دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 223

صفحه 223

کرد.

در مصنف عبدالرزاق از ابن عباس آمده است که امیرالمؤ منین عمر هیچ زن به ازدواج موقت درآمده ای را معذور نداشت ، مگر ام اراکه را که با شکمی برآمده و حامله بیرون آمده بود و در آن حالت عمر او را دید و از او پرسید که از چه کسی باردار شده است . او هم گفت سلمه بن امیه (818) مرا به ازدواج موقت خود درآورده است ...(819).

و در مصنف ابن ابی شیبه از علاء بن مسیب ، به نقل از پدرش آمده است که عمر گفت : اگر مردی را به نزد من بیاورند که با داشتن همسر دست به ازدواج زده باشد، او را سنگسار می کنم ، و اگر همسر نداشته باشد، وی را تازیانه خواهم زد (820)!

در روایاتی که گذشت ، دیدیم که صحابه متفق بودند آیه فما استمتعتم به منهن ...درباره ازدواج موقت نازل شده و پیامبر خدا (ص ) به آن فرمان داده است و آنها هم در زمان خلافت ابوبکر و نیمی از خلافت عمر، حتی با مشتی آرد و خرما ازدواج موقت می کردند، تا اینکه عمر آن را به خاطر مساءله ای ، که به وسیله عمرو بن - حریث روی داده بود، نهی کرد.

همچنین دیدیم که ازواج موقت در زمان عمر، پیش از آنکه آن را ممنوع کرده باشد، معمول و رایج بود و به طوری که از برخی از روایات گذشته برمی آید، عمر نکاح متعه را بتدریج تحریم کرده و آن را با سختگیری در امر شهود بر ازدواج موقت و اینکه باید عدول مؤ منان بر آن گواه باشند،

آغاز و در آخر آن را اکیدا منع کرد؛ تا آنجا که گفت اگر با نهی من چنین کاری صورت بگیرد، سنگسار می کنم و پس از این اخطار بود که ازدواج موقت در جامعه اسلامی امری حرام اعلام شد، و خلیفه نیز بر این تصمیم تا پایان دوره خلافتش پای فشرد، و نصیحت مشفقان هم در او سودی نبخشید.

طبری درباره سیره و رفتار عمر، به نقل از قول عمران بن سواده آورده است که او روزی بار خواست تا به خدمت خلیفه آید. و چون عمر او را پذیرفت . گفت :

- قصد دارم که تو را نصیحت و راهنمایی کنم . عمر گفت :

- به ناصح مشفق ، بامدادان و شامگاهان خوشامد می گوییم . عمران گفت :

- امت تو را در چهار مورد سرزنش می کنند. عمر شگفت زده ، سر تازیانه را به زیر چانه و دنباله آن را بر روی ران خود نهاد و از عمران پرسید:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه