دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 134

صفحه 134

پس از سرکوبی اینان بود که سپاهیان دستگاه خلافت برای فتوح تجهیز شده از مرزها گذشتند و به دنبال گسترش دامنه فتوحات و ازدیاد ثروت ، خمس را بین مسلمانان از بنی هاشم و دیگران توزیع کردند، و برخی از ما ترک پیامبر خدا(ص ) را نیز به عنوان صدقات پیغمبر در اختیار بنی هاشم نهادند تا تولیت توزیع و تقسیم آنها را بر عهده بگیرند.

از جابر آورده اند که گفت : خمس را در امور خیریه به کار بردند و آن را به بینوایان و درماندگان دادند؛ اما همین که ثروت فزونی گرفت ، آن را در غیر آن مورد به مصرف رسانیدند (518).

از بیشتر روایات چنین بر می آید که این تغییرات در دوران زمامداری عمر صورت گرفته است . عمر می خواست مقداری از خمس را به بنی هاشم بدهد، اما بنی هاشم زیر بار نرفتند و

جز با گرفتن تمامی سهامشان موافقت ننمودند. این مطلب در پاسخ ابن عباس به نجده حروری آمده است ؛ آنگاه که نجده از او پرسید سهم ذوالقربی به چه کسی می رسد؟ او پاسخ داد: ما می گفتیم ذوالقربی ما هستیم ، اما قوم ما قریش این را از ما نپذیرفتند (519) و گفتند: همه قریش ذوالقربای پیغمبرند (520)! و در روایت دیگر آمده است که ابن عباس گفت : سهم ذوالقربی مربوط به نزدیکان پیغمبر می باشد و شخص پیغمبر آن را در میان ایشان تقسیم می کرد. اما عمر بخشی از آن را به ما عرضه داشت و ما هم چون آن مقدار را کمتر از حق خود یافتیم ، آن را به وی بازگردانیده زیر بارش نرفتیم (521).

و بنا به روایتی دیگر: سهم ذوالقربی از آن ما اهل بیت است . عمر از ما خواسته بود تا از آن بی همسران ما را همسر دهد و برهنگان ما را بپوشاند و وامداران ما را از فشار قرض برهاند. ما هم قبول نکردیم مگر اینکه همه آن را در اختیار خود ما بگذارد. او هم موافقت نکرد، و ما نیز از آن چشم پوشیدیم . (522)

و در روایتی دیگر از ابن عباس آمده است : عمر از خمس ، آن مقدار که خودش فکر می کرد که حق ما همان مقدار است به ما پیشنهاد کرد. اما ما نپذیرفتیم و گفتیم : حق ذوی القربی یک پنجم خمس است . او گفت : خداوند خمس را بر طبقاتی مشخص و با عنوان مقرر داشته است ، اما گروهی که از نظر تعداد نفرات

و تنگی معیشت در حد بالایی هستند بر دیگران مقدمند. ابن عباس به سخن ادامه داد و گفت : بعضی از ما آن را پذیرفتند، و بودند کسانی هم که قبول نکردند (523).

بیهقی نیز در سننش از قول عبدالرحمان بن ابی یعلی نظیر همین روایت را آورده است که گفت :

من علی را نزدیکیهای احجاز الزیت (روغن کشی ) دیدار کرده ، از او پرسیدم : پدر و مادرم فدایت ! ابوبکر و عمر با حق شما اهل بیت در خمس چه کردند؟ گفت :...عمر گفت در اینکه شما را در آن حقی است حرفی نیست ، اما نمی دانم اگر مقدار آن فزونی گیرد، باز هم همه آن به شما تعلق خواهد گرفت یا نه . حال اگر موافق باشید، من آن مقدار را که خودم صلاح بدانم به شما خواهم داد. ما هم زیر بار پیشنهاد او نرفتیم و جز به تمام حق خود راضی نشدیم ، او هم از دادن همه آن به ما خودداری کرد (524)!

از پاره ای از روایات چنین بر می آید که عمر بروزگار خلافتش تولیت برخی از ما ترک پیامبر خدا(ص ) را در مدینه به عباس ، عموی آن حضرت ، و امیرالمؤ منین علی بن ابی طالب سپرده باشد (525).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه