مظلومیت حضرت زهرا علیهاالسلام : غصب فدک و هجوم به خانه ی وحی در اسناد معتبر اهل سنت و پاسخ به چند شبهه ی فاطمی صفحه 92
- تقدیم به: 1
- اشاره 7
- چهارم: خشنودی و غضب خدا با خشنودی و غضب حضرت زهرا علیها السلام 9
- سوم: حضرت زهرا علیها السلام پاره ی جان رسول خدا صلی الله علیه و آله 9
- پنجم: هم مکان با رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت 10
- اشاره 10
- ششم: اعتراف عایشه به فضائل حضرت زهرا علیها السلام 10
- اشاره 12
- مرکز فتوای اسلام وب: بر ما واجب است که از اختلافات صحابه سخن نگوییم 13
- ابن حجر هیثمی: واجب است از بیان مشاجرات بین صحابه پرهیز شود 14
- حیله گر 14
- ابن صلاح: بیان مشاجرات بین صحابه، از نقاط ضعف کتب شناخت صحابه است 15
- معلمی یمانی: اگر روایتی مخالف با مذهب اهل سنت باشد، علمای ایشان آن را تحریف می کنند 15
- دستور احمد بن حنبل به آتش زدن روایات مطاعن صحابه 16
- روایت یکم: 16
- روایت دوم: 16
- روایت سوم: 17
- احادیث عبد الرزاق در مطاعن صحابه که نوشته نشد 17
- روایاتی در مطاعن معاویه که توسط عالمان اهل سنت پاره شد 18
- کتاب دو جلدی یکی از حافظان بزرگ اهل سنت در مطاعن ابوبکر و عمر 18
- راوی ثقه ای که به خاطر نقل روایات مطاعن شیخین، مطرود می شود 19
- اشاره 20
- اشاره 21
- بحث اول: فدک، ملک شخصی پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است 21
- قاسم بن سلام و ابن زنجویه 21
- محمد بن جریر طبری 22
- اشاره 23
- اشاره 23
- اولا: 23
- سند اول: 23
- پاسخ به جرح های علمای اهل سنت بر عطیه 29
- سند دوم: 31
- سند سوم: 31
- سند اول: 32
- سند دوم: 32
- سند چهارم: 33
- اشاره 35
- مطالبه فدک به همراه عباس بن عبد المطلب 37
- مطالبه فدک به همراه حضرت علی علیه السلام و استدلال ایشان به آیات قرآن 37
- مطالبه ی فدک توسط حضرت علی علیه السلام و عباس و دروغگو دانستن ابوبکر و عمر 38
- اول: 41
- اشاره 41
- دوم: 42
- سوم: 42
- پنجم: 43
- چهارم: 43
- اشاره 48
- مورد دوم: عمر، زنان سوگوار را در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله کتک زد 49
- مورد سوم: عمر، خواهر ابوبکر و دیگر زنانی را که در خانه عایشه جمع شده بودند، کتک زد 50
- مورد چهارم: عمر، زنانی را که در خانه ی ام المومنین میمونه جمع شده بودند، کتک زد 51
- مورد پنجم: عمر زنش را نیمه شب کتک زد 52
- مورد ششم: عمر کنیزها را به خاطر داشتن حجاب کتک می زد 52
- مورد هفتم: سقط جنین از ترس عمر 53
- مورد هشتم: ادرار کردن زن از ترس عمر 54
- اشاره 55
- زمان و کیفیت وقوع ماجرا 57
- ادامه ماجرا 58
- اشاره 60
- روایت اول: 60
- اشاره 60
- روایت سوم: 71
- روایت چهارم: 72
- اشاره 73
- روایت اول: 73
- روایت دوم: 74
- روایت سوم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، ابو الأسود 75
- روایت چهارم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، عامر شعبی 76
- روایت پنجم: اعتراف امام و دریای علم اهل سنت، سعید بن کثیر بن عفیر (از اساتید بخاری و مسلم) 78
- سند اول: 81
- روایت ششم: اعتراف ابوبکر و اظهار پشیمانی اش از هجوم 81
- اشاره 81
- توثیق علوان بن داود البجلی 83
- ردی بر تضعیفات علوان بن داود 84
- بحثی در معنای حدیث منکر و منکر الحدیث 87
- اول: روایت ابن عساکر 90
- اشاره 90
- سوم: روایت ابن قیم جوزیه 91
- پاسخ به شبهه ی تدلیس لیث بن سعد 91
- اشاره 93
- اشاره 93
- تصحیح و تحسین این حدیث توسط علمای اهل سنت 93
- تحریف روایت توسط علمای اهل سنت 95
- اشاره 95
- اشاره 97
- اصل سقط شدن حضرت محسن علیه السلام 98
- اشاره 98
- 1. ابراهیم بن سیار نظام المعتزلی متوفای 231 ه 100
- اشاره 100
- سقط شدن حضرت محسن علیه السلام در هنگام هجوم 100
- اشاره 110
- شبهه دوم: می گویند نام جنینی که سقط شد محسن ایلام بوده. عرب کی و... 112
- شبهه سوم: عمر از داخل مسجد به سوی کجا به راه افتاد و علی علیه السلام را از کجا به کجا کشان کشان آوردند؟! ..... 114
- شبهه پنجم: چرا حضرت علی علیه السلام اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟ 124
صالح بن کیسان مدنی که اصحاب کتب سته همگی از او روایت نقل کرده اند، مؤدب بود و فرزندان عمر بن عبد العزیز را در زمان امارتش بر مدینه ادب می کرد. »(1)
«ابن بکیر از لیث نقل کرده است که گفت: در مدینه با حجاج بودم و در آنجا بسیار پهن بود و من نعلین می پوشیدم و هنگامی که به درب مسجد می رسیدم، یکی را در می آوردم و داخل می شدم و یحیی بن سعید انصاری می گفت: این کار را نکن؛ چرا که تو پیشوایی هستی که به تو نگاه می شود.»(2)
اینکه دو راوی هم عصر باشند و امکان ملاقات با یکدیگر را داشته باشند، سخت ترین شرایط صحت حدیث است که شرط بخاری از این نوع است.
بنابراین این حدیث، با شروط بخاری صحیح است.
ابن عبد البر روایت دیگری را از لیث بن سعد از صالح بن کیسان نقل کرده است که مستقل بودن سند دوم را تأیید می کند:
حدثنا الحسن بن حجاج الزیات الطبرانی حدثنا الحسن بن محمد المدنی حدثنا یحیی بن عبد الله بن بکیر حدثنا اللیث بن سعد عن صالح بن کیسان عن ابن شهاب عن أبی أمامه بن سهل بن حنیف عن أبی سعید الخدری أنه سمع رسول الله صلی الله علیه وسلم یقول بینا أنا نائم والناس یعرضون علی وعلیهم قمص فمنها ما یبلغ إلی الثدی ومنها دون ذلک وعرض علی عمر ابن الخطاب وعلیه قمیص یجره قالوا فما أولت ذلک یا رسول الله قال الدین .» (3)
بنابراین در این طریق، علوان بن داود وجود ندارد و سندش صحیح است.
1- [1] تاریخ الإسلام ج 9 ص 178 صالح بن کیسان المدنی ع ، المؤدب ، أدب أولاد عمر بن عبد العزیز زمان إمرته علی المدینه
2- [2] تاریخ الإسلام ج11 ص 306-307 ابن بکیر قال : قال اللیث : کنت بالمدینه مع الحجاج ، وهی کثیره السرقین ، فکنت ألبس خفین ، فإذا بلغت باب المسجد نزعت أحدیهما ودخلت ، فقال یحیی بن سعید الأنصاری : لا تفعل هذا فإنک إمام منظور إلیک
3- [3] الاستیعاب ج 3 ص 1148- 1149