دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 266

صفحه 266

8. در صحیح بخاری و مسلم و سنن ابوداود و دارمی و دیگر منابع آمده است که چون رسول خدا (ص ) آهنگ سفر می کرد، بین زنانش برای انتخاب یکی از آنها در مسافرت قرعه می زد و نام هر کدام که بیرون می آمد او را با خود می برد (968). و ابو حنیفه ...

همه این حدیثها و صدها حدیث صحیح دیگری که در کتابهای معتبر حدیث از پیامبر خدا (ص ) روایت شده و به ثبت رسیده ، مورد مخالفت ابو حنیفه و دیگر مجتهدان قرار گرفته است ! و شاید تعداد این قبیل احادیث ، همان گونه که در کتاب تاریخ بغداد خطیب بغدادی آمده ، از دویست و بنا به قولی از چهار صد حدیث هم بیشتر باشد. و هر کس که به کتابهای خلاف ، مانند المحلی ابن حزم ، مراجعه کند، عین آن احادیث و مخالفت ایشان با آنها را با شرح و تفصیل وافی خواهد یافت .

علاوه بر این ، آنها با نهادن قواعد و اصولی از پیش خود، چون قیاس و استحسان و مصالح مرسله در برابر قرآن و سنت ، باب دیگری را بر روی تشریع اسلامی گشوده ، برای استنباط احکام اسلامی به آنها در کنار کتاب و سنت مراجعه کردند و گاه نیز همان گونه که نمونه هایی

از آن را آورده ایم ، قواعد اصول خود را بر قرآن و سنت مقدم داشتند. بدین سان پس از پیامبر خدا (ص ) احکام اسلامی در مکتب خلفا دستخوش دگرگونی و تطور گردید و همه آنها به شرع اسلامی نسبت داده شد. و از اینجاست که علاوه بر برخی از مسلمانان (969)، دشمنان اسلام چنین پنداشته اند که اسلام از همان زمان پیامبر خدا (ص ) دینی نارسا و ناقص بوده و پس از آن حضرت تطور یافته و رو به کمال نهاده است ! همانند عقیده ای که مستشرق یهودی گلدزیهر در کتاب خود زیر عنوان تطور العقیده و الشریعه فی الاسلام دگرگونی عقیده و تشریع در اسلام ابراز داشته است .

اعتماد طولانی و مستمر به رای کار را به جایی رسانید که برخی از مجتهدین مکتب خلفا احکامی را به نام نیرنگهای شرعی وضع کردند که همانند آنها در هیچ گوشه ای از جهان پهناور ما سابقه ندارد و عرق شرم و خجلت را بر پیشانی آدمی می نشاند (970)!

درد آلودتر از آن اینکه در مدح و ستایش همین مجتهدان احادیثی ساختند و آن را به پیامبر اسلام (ص ) نسبت دادند. مانند آنچه خطیب بغدادی از ابوهریره ، در مدح و ستایش ابوحنیفه از پیامبر خدا روایت کرده است که رسول خدا (ص ) فرمود: یکون فی امتی رجل اسمه نعمان ، و کنیته ابو حنیفه ، هو سراج امتی ، هو سراج امتی ، هو سراج امتی (971). یعنی در امت من مردی به وجود خواهد آمد که نامش نعمان است و کنیه اش ابو حنیفه . او چراغ امت

من است . و این مطلب را سه بار فرمود!.

نمی دانم بگویم که ملک ظاهر بیبروس بند قداری ، یکی از ممالیک مصر در سال 665 هجری ، با بستن باب این قبیل اجتهادات ، به اسلام خدمت کرده است یا خیانت (972). اما هر چه باشد، باب اجتهاد و عمل به رای را خود سلطه حاکم در مکتب خلفا، از همان ابتدای امر، و در دوران حکومت خلفای راشدین گشوده اند، و باز همان هیئت حاکمه مکتب خلفا بوده که نسبت به بستن آن اقدام کرده و تا به امروز بسته مانده است .

این وضع اجتهاد و عمل به رای در مکتب خلفا بو که بیان شد. اما درباره اجتهاد در مکتب اهل بیت باید گفت که پیروان این مکتب با پیروی از امامانشان ، این دانش را فقه و متخصص در آن را فقیه می نامند.

کشی در کتاب معرفه الرجال خود، در بخش معرفی فقها، از اصحاب ابو جعفر (ع ) امام باقر و ابوعبدالله (ع ) امام صادق می نویسد: بزرگان این مکتب بر فقاهت این پیشتازان از اصحاب امام باقر و صادق - علیهماالسلام - متفق القول هستند و می گویند که فقیه ترین آنان شش نفرند: زراره ، معروف بن خربوذ، برید - عجلی ، ابو بصیر اسدی ، فضیل بن یسار، محمد بن مسلم طائفی . و فقیه ترین اینان را هم گفته اند که زراره است ...(973).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه