دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 151

صفحه 151

ه . غنیمت و مغنم ، عرب در جاهلیت و اسلام هر گاه چیزی را بدون زحمت و مشقتی به دست می آورد، به آن غنیمت و مغنم می گفت . اغتنام ، به معنای پیشی گرفتن است برای به دست آوردن غنیمت . اما آنچه را عرب در جنگ با زحمت و مشقت به

دست می آورد، سلب غارت و چپاول می نامید؛ آن هم در صورتی که آن را از فرد مغلوب شده خود، از لباس و سلاح و مرکب سواری و آنچه را به همراه داشت ، می گرفت . ولی اگر او را از همه اموال و داراییش بی بهره می ساخت ، به آن حربه می گفت . غارت و چپاول نیز در نزد ایشان همان معنا و مفهوم غنیمت و مغنم زمان ما را داشته است .

نخستین باری که واژه غنم به عنوان کسب مطلق مال ، بدون لحاظ کردن مشقت و زحمت ، آمده ، در قرآن کریم و درباره تمامی اموال دشمن در غزوه بدر بوده ، که پس از اینکه خداوند حق تملک شخصی را از آن سلب و آن را انفال نامید، تمامی آن را در اختیار خدا و پیامبرش قرار داد و سپس آن را به عنوان غنیمت و دستاورد به همان رزمندگان واگذار فرمود. و در همان آیه ، پرداختن خمس را از مطلق غنایم و دستاوردها به خدا و پیامبرش و نزدیکان آن حضرت اختصاص داد؛ با توجه به اینکه در جاهلیت ربع آن به شخص رئیس تعلق می گرفت . خداوند مورد دریافت خمس را از مطلق غنایم و دستارودها مقرر فرمود و مقدار ربع را به خمس پایین آورد و مصرف آن را در شش مورد و به طور مساوی مشخص فرمود؛ در حالی که در دوره جاهلیت سهم رئیس یکسره به شخص او می رسید و کسی دیگر با وی شریک نبود.

گذشته از آن ، دلیل دیگری که حکایت از آن دارد که پرداخت

خمس به مطلق دستاوردها تعلق می گیرد این است که همه مسلمانان متفقند بر اینکه رسول خدا(ص ) از محصول معادن و دفینه ها و گنجینه ها خمس می گرفت ، و حال آنکه این قبیل دستاوردها را مسلمانان از راه جنگ به دست نیاورده بودند.

و باز در سنت است که پیامبر اسلام به نمایندگان عبدالقیس دستور داد تا خمس دستاوردهای خود را پرداخت کنند. و این دستور را هنگامی صادر کرد که از آن حضرت خواسته بودند احکام اسلام را به ایشان بیاموزد تا دیگر افراد قبیله خود را تعلیم دهند. زیرا که ایشان از ترس قبیله مضر نمی توانستند بجز ماههای حرام ، پای از حدود قبیله خویش بیرون بگذارند، و گمان نمی رود که چنین قبیله ای در حال جنگ بوده ، تا منظور از غنیمت در اینجا، غنایم جنگی باشد. بنابراین باید مقصود آن حضرت از غنایم ، مطلق دستاوردهای مالی و بهره های کسب و کار قبیله مزبور بوده باشد. همین مقصود در نامه های آن حضرت به دیگر قبایل عرب که مسلمان می شدند نیز صادق است . و همچنین عهدنامه ها و پیمان نامه های او؛ مانند بخشنامه اش به کارگزارانی که پس از اسلام آوردن اهالی یمن به آن سامان صادر فرموده ، که خمس دستاوردها و صدقاتی را که بر مؤ منین واجب شده ، از ایشان دریافت دارند. و نیز در نامه ای که پیغمبر خدا(ص ) به قبیله سعد نوشته بود، تا خمس و صدقات را به دو نفر نمایندگانش تحویل دهند. در حالی که آن قبیله از جنگی بازنگشته بود تا پیامبر خدا(ص

) از ایشان خمس غنایم جنگیشان را مطالبه کرده باشد؛ بلکه تنها از آنها خواسته بود تا صدقات خود را از موارد مربوطه و خمس سود و دستاوردهایشان را بپردازند. بنابراین مراد از لفظ خمس در سایر نامه های آن حضرت به قبیله هایی که اسلام آورده بودند، به معنای یک پنجم دستاوردهای مکاسب و سود معاملات ایشان بوده است . و در مقام تاءکید بر همه اینها گفتیم که حکم جنگ در اسلام مقررات مخصوص به خود را دارد و با جنگ عرب جاهلی کاملا فرق می کند.

در جاهلیت هر قبیله ای این حق را برای خودش قائل بود که بر قبیله هایی که با او پیمان نداشتند بتازد و اموال و دارایی آنها را به هر شکل که شده چپاول و غارت کند و آن وقت افراد قبیله متجاوز به غیر از یک چهارم ، که سهم ویژه رئیس قبیله است ، آنچه را که از غارت و چپاول به دست آورده از آن خود گرداند؛ در صورتی که در اسلام این چنین نیست تا پذیرفته شود که پیغمبر اسلام سهم ریاست خود را به جای یک چهارم ، یک پنجم می گرفته است . بلکه تنها فرمانروای بزرگ اسلام است که به موجب مقررات اسلامی حق اعلام جنگ را دارد و مسلمانان اوامر او را اجرا می کنند، و همان حاکم و فرمانروا یا نایب و قائم مقام اوست که در پایان جنگ غنایم جنگی را خود در اختیار می گیرد و هیچیک از افراد سپاه ، بجز سلب مقتول خود، حقی در آن غنایم ندارد. حتی تمامی افراد سپاه موظفند تا

آنچه را به دست آورده اند، اگر چه نخ و سوزن باشد، به خزانه جنگ تحویل دهند؛ وگرنه کارشان کش رفتن و خیانت به حساب می آید که عار و ننگ و بدنامی و رسوایی را در پی دارد و در روز قیامت به صورت آتش جهنم به جانشان خواهد افتاد. بنابراین حاکم و فرمانروا، پس از تصرف تمامی غنایم جنگی ، خمس آن را برداشته ، بقیه را میان افراد سپاه قسمت می کند.

پس در اسلام این فرمانرواست که اعلام جنگ می دهد و نیز اوست که غنایم جنگی را در اختیار می گیرد و خمس آن را بر می دارد و بقیه را میان افراد سپاه قسمت می کند. و به غیر از او، دیگری چنین حقی را ندارد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه