دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 154

صفحه 154

در صحیح بخاری از براء بن عازب آمده است که گفت : ما را رسول خدا (ص )به همراه خالد بن ولید به یمن فرستاد و پس از زمانی ، علی بن ابی طالب را به جای او نامزد کرد و به او فرمود: به یاران خالد پیشنهاد کن که هر کدامشان که بخواهند، به سپاه تو ملحق شوند (595).

بیهقی تفصیل این خبر را از قول براء بن عازب چنین آورده است :

رسول خدا(ص ) خالد بن ولید را به یمن فرستاد تا مردم آنجا را به اسلام بخواند. من در این ماءموریت همراه او بودم . مدت شش ماه در آنجا توقف داشتیم و در این مدت آنها را به اسلام فراخواندیم ، ولی کسی نپذیرفت . این بود که رسول

خدا(ص ) علی بن ابی طالب را به همین ماءموریت نامزد کرد و به او فرمان داد که به خالد دستور بازگشت بدهد، مگر کسی از سپاهیان او که بخواهد به سپاه وی ملحق شود. براء می گوید:

من در شمار کسانی بودم که به علی پیوستند. چون به سوی مردم یمن حرکت کردیم ، آنان نیز به قصد ما بیرون شدند. آنگاه علی پیش ایستاد و ما با او نماز گزاردیم . سپس همگی ما را به یک صف نظام داد و مقدم بر ما بایستاد و نامه رسول خدا(ص ) را برای آنها قرائت کرد. در نتیجه ، تمامی افراد قبیله همدان اسلام آوردند. علی مراتب را به خدمت پیغمبر خدا(ص ) گزارش کرد و حضرتش را از اسلام آوردن ایشان آگاه ، ساخت . چون نامه علی به دست پیامبر خدا(ص ) رسید و آن را مطالعه فرمود، به سجده افتاد و چون سربلند کرد، فرمود: السلام علی همدان ، السلام علی همدان (596).

در ادامه این ماجرا در کتابهای عیون الاثر و امتاع الاسماع آمده است : پیامبر سه بار فرمود: السلام علی همدان . آنگاه دیگر یمانیان هم اسلام آوردند (597).

این ماجرا، یکی از آن دو جنگ است که بخاری آن را دست و پا شکسته آورده ، ولی دیگران تمام آن را نقل کرده اند. و علت این بوده که در بقیه خبر مطالبی وجود داشته که موجب سرشکستگی و سرافکندگی صحابی مشهوری ، چون خالد بن ولید، و در مقابل ، فضیلت و منقبتی برای امیر مؤ منان می شده است . و امام المحدثین بخاری از فرط تعصب و

غیرت بر صحابه ای که در دستگاه خلفا به نام و بلند آوازگی رسیده اند، از آوردن مطالبی درباره آنان که موجب سرافکندگی و کسر مقام و شوکت ایشان باشد، خودداری کرده است .

اما خبر جنگ دوم امام در یمن ، البته بر حسب عدد، و نه بنابر آنچه واقدی و مقریزی و ابن سیده آورده اند، به طور فشرده از این قرار است : رسول خدا(ص ) علی (ع ) را به همراه سیصد رزمنده به سرزمین مذحج فرستاد. سواران امام نخستین سوارکارانی بودند که به آن منطقه وارد شدند. علی (ع ) سربازانش را در دسته های مختلف به اطراف گسیل داشت و آنها نیز با مقداری اموال غارتی و اسیر بازگشتند. آنگاه با گروهی از رزمندگان ایشان روبرو گردید، پس آنان را به پذیرش اسلام فراخواند، ولی زیر بار نرفتند و به مقابله برخاسته ، سپاهیان امام را تیر باران نمودند. در نتیجه سپاهیان علی (ع ) به ایشان حمله برده ، بیست تن از آنان را از پای درآوردند. پس روی به گریز نهادند، ولی یاران امام ایشان را تعقیب نکرده بار دیگر ایشان را به اسلام فرا خواندند که پذیرفتند و تنی جند از سران و سرکردگان آنها به نام اسلام با علی (ع ) بیعت کردند. آنگاه آن حضرت خمس غنایم را برگرفت و چهار پنجم بقیه را بین سپاهیان خود قسمت فرمود و به هرماه ایشان بازگشت و بشتافت تا مگر رسول خدا(ص ) را زودتر دیدار کند و ابورافع را بر سپاه جانشین خود ساخت .

در غیاب امام (ع )، سپاهیان از ابورافع خواستند تا ایشان را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه