دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 16

صفحه 16

آنگاه که حضرتش به مدینه مهاجرت فرمود، مسلمانان را تشویق کرد تا نوشتن را بیاموزند و آنان نیز به فرا گرفتن آن همت گماشتند. سپس وادارشان ساخت تا قرآن را نوشته به خاطر بسپارند. ایشان نیز فرمان برده در نوشتن و حفظ قرآن بر یکدیگر پیشی گرفتند و آنچه از آیات قرآن دریافت می کردند، بر روی هر چه که در اختیار داشتند، مانند پوست و دیگر اشیاء، می نوشتند.

پیامبر خدا (ص ) نام سوره ها و محل قرار دادن آیه ها را، به همان ترتیب که خداوند وی را آموخته بود، به ایشان یاد می داد. این بود که به هنگام رحلت آن حضرت در مدینه دهها نفر از صحابه آن حضرت وجود داشتند که همه قرآن را در حفظ داشتند، و بیش از این تعداد نیز کسانی بودند که همه قرآن را نوشته بودند؛ با این تفاوت که آنچه را اینان در نزد خود داشتند، همانند کتابهای عصر ما، جمع آوری شده و در جلد کشیده شده نبود، بلکه قرآن ایشان روی صفحاتی جدای از هم نوشته شده بود.

چون رسول خدا (ص ) درگذشت ، امیرالمؤ منین (ع ) به جمع آوری و تدوین قرآن به صورت کتابی واحد همت گماشت . به غیر از آن حضرت ، برخی از اصحاب نیز، مانند ابن مسعود، نسخه ای از قرآن را جمع آوری و مدون شده نزد خود داشتند، ولی ابوبکر به هیچیک از آن نسخه ها توجهی

نکرد و عده ای از اصحاب را مامور جمع آوری و تدوین آن به صورت کتابی نمود و سپس آن را نزد ام المؤ منین حفصه به امانت نهاد.

زمانی که دور خلافت به عثمان رسید و پیروزیها پشت سر هم به دست آمد و مسلمانان در اطراف کشور پهناور اسلامی و جاهای فتح شده پراکنده شدند، خلیفه فرمان داد تا از نسخه قرآنی که نزد حفصه بود نسخه ها بردارند و در شهرهای مختلف اسلامی توزیع کنند. مسلمانان نیز از آن نسخه ، نسخه ها برداشتند و این نسخه برداری از نسلی به نسلی دیگر، و از دستی به دستی دیگر همچنان ادامه داشت تا امروز به دست ما رسیده است ؛ به طوری که در دست هیچیک از مسلمانان جهان بجز این قرآن ، نسخه ای دیگر وجود ندارد. و نیز از آن زمان تا به حال نزد هیچیک از مسلمانان نسخه ای از قرآن وجود ندارد که از قرآنی که امروز متداول است یک کلمه زیاد یا کم داشته باشد. و در این مورد همه فرق اسلامی شیعه و سنی ، اشعری و معتزلی ، حنفی و مالکی ، شافعی و حنبلی ، زیدی و امامی ، وهابی و خوارج متفقند، و نزد هیچیک از این فرقه ها، و یا دیگر فرق اسلامی درگذشته و حال ، نسخه ای از قرآن وجود نداشته و ندارد که از این قرآن که امروز بین مسلمانان متداول است کلمه ای زیاد یا کم ، و یا در ترتیب سوره ها و آیاتش اختلاف باشد.

اما آنچه در پاره ای از کتابهای حدیث از راه گمان و خیال

از وجود نقص در قرآن کریم سخن رفته است ، همچنان در همان کتابهای حدیث باقی مانده و در هیچ زمانی حتی به یک نسخه از نسخه های قرآن وارد نشده است . مانند این حدیث که در صحاح ششگانه بخاری ، مسلم ، ابوداود، ترمذی ، ابن ماجه و دارمی از قول عمر آمده که روی منبر گفته است :

خداوند محمد را براستی برانگیخته و قرآن را بروی نازل فرموده ، و از آن جمله آیه رجم است که ما آن را فراگرفته و خوانده و به خاطر سپرده ایم . پیامبر خدا (ص ) رجم کرد و ما بعد از او سنگسار کردیم . اکنون از آن می ترسم که روزگاری بس دراز بگذرد و در آن زمان کسی بگوید که ما آیه رجم را در کتاب خدا ندیده ایم ، و با ترک چنین واجبی که خداوند مقرر فرموده ، به گمراهی بیفتند. در صورتی که در کتاب خدا، سنگسار کردن ، عقوبتی است که خداوند بر زنا کار همسردار روا داشته است .

ابن ماجه ، این آیه خیالی را که از عمر روایت شده ، به این ترتیب در کتاب خود آورده که عمر گفت : آیه رجم زناکار چنین است : الشیخ و الشیخه اذا زنیا، فارجموها البته . یعنی مرد و زنی را که مرتکب زنا شده باشند، باید سنگسار کنید. همین مطلب در موطاء مالک چنین است : الشیخ و الشیخه فارجموهما البته !

و در همین حدیث در صحیح بخاری آمده است که : ما در کتاب خدا این آیه را می خواندیم : ان لا ترغبوا عن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه