دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 206

صفحه 206

همچنین قاضی عیاض گفته است : ظاهر حدیث جابر و عمران و ابوموسی حکایت از این دارد که متعه مورد اختلاف ، همان فسخ حج به عمره است و از همین جهت است که عمر مردم را به خاطر آن به باد کتک و تازیانه می گرفت . البته نه به خاطر تمتع در ماههای حج ، بلکه فقط ایشان را از آن رو کتک می زد و تنبیه می نمود که خودش و دیگر اصحاب اعتقاد داشتند که فسخ حج به عمره ، ویژه همان سال حجه الوداع و به خاطر حکمتی بوده که پیش از این متذکر شده ایم .

ابن عبدالبر نیز می گوید: بین دانشمندان مکتب

خلفا در این مورد هیچ اختلافی وجود ندارد که منظور از تمتع در کلام خداوند که می فرماید: فمن تمتع بالعمره الی الحج ، فما استیسر من الهدی ، همان انجام عمره در ماههای ویژه حج می باشد که پیش از مناسک حج به آورده می شود...

و از اقسام دیگر تمتع در حج ، حج قران است که شخص حاجی از اینکه از شهر و دیارش دوباره برای انجام مناسکی دیگر دست به مسافرت بزند آزاد است ، و تمتع دیگر، فسخ حج به عمره است . این سخن قاضی عیاض می باشد.

اما من مازری می گویم بهتر این است که بگوییم عمر و عثمان و دیگران از متعه ، که همان عمره در ماههای ویژه حج و به دنبالش انجام حج در همان سال است ، نهی کرده اند. و منظورشان از چنین دستوری ، تشویق و واداشتن مردم به برگزاری حج افراد به خاطر فضیلت آن بوده است و نه چیز دیگر (776)! پایان آنچه از شرح نووی با تلخیص آوردیم .

مولف گوید: تمامی این دانشمندان و دانشمندان دیگر که هزاران برگ در این باب نوشته اند، در کتاب خدا خوانده اند که : فمن تمتع بالعمره الی الحج ...و به تمام روایات فراوان متواتر صحیحی که از پیامبر خدا (ص ) رسیده است و به فرمانهای مؤ کدی که حضرتش در به جا آوردن عمره داده است آگاه شده اند. و نیز نهی عمر را از آن ، و گوشمالی و تنبیه سخت او را نسبت به مخالفان این فرمانش را هم خوانده اند، و عذری را که وی در این

مورد آورده که افراد برای حج و عمره بهتر و کامل کننده آنهاست ، و اینکه در این فرمان ازدیاد درآمد مردم مکه نیز منظور نظر بوده است ، دریافته اند. با همه این احوال ، در آن سخنان متناقضی که آورده اند می خوانیم که پیامبر خدا (ص ) به گروهی از اصحاب حج تمتع و به جمعی حج افراد و برای عده ای نیز حج قران را مباح فرموده است ! و به سبب وجود اختلاف در سخنان و اوامر پیامبر خدا (ص ) در حجه الوداع است که بین دانشمندان در این مورد اختلاف افتاده ، و اینکه شخص عمر، فسخ حج را نهی کرده ، نه حج تمتع را! و نهی عمر و عثمان و دیگران از به جا آوردن حج تمتع به خاطر تشویق و ترغیب مردم به انجام حج افراد و فضیلت آن بر دیگر اقسام حج بوده نه چیز دیگر!

ملاحظه می کنید که چگونه این اربابان علم و دانش ، حکم مخالف صریح قرآن و سنت پیغمبر را، افضل و برتر به حساب آورده اند؟!

و یا راستی را چگونه کتک زدن و آزار و شکنجه دادن مردم و سر تراشیدن و رسوا کردن آنها، معنایش تشویق و ترغیب گردیده است ؟!

اما با این همه ، ما وظیفه نداریم که مانند ابن حزم بر دانشمندان زبان به سرزنش و گستاخی بگشاییم ، بلکه برعکس باید ایشان را در آنچه کرده و نوشته اند معذور داریم ؛ زیرا آنچه را آنان انجام داده اند، به سبب خیرخواهی و نیک اندیشی بوده که اصرار داشته اند دامان خلفا را از چنان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه