دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 313

صفحه 313

اما من در هر شب و هر روز دو نوبت دیدار خصوصی با رسول خدا (ص ) داشتم و حضرتش در آن دیدارها با من به خلوت سخن می گفت هر کجا که می رفت ، من به دنبالش بودم ، و از هر درکه سخن می گفت ، در آن دقت می کردم . و

اصحاب وی این را می دانستند که حضرتش با هیچیک از آنان ، جز با من ، چنین رفتاری را ندارد.

چه بسا که این جلسه در خانه من صورت می گرفت . رسول خدا (ص ) بیشتر به خانه من تشریف می آورد. و هنگامی که من در بعضی از خانه های او به خدمتش می رسیدم ، آن حضرت زنانش را دور می کرد و تنها با من خلوت می نمود. اما اگر حضرتش به خانه من تشریف می آورد، نه فاطمه از کنار من دور می شد، و نه هیچیک از فرزندانم . من هر گاه از حضرتش پرسشی می کردم ، او پاسخ می داد، و چون خاموش می ماندم و سخنی برای گفتن نداشتم ، او آغاز سخن می کرد. این بود که آیه ای از قرآن بر پیامبر خدا (ص ) نازل نشد، مگر اینکه آن را بر من قرائت کرد، و من آن را به خط خود نوشتم ، و تاءویل و تفسیر آن را به من یاد داد، و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و خاص و عام آن را به من آموخت و از خداوند خواست تا مرا فهم و نیروی حفظ آنها را اعطا کند. و به سبب دعای آن حضرت بود که آیه ای از کتاب خدا را فراموش نکرده ام ، و علمی را که بر من املا فرمود و من آن را نوشته ام ، از یاد نبرده ام .

پیامبر خدا (ص ) هر چه از حلال و حرام و امر و نهی و گذشته و آینده ، و یا کتابی

که بر کسی پیش از او نازل شده ، از طاعت و عبادت و معصیت که خداوند وی را یاد داده بود، هیچیک را از دست ننهاد، مگر اینکه همه را به من آموخت و من آن را به خاطر سپردم ، به طوری که حتی یک حرف آن را از یاد نبرده ام . آنگاه دست مبارکش را بر سینه من نهاد و از خدا خواست که قلب مرا از علم و فهم و حکمت و نور سرشار گرداند. من به خدمتش عرض کردم : ای پیامبر خدا! از آن هنگام که چنان دعایی در حق من کرده ای ، نه چیزی از یاد برده ام و نه آن را که ننوشته ام از خاطرم رفته است . آیا باز هم از فراموشیم می ترسی ؟! فرمود: نه ، من از فراموشی و نادانی بر تو نمی ترسم (1244).

از این سخن امیرالمؤ منین (ع ) و نظایر آن به یارانش ، و سخنان سایر ائمه از فرزندان او با اصحاب و یارانشان ، بویژه بیانات امام باقر و صادق - علیهماالسلام - چنین بر می آید که آنچه از تفسیر قرآن و احادیث در نزد ایشان یافت می شده بر خلاف آنهایی بوده که در نزد پیروان مکتب خلفا وجود داشته است . و علت این بود که خلفای سه گانه ، صحابه را از نشر حدیث پیغمبر اسلام (ص ) جلوگیری کرده ، میدان را برای فعالیت و داستانسرایی کسانی چون تمیم داری ، راهب نصرانی ، و کعب الاحبار، سرآمد دانشمندان یهود، باز گذاشته بودند. اینان هم تا توانستند اسرائیلیات خود

را بی هیچ ملاحظه و ترسی انتشار دادند، و برخی از صحابه نیز همانها را از ایشان گرفته ، به صورت گسترده در میان مردم انتشار دادند، و راست و دروغ را به هم آمیختند! در مقابل چنین فعالیت بنیان کنی ، امیرالمؤ منین (ع ) و شیعیان و یارانش ، چون سلمان و ابوذر و عمار و مقداد، در انتشار احادیث رسول خدا (ص ) و سیره او سخت کوشیدند و در این راه متحمل آزارها و شکنجه ها گردیدند و اختلاف بین دو مکتب در این باره پدیدار شد.

علاوه بر این ، خلفا پیش از این ، پاره ای از سنتهای پیامبر خدا (ص ) را، که مخالف سیاست آنها بود، تغییر داده بودند و پیروانشان بعدها کار آنها را اجتهاد نامیدند؛ مانند آنچه را در بحث موارد اجتهاد خلفا درگذشته شرح داده ایم .

و چون پس از ایشان ، و گذشتن زمانی طولانی ، امیرالمؤ منین (ع ) به خلافت نشست و زمام امور را به دست گرفت در مقام آن بر آمد که سنت پیامبر خدا (ص ) را بار دیگر به جامعه باز گرداند، و روشهایی را که خلفای راشدین سه گانه نهاده بودند، تغییر دهد، اما همان گونه که حضرتش به یاران ویژه خود توضیح داده ، در این راه توفیق چندانی نیافت . امیرالمؤ منین خود در همین زمینه چنین می فرماید:

همیشه فتنه از پیروی هوای نفس ، و نهادن بدعتها در احکام و قوانین دین ، که با کتاب خدا مخالف می باشند، آغاز می گردد، و مردانی چند نیز به تایید و پشتیبانی آنها بر می

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه