دو مکتب در اسلام جلد اول صفحه 65

صفحه 65

همین امر نسبت به نامگذاریهایی که در میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی و یا یکی از فرقه های برخاسته از اسلام رواج دارد نیز صادق است .

نمونه این قبیل اصطلاحات را در الفاظ الشاری و المشرک گروه خوارج می توان یافت . چه ، لفظ شاری برای خوارج همان معنا و مفهوم را دارد که لفظ مجاهدبرای عموم مسلمانان . و مشرک در نظر آنها بر همه مسلمانان ، یا هر کس که هوادار ایشان نباشد، اطلاق می شود. یعنی همه مسلمانان غیر از خودشان .

همچنین است کلمه رافضی - که نامی است نیشدار و با کنایه - که برخی از پیروان مذهب خلفا بر بعضی از پیروان مذهب اهل بیت (ع ) نهاده اند، و نیز کلمه ناصبی که پیروان اهل بیت (ع ) بر هر کس که دشمن ائمه اهل بیت (ع

) باشد، گذاشته اند.

در چنین حالتی ، ما اولی را اصطلاح خوارج و دومی را اصطلاح مذهب خلفاو سومی را اصطلاح پیروان مذهب اهل بیت (ع )می نامیم .

بنابر آنچه گفتیم ، اگر در مذهب خلفا به لفظ ناصبی برخورد کردیم ، آن را به معنای دشمن اهل بیت (ع ) نخواهیم گرفت . و یا اگر لفظ شاری را در نزد کسانی غیر از خوارج دیدیم ، معنای مصطلح در نزد خوارج را از آن برداشت نمی کنیم .

4- حقیقت مجاز

اگر لفظی در معنای خودش چنان رایج و مشهور شود که شنونده چیزی غیر از معنای مخصوص آن به خاطرش نرسد، آن لفظ را حقیقتی گویند. مانند لفظ اسد(شیر درنده ) که از به کار بردن آن ، تنها معنای حیوان وحشی و درنده مستفاد می شود و نه چیزی دیگر. و یا لفظ صلاه (نماز) که برای ما مسلمانان مفهومی جز یک سلسله حرکات توام با اذکار ویژه ندارد.

لفظ اسدرا در مثال نخستین ، که مبین حقیقت وجودی حیوان درنده است ، به عنوان حقیقت لغوی و لفظ صلاه را در مثال دوم ، که تعریفی است حقیقی از یک سلسله اعمال مخصوص ، حقیقت شرعی می نامند.

لفظ اسد(و در فارسی شیر) را گاهی در مقام تعریف مرد شجاع به کار می برند و مثلا - می گویند: شیر را دیدم که در مسجد سخن می گفت ،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه