دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 249

صفحه 249

آنگاه ابوالعینا به من اشاره کرد و آرام گفت که خلیفه دارد این حرفها را به عمر بن خطاب می زند! ما هم چیزی

بر زبان نیاورده سکوت اختیار کردیم . تا اینکه یحیی وارد شد و بنشست و ما نیز نشستیم . خلیفه رو به یحیی کرد و گفت : چرا امروز تو را ناراحت و دژم می بینم ؟! یحیی گفت : ای امیرالمؤ منین ! اثر اندوهی است که به خاطر بدعت در اسلام بر دلم نشسته ! ماءمون پرسید: کدام بدعت ؟! یحیی گفت : فرمان به آزاد شدن زنا!!

ماءمون شتابزده و با تعجب پرسید: زنا؟ یحیی پاسخ داد: آری ، ازدواج موقت همان زناست ! ماءمون گفت : به چه دلیل ؟ یحیی گفت : به دلیل کتاب خدا و حدیث پیامبر (ص ). زیرا خداوند در قرآن می فرماید: قد افلح المؤ منون ...والذین هم لفروجهم حافظون الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین فمن ابتغی و راء ذلک فاولئک هم العادون (919). یعنی همانا اهل ایمان رستگار شدند...و آنها که دامن از حرام نگه می دارند، مگر بر همسرانشان زنان عقدیشان یا کنیزکان ملکی متصرفی آنها، هیچ گونه ملامتی در مباشرت با این زنان بر آنان نیست . و کسی که غیر این زنان حلال را به مباشرت طلبد، البته که ستمکار خواهد بود. حالا ای امیرالمؤ منین ! زن متعه ، کنیزک ملکی است ؟ ماءمون گفت : نه ، یحیی پرسید: چنان زنی ، آیا به حکم خدا مانند زن عقدی است که ارث می برد و ارث می دهد و فرزند به او میرسد و از شرایط آن برخوردار می شود؟ مامون پاسخ داد: نه ! یحیی گفت : پس به حکم قرآن ، هر کس

که از این دو مورد تجاوز کند معاند است و تجاوز کار. و ای امیرالمؤ منین ! این زهری است که از عبدالله و حسن ، فرزندان محمد - بن حنفیه ، از پدرشان ، علی بن ابی طالب ، روایت می کند که گفت : رسول خدا (ص ) مرا فرمان داد تا در میان مردم بانگ برآورده ، اعلام کنم ازدواج موقتی را که حضرتش اجازه داده بود ممنوع و حرام است . در اینجا ماءمون رو به ما کرد و پرسید: چنین حدیثی از زهری ثابت شده است ؟ گفتیم : آری ای امیرالمؤ منین . آن را گروهی از جمله مالک رض ، آورده اند. ماءمون گفت : از خدا بخشایش می خواهم . ندا کنید که ازدواج موقت حرام است ! و چنین کردند!

ابو اسحاق ، اسماعیل بن حماد بن زید بن درهم ازدی ، قاضی فقیه مالکی مذهب بصری ، ضمن سخن از یحیی بن اکثم او را به بزرگی یاد کرده و گفته که او را در تاریخ اسلام روزی ویژه و تابناک است . آنگاه داستانی را که گذشت ، شرح داده است .

دانشمندان مکتب خلفا به هنگام انجام مناظرات خود، به همین احادیث که گذشت استدلال می کردند، و در پی اثبات این گفته عمر که متعتان کانتا علی عهد رسول الله و انا انهی عنهما و اعاقب علیهما ، پاسخ می دادند که خلیفه چنین اجتهاد کرده است ! پس با چنین گفتاری نتیجه این می شود که : خداوند چنین فرموده ، و پیامبرش هم چنین دستور داده ، ولی خلیفه چنین اجتهاد کرده

است !

فشرده آنچه گذشت

این سخن عمر که متعتان کانتا علی ...به تواتر رسیده و ما درباره متعه حج ، که عمره تمتع باشد، پیش از این سخن گفته ایم . اما متعه زنان ، که ازدواج موقت باشد، در مکتب خلفا چنین تعریف شده است : مرد با حضور دو نفر گواه ، زنی را با موافقت سرپرستش برای مدتی معین به ازدواج خودش در می آورد و در مقابل ، آنچه را که در پرداختش موافقت کرده اند می پردازد و در پایان مدت ، آن مرد دیگر حقی بر آن زن ندارد و زن باید که رحم خود را پاک دارد تا اگر فرزندی به هم رسیده باشد به مرد بازگردد. در غیر این صورت ، زن آزاد است که به ازدواج مردی دیگر درآید و مدتی را که زن باید درنگ کند تا به ازدواج دیگری درآید؛، دیدن یک نوبت عادت ماهانه است . در چنین ازدواجی زن و مرد از هم ارث نمی برند، و اگر در پایان مدت قصد ادامه داشته باشند، باید که مرد مهر دیگری برای آن زن تعیین و به او پیشنهاد کند.

اما ازدواج موقت در مکتب اهل بیت چنین تعریف شده است : زن ، خود یا وکیلش ، و در صورتی که صغیر باشد، سرپرست او، وی را برای مردی که ازدواج با او از لحاظ نسب و یا سبب و یا رضاع و همشیرگی و یا در عده و یا همسر دیگری بودن مانع شرعی وجود نداشته باشد، با مهری معلوم و مدتی معین به ازدواج در می آورد. چنین ازدواجی با پایان یافتن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه