دو مکتب در اسلام جلد اول صفحه 308

صفحه 308

د: از نویسندگان که احادیث وصیت را آورده اند: امام احمد بن حنبل پیشوای مذهب حنابله (م 241ق ) در کتاب مناقب علی ، دینوری (م 282 ق ) در کتاب اخبار الطوال ، امام المورخین محمد بن جریر طبری (م 310 ق ) در تاریخش ، بیهقی که تا پیش از سال 320 زنده بوده است در المحاسن و المساوی ، امام المحدثین و رکن جهان مذهب خلفا طبرانی (در گذشته به سال 360 هجری ) در معاجمش ، ابونعیم اصفهانی (م 430 ق ) در حلیه الاولیاء، حافظ ابن عساکر شافعی (م 571 ق ) در تاریخ مدینه دمشق ، ابن اثیر (630 ق ) در تاریخش ، ابن ابی الحدید شافعی (م 656 ق ) در شرح نهج البلاغه و متقی هندی (م 975 ق ) در کنز العمال .

اینان و همانند اینان ، بنا به تعبیر ابن کثیر، همان گروه نادانان شیعه و داستانسرایان نفهم و ابله ایشان می باشند که با ذکر روایت وصیت و یا نقل آنها در کتابهایشان از زبان صحابه و تابعین ، بدان بالیده و دلخوش داشته اند، و با اتکا به آنها در اشعار خود و یا سخنرانیهایشان از آن یاد کرده اند. امثال : بن بکار در کتاب الموفقیات خود، طبری و ابن اثیر در تاریخهایشان ، خطیب بغدادی در تاریخ خود، مسعودی شافعی در مروج خود، امام مقدم در حدیث حاکم نیشابوری در المستدرک و ذهبی در تذکره و مانند اینها.

ابن کثیر همه آنچه را که در این زمینه آورده ایم پرده پوشی نموده ، و بیشتر آنهایی را که مورد

اشاره ما بوده و در دسترس همه دانشمندان هم عصرش قرار داشته کتمان کرده است ، مدارکی که بر اثر مراقبت شدید ایشان در دور نگهداشتن آنها از دسترس مردمان ، به دست ما نرسیده است .

ابن کثیر همه اینها را کتمان کرده و نادیده گرفته و از آن همه ، هیچکدام را در جنگ کبیر و کتاب مشحون از همه چیزش نیاورده است !

او اینها همه را کتمان کرده ، زیرا با تضعیف راویان و روایات ، و کتابهایی که آنها را نقل کرده اند، و مسخره کردن هر کس که به آنها استدلال کند، زمینه را طوری فراهم کرده که بعدها چیزی از موارد کتمان شده را در کتابی دیگر به دست آورند، بنابه این گفته او که مایه دلخوشی و بالندگی نادانان شیعه و ایشان است ، آن را تصدیق نکرده و باور ننمایند!

و از این دست کتمان و پرده پوشی نزد علمای مذهب خلفا فراوان می توان یافت .

7/2. سرکوفت و زخم زبان به راویان حدیث

ابن عبدالبر می نویسد که شعبی از حارث همدانی به این گونه یاد کرده است : حدثنی الحارث و کان احد الکذابین . یعنی حارث ، که یکی از دروغگویان بزرگ است ، برایم چنین گفت . ابن عبدالبر سپس می گوید: از شخص حارث دروغی تا به حال ثابت نشده ، بلکه شعبی از آن جهت از حارث بدش می آید که او در دوستی علی و برتر داشتن مقام و منزلت او بر دیگران راه افراط پیموده است و از این روی است - و خدا می داند - که شعبی او را دروغگو معرفی می کند. زیرا خودش

ابوبکر را مقدم می دارد و وی را نخستین کسی می شمارد که اسلام آورده است . (639)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه