دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 181

صفحه 181

عمر چنین تشخیص داد که جدایی بین حج و عمره موجب تمامیت و کمال آنها خواهد بود. از این رو مقرر داشت حج را در ماههای حج برگزار کنند و عمره را در غیر آن . و به نظر خودش در این مورد به قرآن استدلال می کرد که می فرماید: و اءتموا الحج و

العمره لله ، و به سنت پیغمبر که در حجه الوداع تا نحر شتر قربانیش از احرام بیرون نیامده است .

در صورتی که مراد از لفظ اتمام حج و عمره در آیه مزبور، ادای مناسک آنها و به پایان بردن مقررات و حدود آنهاست ؛ در مقابل آن کس که از انجامش ممنوع و یا ترسان می باشد، که قدرت انجام آن را ندارد. آیه پس از این مطلب تصریح به تشریع عمره تمتع دارد که می فرماید: فمن تمتع بالعمره الی الحج . و رسول خدا (ص ) آشکارا فرموده است که او از آن جهت از احرام بیرون نمی آید که قربانی به همراه آورده و تاءکید کرده که اگر پیش از این می دانستم ، قربانی با خود نمی آوردم و آن را عمره قرار می دادم . و باز تصریح فرموده که عمره برای همیشه داخل در حج شده است . بنابراین ، بعید است که عمر تمام این موارد را نفهمیده باشد؛ بویژه در برابر سخنی که از ابن عباس در سنن نسائی آمده که گفته است :

شنیدم عمر می گفت : به خدا سوگند که من شما را از به جا آوردن عمره مانع شدم ، در صورتی که امر به برگزاری آن در کتاب خدا شده است . و من خودم در خدمت پیامبر خدا (ص ) عمره را انجام داده ام (679).

بنابراین استشهاد عمر به کتاب خدا و سنت پیغمبر درست نیست ؛ بلکه آنچه خلیفه عمر را بر آن کار واداشته است ، گویاتر و رساتر در حدیثی دیگر آمده که آن را ابو نعیم

در حلیه الاولیاء و متقی در کنزالعمال نقل کرده اند. این دو منبع آورده اند که عمر بن خطاب انجام عمره تمتع را در ماههای حج ممنوع کرد و گفت :

من خود در خدمت پیامبر خدا (ص ) عمره به جا آوردم . و نیز این من هستم که آن را ممنوع می کنم ؛ زیرا مردی از دورترین جاها، خاک آلوده و ژولیده و خسته و درمانده ، به قصد ادای عمره در ماههای حج به اینجا می آید و تلبیه به عمره می گوید و کعبه را طواف می کند و از احرام بیرون می شود. آنگاه لباسهایش را می پوشد و به خود عطر و بوی خوش می زند و با زنش ، که به همراه خود آورده ، همبستر می گردد. تا روز هشتم ذی حجه که در آن روز تلبیه حج می گوید و لبیک گویان با حاجیان به نیت حج به منی می رود؛ در حالی که نه ژولیده است و نه غبار آلوده و نه خسته و نه درمانده . و اینها همه را در یک روز به پایان می برد؛ در صورتی که حج برتر از عمره است . حالا اگر ما این فرصت را در اختیارشان بگذاریم ، دست به گردن زنانشان کرده ، زیر درختهای اراک با آنها هماغوش خواهند شد! در حالی که ساکنان حرم مردمی بی برگ و نوا هستند و خرمیشان بسته به درآمدی است که از راهیان حج و عمره به دست می آورند (680).

و در روایتی دیگر گفته است :...قبول دارم که رسول خدا (ص ) و اصحابش عمره

به جا آورده اند؛ اما من خوش ندارم که در زیر درختهای اراک حجله عروسی بر پا شود و از همانجا یک راست به حج بروند؛ در حالی که آب غسل از موی سرهایشان می چکد (681)!

در این حدیث عمر تصریح کرده که دو موضوع وی را به صدور چنان فرمانی واداشته است : اول احترام حج ؛ و عینا همان دلیلی را می آورد که صحابه پیغمبر با آن عدم موافقتشان را در انجام عمره تمتع پیش از مناسک حج و در حجه الوداع به پیامبر خدا (ص ) ابراز داشته اند. و از اینجاست که می بینیم گوینده سخن در هر دو جا یکی است . یعنی مهاجران قریشی که عمره تمتع را در ماههای حج بر خلاف آداب و سنتهای حج و عمره دوره جاهلیت می دانستند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه