دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 294

صفحه 294

چون پیامبری پایان یافت و مقام رسالت و انزال وحی الهی به محمد (ص ) خاتمه پذیرفت ، خداوند پایداری دین و ترتیب کار مسلمانان را بر عهده

خلافت نهاد، و عزت آن ، و قیام به حق الهی آن را در گرو اطاعت قرار داد تا واجبات خداوندی و حدود و شرایع اسلامی و سنن و آداب آن انجام پذیرد و بر مبنای چنان اطاعتی با دشمنان خدا مجاهدت به عمل آید. پس بر آنها که خلیفه خدا هستند، فرمانبرداری از خداوند به سبب اینکه ایشان را بر کشیده و نگهبانی دین و بندگانش را به ایشان سپرده است ، امری واجب ، و بر مسلمانان نیز فرمانبرداری از خلفایشان ، و کمک به ایشان در اقامه حق و اشاعه عدل ، و امنیت راهها و احترام خونها، و آشتی افکندن در بین مردم واجب است . و اگر خلاف این باشد، اتحاد مسلمانان از هم گسیخته می شود، و تباهی در کارشان پدید می آید و اختلاف ملت موجب شکست دین و پیروزی دشمنان و چند دستگی و در نتیجه ، زیان دنیا و آخرت می گردد. پس بر آن کس که خدایش برکشیده و خلیفه خود در میان بندگانش قرار داده و بر مخلوقاتش امین گردانیده ، واجب است که در کارهای خداوند، خود را به زحمت افکند و خشنودی او را در اطاعت و فرمانبرداری از او، بر رضا و رغبت خویش مقدم شمرد و بر موازین حق ، حکومت کند و بر اساس عدل ، و مقرراتی که حق نهاده است عمل نماید. زیرا خداوند به پیامبرش داود می فرماید:

یا داود انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالحق و لا تتبع الهوی فیضلک عن سبیل الله ان الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما

نسوا یوم الحساب . یعنی ای داود! ما تو را خلیفه روی زمین قرار دادیم ، پس در میان مردم به عدل حکومت کن و از هوای دل پیروی مکن که تو را از راه خدا گمراه می کند. و بیقین آنان که از راه خدا گمراه شدند، از آن جهت که روز قیامت را به فراموشی سپرده اند. به عذابی شدید دچار خواهند شد (1136)؛ و نیز می فرماید:

فوربک لنسالنهم اجمعین عما کانوا یعملون . یعنی به پروردگارت سوگند که همه ایشان را از کارهایی که می کنند مورد بازخواست قرار خواهیم داد (1137).

و به ما رسیده است که عمر بن خطاب گفت : اگر بره ای در کنار نهر آبی دچار سانحه ای شود، از آن بیم دارم که خدا مرا بدان سبب مورد بازخواست قرار دهد.

و سوگند به خدا، آن کس که فقط بر نفس خویش مسئول و بر کارهایش بین خود و خدایش مؤ اخذ است با امری بس عظیم و خطری بس بزرگ مواجه می گردد. پس چگونه است حال آن کس که مسئول رعایت حال امتی است ؟! پس باید به خدا اعتماد نمود، و به او توجه و استغاثه کرد، و توفیق خودداری از لغزشها و حفظ و هدایت را از او باید درخواست نمود، تا ما را به پایداری و هدایت به سوی بهشت و خشنودی خود و رحمت و رضوانش راهبر باشد. بیناترین کس به حال خود، و کوشاترین ایشان در راه خدا و دین و بندگان او در روی زمین ، آن کس است که سر بر فرمان کتاب خدا و سنت پیامبرش در ایام

آن حضرت و بعد از او داشته ، آخرین حد سعی و کوشش خود را درباره انتخاب کسی که به جانشینی خود و زمامداری مسلمانان و تولیت امور و رعایت حال ایشان می گزیند به کار گیرد، آنسان که او اسوه و پناهگاه ایشان و مرحمی برای زخمهای درونشان و حافظ خونشان و ماءمنی - به خواست خدا - برای پراکندگی و تباهی اخلاق و اختلافشان و دور کننده نیرنگها و فتنه های شیطان از ایشان باشد. چه ، خدای عزوجل امر ولایتعهدی را بعد زا موضوع خلافت ، تمام امر اسلام و کمال او، و عزت و صلاح امت قرار داده و خلفای خود را به قدرت خویش در انتخاب آن کس که به جانشینی خویش برمی گزینند ملهم ساخته است . زیرا در چنین گزینشی عظمت نعمت و صلاح دین و دنیای امت ، نهفته است و خداوند بدان وسیله مکر نیرنگ بازان و اختلاف برانگیزان و دشمنان را در ایجاد دو دستگی و فتنه انگیزی براندازد.

و امیرالمؤ منین ماءمون از همان هنگام که خلافت به او رسید، سنگینی و تلخی بار چنین مسئولیتی را بر دوشهای خود احساس کرد و سختی مسئولیتهای آن را درک نمود. چه ، آن کس که چنین مقامی را بر عهده گرفته باید با خدای عزوجل ارتباط کامل داشته و در آنچه بر دوش خود دارد، مراقبتی تمام به کار بندد و با تمام وجود و چشمهای باز، فکر دور اندیشی خود را در آن به کار اندازد تا عزت دین و توان از بین بردن مشرکان و صلاح و خیر امت و نشر عدل و اقامه

کتاب خدا و سنت پیامبرش (ص ) را به دست آورد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه