دو مکتب در اسلام جلد اول صفحه 79

صفحه 79

وصیت رسول خدا(ص )

پیش از آنکه به بحث درباره نظر دو مذهب درباره امامت و خلافت بپردازیم ، بجاست تا رویداد تاریخی در صدر اسلام را برای تشکیل حکومت و خلافت و به دست گرفتن زمام امور مسلمانان مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم .

اختلاف در به دست گرفتن زمام امور مسلمانان در همان روز وفات رسول خدا(ص ) آغاز شد و ماجرا

از این قرار بود که رسول خدا(ص ) پرچم جنگ و فرماندهی سپاه را به دست آزاد کرده و فرزند آزاد کرده خود، اسامه بن زید، بست و وی را مامور جنگ با رومیان کرد و مقرر داشت تا همه سران مهاجران و انصار، همچون ابوبکر، عمر، ابو عبیده جراح ، سعد بن ابی وقاص ، سعید بن زید و دیگران تحت فرماندهی او در این جنگ شرکت کنند.

در اجرای فرمان رسول خدا(ص )، اسامه در سه میلی مدینه ، در ناحیه ای به نام جرف ، اردو زد و همی احوال پیامبر خدا(ص ) بیمار و بستری گردید.

انتخاب اسامه به سمت فرماندهی سپاه ، که بیش از هفده سال نداشت ، بر ریش سفیدان و نامداران مهاجر و انصارگران آمد. لذا اعتراض کنان گفتند: جوانی نوخاسته را بر پیشگامان در اسلام از میان مهاجر و انصار فرماندهی می دهند؟

رسول خدا(ص ) از شنیدن این سخن به خشم آمد. پس در حالتی که دستمالی بر سربسته و قطیفه ای بر دوش افکنده بود، بیرون آمد و بر منبر نشست و فرمود:

این چه سختی است که از بعضی از شما درباره فرماندهی اسامه شنیده ام ؟ پیش از این نیز درباره فرماندهی پدرش به طعنه پرداخته بودید؟ حال آنکه به خدا سوگند هم زید شایستگی فرماندهی را داشت و هم پسرش ، اسامه ، این شایستگی را دارد.

پس ، از منبر به زیر آمد و به خانه رفت . در همین هنگام همه افرادی که مقرر شده بود تا در سپاه اسامه شرکت کنند، برای وداع به خدمت پیغمبر رسیدند و از آنجا به اردوگاه رفتند.

پس از رفتن ایشان دیری نپایید که بیماری رسول خدا(ص ) شدت یافت و در همان حال پیاپی می فرمود: سپاه اسامه را روانه سازید.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه