دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 24

صفحه 24

ذهبی در همین مورد می نویسد:

ابوبکر پس از وفات رسول خدا (ص ) مردم را فراخواند و به ایشان گفت : شما در حالی احادیث رسول خدا (ص ) را بیان می کنید که خودتان درباره آنها با هم اختلاف نظر دارید. در صورتی که بعد از شما، مردمان درباره آنها با یکدیگر اختلاف شدیدتری پیدا خواهند کرد. پس به هیچ روی حدیث پیامبر خدا (ص ) را بیان نکنید و اگر کسی درباره چیزی از شما پرسشی نمود، در پاسخ بگویید: بین ما و شما کتاب خدا که وجود دارد، به آن مراجعه کرده حلالش را حلال و حرامش را حرام بدانید (85)!

و در روایت دیگر، از قول قرظه بن کعب آورده است که گفت :

در آن هنگام که عمر ما را به عراق می فرستاد، خودش پیاده تا صرار ما را بدرقه کرد و در آنجا به ما گفت : می دانید چرا شما

را تا اینجا بدرقه کرده ام ؟ گفتیم : لابد منظورت این بوده که به ما احترامی گذاشته و ما را همدمی کرده باشی . گفت : گذشته از این ، هدفی دیگر هم داشته ام . شما بر مردمی وارد می شوید که همهمه خواندن قرآنشان به طنین کندوی زنبور عسل می ماند. شما اجازه ندارید که آنها را با ذکر احادیث رسول خدا از این کارشان باز دارید. و این را هم بدانید که من در این مورد سخت مراقب شما خواهم بود!

قرظه می گوید: من پس از این دستور صریح، حدیثی از رسول خدا (ص) بر زبان نیاوردم .

و در روایتی دیگر آمده است که پس از ورود قرظه و همراهانش به کوفه ، به او گفتند: از پیغمبر و حدیث او برای ما بگو! قرظه در پاسخ ایشان گفت : عمر، ما را نهی کرده است (86)

در میان اصحاب کسانی چون قرظه بن کعب یافت می شدند که پیرو روش خلفا و گوش به فرمان ایشان بوده ، از نشر حدیث و سنت پیغمبر (ص ) خودداری می کردند. مانند عبدالله بن عمر، و سعد بن ابی وقاص ، که دارمی در سننش در کتاب العلم ، باب من هاب الفتیا(ج 1، ص 84-85) می نویسد:

از شعبی روایت شده که مدت یک سال با فرزند عمر بن خطاب همنشین بودم ، ولی در این مدت حتی یک حدیث از رسول خدا (ص ) از زبان او نشنیدم !

و در روایتی دیگر از او آورده است که گفت :

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه