دو مکتب در اسلام جلد اول صفحه 348

صفحه 348

ابوبکر و عمر آنچه را که مربوط به ایشان می شد نمی گرفتند و آن را بر جای می نهادند، اما من آنها را برمی گیرم و در میان خویشاوندانم قسمت می کنم . و مردم بر او برآشفتند.

و همچنانکه گفتیم عمیر بن سعد را، که مردی پارسا و خیراندیش بود، از حکومت حمص برداشت و حکومت آن جا را به ضمیمه شام در اختیار معاویه نهاد. عمروعاص را از فرمانروایی بر مصر معزول کرد، و حکومت آنجا را به ابن ابی سرح واگذار نمود. ابوموسی اشعری را از بصره برداشت و عبدالله بن عامر را به جایش منصوب کرد. مغیره بن شعبه (669) را از فرمانروایی بر کوفه بر کنار نمود و سعیدبن العاص را به جایش نشانید و همین کارها بود که مردم را بر آن داشت تا به اعتراض برخیزند و در رویش بایستند.

زهری می گوید عثمان گروهی از سران صحابه را، که عمار یاسر نیز در میانشان بود، فراخوند و به ایشان گفت مطلبی از شما می پرسم و می

خواهم که به من راست بگویید. شما را به خدا سوگند می دهم ، آیا قبول دارید که رسول خدا(ص ) قریش را بر دیگر مردمان ترجیح می داد و بنی هاشم را بر دیگر قریشان ؟ آنها سکوت اختیار کردند و چیزی نگفتند. پس عثمان گفت : اگر کلیدی بهشت در اختیار من می بود، بی گمان همه آنها را در دست بنی امیه می نهادم تا همگی داخل آن شوند! (670)

در اینجا، جایی برای بازگو کردن ناروای فرماندهان و حکام بنی امیه در اواخر خلافت عثمان در مصر و شام و کوفه و بصره و مدینه - که مورد اشاره مورخان است - وجود ندارد، و یا رفتار نابهنجار شخص عثمان و دارودسته اش با پاکان صحابه و تابعین ایشان . اما به این همه ، ما تنها به ذکر پاره ای از آنچه عثمان و بستگانش در میان اصحاب پیغمبر(ص ) بر سر غفاری آورده اند بسنده می کنیم .

ابوذر در موسم حج در منی

از ابوکثیر به نقل از پدرش آمده است که گفت :

من در محل جمره وسطی به خدمت ابوذر رسیدم . در آنجا مردم گرد او را گرفته از وی سوال می کردند و فتوا می خواستند.

در این هنگام مردی بالای سر ابوذر ایستاد و گفت : مگر به تو فرمان نداده اند که مسائل را پاسخ نگویی و فتوا ندهی ؟! ابوذر سربلند کرد و در او نگریست و گفت :

مگر تو جاسوس منی ؟ آنگاه به سخن خود چنین ادامه داد:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه