابوبکر و دیگر زنانی را که در خانه عایشه جمع شده بودند، کتک زد 50
- مورد چهارم: عمر، زنانی را که در خانه ی ام المومنین میمونه جمع شده بودند، کتک زد 51
- مورد پنجم: عمر زنش را نیمه شب کتک زد 52
- مورد ششم: عمر کنیزها را به خاطر داشتن حجاب کتک می زد 52
- مورد هفتم: سقط جنین از ترس عمر 53
- مورد هشتم: ادرار کردن زن از ترس عمر 54
- اشاره 55
- زمان و کیفیت وقوع ماجرا 57
- ادامه ماجرا 58
- اشاره 60
- روایت اول: 60
- اشاره 60
- روایت سوم: 71
- روایت چهارم: 72
- اشاره 73
- روایت اول: 73
- روایت دوم: 74
- روایت سوم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، ابو الأسود 75
- روایت چهارم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، عامر شعبی 76
- روایت پنجم: اعتراف امام و دریای علم اهل سنت، سعید بن کثیر بن عفیر (از اساتید بخاری و مسلم) 78
- سند اول: 81
- روایت ششم: اعتراف ابوبکر و اظهار پشیمانی اش از هجوم 81
- اشاره 81
- توثیق علوان بن داود البجلی 83
- ردی بر تضعیفات علوان بن داود 84
- بحثی در معنای حدیث منکر و منکر الحدیث 87
- اول: روایت ابن عساکر 90
- اشاره 90
- سوم: روایت ابن قیم جوزیه 91
- پاسخ به شبهه ی تدلیس لیث بن سعد 91
- اشاره 93
- تصحیح و تحسین این حدیث توسط علمای اهل سنت 93
- اشاره 93
- اشاره 95
- تحریف روایت توسط علمای اهل سنت 95
- اشاره 97
- اصل سقط شدن حضرت محسن علیه السلام 98
- اشاره 98
- سقط شدن حضرت محسن علیه السلام در هنگام هجوم 100
- 1. ابراهیم بن سیار نظام المعتزلی متوفای 231 ه 100
- اشاره 100
- اشاره 110
- شبهه دوم: می گویند نام جنینی که سقط شد محسن ایلام بوده. عرب کی و... 112
- شبهه سوم: عمر از داخل مسجد به سوی کجا به راه افتاد و علی علیه السلام را از کجا به کجا کشان کشان آوردند؟! ..... 114
- شبهه پنجم: چرا حضرت علی علیه السلام اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟ 124
دوم: روایت مهنا بن یحیی شامی (متوفای 248 ه-)
مهنا بن یحیی شامی (متوفای 248 ه) که از ثقات و بزرگان اصحاب احمد بن حنبل بوده است، این روایت را با همین سند دوم (لیث از صالح؛ بدون واسطه ی علوان) برای احمد نقل کرده است و احمد بن حنبل نیز پاسخ داده که این روایت صحیح نیست؛ زیرا از کتاب ابن دأب (متوفای 171 ه؛ از شاگردان صالح بن کیسان) گرفته شده و به دروغ به لیث بن سعد نسبت داده شده است! (1)
اما بطلان سخن احمد روشن است؛ زیرا این روایت با چندین طریق معتبر، از لیث بن سعد نقل شده است
و در آن شکی نیست و سخن در بین لیث و صالح است.
سوم: روایت ابن قیم جوزیه
ابن قیم جوزیه نیز این روایت را با این سند؛ اما به صورت ناقص نقل کرده است:
بطور وذکر لیث عن ابن سعد عن صالح بن کیسان عن حمید بن عبد الرحمن بن عوف عن أبیه أن أبا بکر رضی الله عنه قال فی مرضه الذی مات فیه ... .»(2)
نظر به اینکه ابن قیم سند روایت را تا لیث بن سعد ذکر نکرده، به نظر میرسد که سند را تا او صحیح میدانسته است.
پاسخ به شبهه ی تدلیس لیث بن سعد
این اشکال که لیث بن سعد، واسطه ی بین خودش و صالح بن کیسان؛ یعنی علوان بن داود را از سند حذف کرده است، وارد نیست؛ زیرا این دو، هم عصر بودند و همزمان در شهر مدینه حضور داشته اند؛ لذا امکان نقل حدیث از یکدیگر را داشته اند:
1- [1] المنتخب من علل الخلال، ص 296-297 رقم 196 سایت شامله / قَالَ مهنا: سألت أَحْمَدَ، عَنْ حَدِیثِ: اللَّیْثِ بْنِ سَعْدٍ، عَنْ صَالِحِ بْنِ کَیْسَانَ، عَنْ حُمَیْدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ أَبِیهِ، أَنَّهُ دَخَلَ عَلَی أَبِی بَکْرٍ فِی مَرَضِهِ، فسلَّم عَلَیْهِ، فَقَالَ: "أَمَا إنی مَا آسَی إِلا عَلَی ثَلاثٍ فعلتُهنَّ" -الْحَدِیثَ؟.فَقَالَ أَحْمَدُ: لَیْسَ صَحِیحًا.قلتُ: کَیْفَ ذَا؟.قَالَ: أُخذ مِنْ کِتَابِ ابْنِ دابٍ، فَوَضَعَهُ عَلَی اللَّیْثِ.قَالَ الْخَلالُ: قَالَ أَبُو بَکْرِ بْنُ صَدَقَهَ رُوِیَ هَذَا الْحَدِیثُ، عَنْ عُلْوَانَ بْنِ دَاوُدَ الْبَجَلِیِّ، مِنْ أَهْلِ قرقِیسیا، وَهُوَ یُحَدِّثُ بِهَذِهِ الأَحَادِیثِ، عَنِ ابْنِ دَابٍّ، ورأیتُ هذا الحدیث من حدیثه، عن دابٍ، وَعُلْوَانُ فِی نَفْسِهِ لا بَأْسَ بِهِ.
2- [2] عده الصابرین ج 1 ص 178-179