دو مکتب در اسلام جلد اول صفحه 501

صفحه 501

386- نهج البلاغه ، چاپ استقامت قاهره ، که لفظ جلاله الله در آن آمده است .

387- منظور آن حضرت از ثمره ، اهل بیت پیامبر خدا(ص ) است .

388- نهج البلاغه ، باب حکم ، ح 185، تحقیقف محمد ابوالفضل ابراهیم .

389- آورده اند که ابوبکر قبل از بیعت با او گفته بود: اقیلونی فلست بخیرکم . یعنی مرا رها کنید که بهترین شما نیستم .

390-ما در گذشته این داستان را از مطمئنترین منابع ذکر کردیم . شیخ محمد عبده در شرح بر شورا، می نویسد:

سعد بن ابی وقاص از پسر عموهای عبدالرحمان بن عوف و هر دو از بنی زهره بودند. سعد کینه علی را از دائیهایش به ارث برده بود. زیرا مادرش حمنه دختر ابوسفیان بود و علی هم که دستش به خون سران قریش و خانواده ابوسفیان آغشته بود. اما عبدالرحمان داماد عثمان بود، زیر ام کلثوم دختر عقبه بن ابی معیط، خواهر مادری عثمان ، همسر او بود. طلحه نیز میانه اش با عثمان سخت گرم بود و گذشته از آن دلیل انحرافش از علی همین بس که او از قبیله تیم بود و بین بنی هاشم و بنی تیم از همان روز سقیفه در خلافت ابوبکر برخوردهایی صورت گرفته بود و این بود که جانب عثمان را می گرفت . وقتی که عمر درگذشت ، اینان گرد هم آمدند و به مشورت پرداختند و چند دسته شدند. طلحه را رای گیری طرف عثمان را گرفت ، زبیر طرفدار علی و سعد بن ابی وقاص پشت سر عبدالرحمان بن عوفرهنگ عمر گفته بود که شورا بیشتر از سه روز

نباید طول بکشد و در صورت بروز اختلاف ، همراه دسته عبدالرحمان بن عوف باشید. پس عبدالرحمان به علی گفت بر تو باد عهد و پیمان خدآکه به کتاب خدا و سنت پیغمبر و روش دو خلیفه پیشین عمل نمایی . علی گفت امید است که چنین کنم ، و به اندازه دانش و تواناییم . پس عبدالرحمان روی به عثمان کرد و همانا را هم به وی گفت و عثمان همه را پذیرفت . آنگاه عبدالرحمان سر به جانب سقف مسجد بلند کرد و گفت خدایاا بشنود و گواه باعلیهم السلام خداوندا من آنچه را بر عهده داشتم به گردن عثمان انداختم . و دست به دست عثمان زد و گفت : السلام علیک یا امیرالمومنین ، و با او بیعت کرد. علی ، نگران و افسرده از آنجاا خارج شد و مقداد بن اسود به عبدالرحمان گفت : تو علی را که جانب حق را نگه می داشت و مردی دادگستر بود رها کردی ؟ عبدالرحمان گفت : ای مقداد، من نهایت سعی خود را برای مسلمانان به کار بردم . مقداد پاسخ داد: من از قریش در شگفتم که مردی را رها کردند که داوری کننده ای بهتر از او به حق ، نه معرفی شده و نه سراغ دارند. عبدالرحمان گفت : ای مقداد، من بر تو از فتنه انگیزی می ترسم ، پس برای خدا بس کن . پس آنگاه که آن اتفاقات در زمان عثمان پیش آمد که عامل اصلی آنها از بستگان او بود و زمام حکومت شهرهای مختلف را به دست داشت ، در نتیجه سران

صحابه از وی رویگردان شدند و مقداد به عبدالرحمان گفت : این همان محصول دست توست . عبدالرحمان گفت من این را گمان نداشتم ، ولی خدا را گواه می گیرم که با او حرف نخواهم زد. و عبدالرحمان مرد، در حالی که از عثمان رویگردان بود. تا آنجا که گفته اند عثمان در بیماریش به عیادت او رفت و عبدالرحمان از او روی بگردانید و رو به طرف دیوار کرد. وخدا داناتر است و داروی از آن اوست .

391- مجله الازهر، جلد/ 32 باب الکتب ، از جلد دهم ، سال 1380ه ، ص 1150 - 1151، در نقدی بر کتاب عبدالله بن سبا.

392- خطبه امام حسین (ع ) در مقابل سپاه حر بن یزید ریاحی ، در تاریخ طبری و ابن اثیر و مقتل خوارزمی .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه