دو مکتب در اسلام جلد اول صفحه 101

صفحه 101

فاطمه نیز اضافه کرد که :

ابوالحسن آنچه را که شایسته او بود انجام داده است . آنها کاری کرده اند که خدا به حسابشان خواهد رسید و باید جوابگوی آن باشند. (262)

معاویه در نامه ای که برای علی (ع ) ارسال داشته بود، به همین موضوع ، و آنچه ما از یعقوبی نقل کردیم ، اشاره دارد که می نویسد:

دیروز را به خاطر می آورم که پرده نشین خانه ات (فاطمه زهرا(ع )) را شبانه بر درازگوشی می نشانیدی و دست حسن و حسین را در دست می گرفتی و در زمان بیعت ابوبکر صدیق ، هیچکدام از اهل بدر و پیشگامان به اسلام را از دست ننهادی مگر اینکه به یاری خود فراخواندی ! با همسرت بر در خانه شان رفتی و دو فرزندت را سند و برهان ارائه دادی و ایشان را علیه همدم پیغمبر به یاری خود خواندی ، ولی در آخر بجز چهار یا پنج نفر، کسی دیگر دعوتت را اجابت

نکرد. زیرا به جان خودم اگر حق با تو بود بی شک به تو روی می آورند و دعوتت را اجابت می کردند.

اما تو ادعایی داشتی بیجا و باطل ، و سخنی می گفتی که کسی باور نداشت و قصد انجام کاری داشتی که ناشدنی بود.

هر چند فراموشکار باشم ، سخنت را به ابوسفیان ، که تو را تحریک به قیام می کرد، فراموش نکرده ام که گفتی : اگر چهل مرد با اراده و ثابت قدم می یافتم ، علیه آنها قیام می کردم . (263)

معمر از زهری حدیثی را از عایشه ، ام المومنین ، نقل می کند که در آن از ماجرای بین فاطمه (ع ) و ابوبکر درباره میراث رسول خدا(ص ) سخن رفته است ، و عایشه در پایان آن می گوید:

فاطمه از ابوبکر روی برگردانید و تا زنده بود با او سخن نگفت .

او شش ماه پس از وفات رسول خدا(ص ) زنده بود و چون از دنیا رفت ، همسرش علی (ع ) بر او نماز خواند و به خاکش سپرد و ابوبکر را خبر نکرد. فاطمه (ع ) مایه افتخار و احترام علی بود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه