دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 27

صفحه 27

من ابوذر هستم ، تو کیستی ؟ گفتم :

احنف بن قیس . گفت :

تا شری از من دامنگیرت نشده ، از کنار من برخیز! پرسیدم :

چرا شر دامنگیرم شود؟ گفت :

معاویه به جارچیش دستور داده تا به همگان اعلام کند که : هیچکس حق همصحبتی و همدمی مرا ندارد (98)!

و سرانجام هم به سبب مخالفت با فرامین و دستورهای مرکز قدرت و حکومت بود که ابوذر از شهری به شهری دیگر آواره شد، تا اینکه یکه و تنها، و در حالت تبعید به سال 31 هجری در ربذه چشم از جهان پوشید.

این جریان مربوط به نیمه اول خلافت عثمان بود، اما هنگامی که قدرت و شوکتش در هم شکست ، و اصحاب سرشناسی چون عایشه و طلحه و زبیر و عمرو عاص و دیگر سران صحابه و تابعین ، رو در رویش ایستادند و آشکارا به مخالفتش برخاستند، دیگر برای کسانی که می خواستند تا سنت پیغمبر (ص ) را روایت کنند مانعی وجود نداشت . این بود که در این عصر مقداری از احادیث پیامبر خدا (ص

) روایت شد، با این تفاوت که این مقدار از حدیث روایت شده در زمان امیرالمومنین علی (ع ) تدوین نگردید، بلکه تنها اصحاب در زمان آن حضرت توانستند مقدار بیشتری از احادیث سنت رسول خدا (ص ) را که در گذشته جراءت افشای آن را نداشتند و از بازگویی آنها ممنوع بودند روایت کنند.

اینجا بود که اختلاف فاحش در سنن روایت شده از پیامبر خدا (ص ) به وسیله این اصحاب ، با اجتهادهای خلفای سه گانه پدیدار شد که ما آنها را در پایان بخش چهارم همین کتاب شرح خواهیم داد.

اینها نمونه هایی بودند از مخاطراتی که در زمان خلافت خلفای سه گانه بر سر راه اصحابی که به نشر احادیث و سنت پیغمبر (ص ) قیام می کردند وجود داشته است .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه