دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 211

صفحه 211

از این جهت ، پیامبر خدا (ص ) حکم عمره تمتع را بتدریج و آرام آرام در حجه الوداع به همراهان خود تبلیغ فرمود.

اوضاع همچنان به پیش می رفت تا آنگاه که

در میان صفا و مروه زمان آن رسید که حکم قطعی عمره عملی شود. پس وحی بر حضرتش نازل و دستور اکید صادر گردید. پس در همان جا، در حالی که پیغمبر (ص ) آخرین طواف مروه خود را به پایان می برد، به اصحابی که به همراه او آمده و تلبیه حج گفته و قربانی به همراه نداشتند، فرمان داد که آنچه را تا اینجا انجام داده اند عمره قرار دهند و از احرام بیرون آیند و فرمود اگر پیش از این خبر داشتم ، قربانی به همراه نمی آوردم . اما من موی سرم را بسته و قربانی به همراه آورده ام و هیچ حرامی بر من حلال نخواهد شد، مگر وقتی که قربانی را انجام دهم . در اینجا سراقه رسول خدا (ص ) را مخاطب ساخته ، پرسید: ای رسول خدا! حکم حج را چنان بیان کن که گویی امروز زاده شده ایم . آیا این عمره برای امسال ماست یا برای همیشه ؟ رسول خدا (ص ) فرمود: نه ، برای همیشه است . و انگشتهای دو دست را در هم کرد و ادامه داد: عمره تا روز قیامت وارد در حج شده است . و این سخن را دو بار بر زبان آورد.

در اینجا بود که توسط اصحاب آن حضرت ، همانها که انجام عمره را در ماههای ویژه حج حرام می دانستند، سر و صدا برخاست . زیرا اجرای چنین دستوری برای آنها سخت و ناگوار بود. و این بود که مکنونات ضمیرشان را آشکار کرده ، به اعترض گفتند: ای رسول خدا! چه چیزهایی بر ما حلال

خواهد شد؟ آن حضرت فرمود: همه حلالها آنچه انجام شده عمره است و ما از آن بهره مند می شویم . هر کس که قربانی به همراه ندارد از احرام بیرون آمده تمام حلالها برایش حلال می شود که عمره تا روز قیامت داخل در حج شده است . از همه حلالها بهره ببرید و در روز هشتم ذی حجه تلبیه به حج بگویید و اعمال پیش از آن را عمره قرار دهید. پرسیدند: با وجودی که ما به نیت حج آمده بودیم ، چگونه آن را عمره قرار دهیم ؟ فرمود: آنچه را به شما دستور می دهم انجام دهید که اگر من هم قربانی با خود نیاورده بودم ، آنچه را به شما گفته ام خودم نیز انجام می دادم . از احرام بیرون بیایید و با زنانتان مباشرت کنید. آنگاه از هر گوشه سرو صدا برخاست و اعتراضات شروع شد تا آنجا که به حضرتش گزارش دادند که می گویند: حالا که بیش از پنج روز به عرفه باقی نمانده ، به ما دستور می دهد که از احرام بیرون بیاییم و با زنانمان مباشرت کنیم و در حالی به عرفه برویم که از...ما منی می چکد!

فرمان حضرتش را با چنین سخنانی پاسخ گفتند که آن حضرت به خشم آمد و روی از ایشان بر تافت و خشمگین بر عایشه وارد شد. و چون عایشه آثار خشم را در چهره حضرتش مشاهده کرد، پرسید: چه کسی تو را به خشم آورده که خدا بر او خشم بگیرد. و بنا به روایتی دیگر: خدایش به آتش بیندازد. فرمود: چطور خشمگین نشوم در صورتی

که دستور می دهم و اطاعت نمی کنند!

آنگاه به خطبه برخاست و فرمود: به من گزارش داده اند که برخی از شما مردم چنین و چنان گفته اید. به خدا سوگند که من از همه شما پرهیزگارتر و نیکوکارترم . و بنا به روایتی دیگر: شما می دانید که من از همه شما...و اگر موضوع قربانیم در کار نبود، من هم از احرام بیرون می آمدم . گفتند: ای پیامبر خدا! یعنی می فرمایید به منی برویم در حالی که از...یکی از ما منی می چکد؟ آن حضرت فرمود: آری ، از احرام بیرون بیایید و بوی خوش به کار ببرید و با زنانتان مباشرت کنید و از حلالها استفاده کنید و در روز هشتم تلبیه به حج بگویید و احرام ببندید.

و سرانجام این چنین با سختی و زحمت فرمان خدا و پیامبرش را اطاعت کردند و بجز شخص ام المؤ منین عایشه ، که به عادت ماهانه مبتلا شده بود، عمره تمتع را در ماه ویژه حج به جا آوردند. و رسول خدا (ص ) به عایشه دستور داد تا حجش را به پایان ببرد. آنگاه پس از پایان حج به برادرش عبدالرحمان بن ابی بکر فرمان داد تا او را به تنعیم برده ، از آنجا عمره به جا آورد تا حجش به حج افراد برنگردد.

پیامبر خدا (ص ) از دنیا رفت و ابوبکر به جایش نشست و به حج رفت ؛ اما حج افراد به جا آورد! پس از او عمر به خلافت نشست و مانند ابوبکر حج تنها بگزارد. و در همان حال در عرفه چشمش به مردی افتاد که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه