دو مکتب در اسلام جلد اول صفحه 25

صفحه 25

انجام نداده بود. (66)

5- همچنین مسلم در صحیح می نویسد:

پیغمبر خدا(ص ) بر جمعی گذر کرد که مشغول گرده افشانی بر نخلهای خود بودند. آن حضرت رو به آنان کرد و گفت : اگر آنها را تلقیح نکنید بهتر است . با سخن پیغمبر، آنان دست از کار خود برداشتند و نخلها را به حال خود رها کردند. در نتیجه ، در آن سال نخلهای ایشان به بار ننشست . موضوع را به حضرتش گفتند. او در پاسخ آنها فرمود: انتم اعلم بامور دنیاکم . یعنی شما در کارهای دنیاتان از من واردتر و دانا هستید. (67)

6- بخاری و مسلم در صحیح خود آورده اند:

رسول خدا(ص ) مشغول گوش دادن به آواز کنیزکانی بود. ابوبکر از راه رسید و بر سر کنیزکان فریاد کشید و آنان را متواری ساخت . (68)

7- مسلم در صحیح خود می نویسد:

رسول خدا(ص )، عایشه را بر دوش خود برداشته بود تا شیرینکاریهای حبشیان را، که در مسجد بساط نمایش پهن کرده بودند، تماشا کند. در آن هنگام عمر از راه رسید و بر سر نمایش دهندگان فریاد کشید و پراکنده شان ساخت . (69)

دنباله این داستان در روایت ترمذی چنین آمده است : ناگهان عمر از راه رسید، تا مردم چشمشان به عمر افتاد، پس پس رفتند و متفرق شدند. پیغمبر فرمود: می بینم که شیاطین جن و انس هم از عمر می گریزند. (70)

و در روایتی دیگر چنین می خوانیم :

پس از بازگشت رسول خدا(ص ) از یکی از غزوات ، کنیزکی سیاه چرده در پیش حضرتش بر دف می کوفت و آواز می خواند. در همین هنگام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه