دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 55

صفحه 55

این بود که فجاءه به همراه طریفه نزد ابوبکر آمد چون چشم ابوبکر به او افتاد، به طریفه گفت : او را به بقیع ببر و زنده در آتش بسوزان !طریفه نیز فرمان برد و در بقیع آتشی برافروخت و فجاءه را در آن افکند و بسوزانید.

طبری در روایتی دیگر می نویسد: طریفه ، هیزمی بسیار در مصلای مدینه بر هم نهاد و در آن آتش افکند. آنگاه فجاءه را طناب پیچ کرده ، در آن انداخت و بسوزانید!اما سخن ابن کثیر در این مورد چنین است : طریفه دستهای فجاءه را از پشت گردنش ببست و سپس او را طناب پیچ کرده ، در آتش افکند و بسوزانید (224).

ابوبکر بعدها از فرمانش درباره فجاءه ، سخت پشیمان شد و در بستر بیماری ای ، که از آن برنخاست ، می گفت : مرتکب سه کار شده ام که ای کاش آنها را انجام نداده بودم : ای کاش

در خانه زهرا را نگشوده بودم ، اگر چه آن در برای جنگ به روی من بسته شده بود. و ای کاش فجاءه را به آتش نمی سوزانیدم ، بلکه دستور می دادم تا او را به طور معمول اعدام کنند و یا به زندانش می افکندم . و ای کاش در سقیفه بنی ساعده امر خلافت را به گردن یکی از آن دو یعنی عمر یا ابو عبیده می انداختم (225).

در این باره بر ابوبکر خرده گرفته اند که حکم مفسدی چون فجاءه در قرآن آمده است ؛ آنجا که در سوره مائده آیه 33 می فرماید: انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا اءن یقتلوا اءو یصلبوا اءو تقطع اءیدیهم و اءرجلهم من خلاف اءو ینفوا من الارض ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الاخره عذاب عظیم .

روایاتی نیز از رسول خدا(ص ) در نهی سوزانیدن مجرمان آمده است ؛ از جمله بخاری در صحیح خود و احمد بن حنبل در مسندش از پیامبر خدا(ص ) آورده اند که فرموده است (226): لا یعذب بالنار الا رب النار. و: اءن النار لا یعذب بها الا الله . و: لا یعذب بالنار الا ربها . و نیز روایت شده که آن حضرت فرموده است : من بدل دینه فاقتلوه . یعنی هر کس که پشت پا به دینش زد، او را اعدام کنید (227). و نیز فرموده است : لا یحل دم امری مسلم یشهد اءن لا اله الا الله و اءن محمدا رسول الله ، الا باحدی ثلاث : زنا بعد احصان فانه یرجم ،

و رجل یخرج محاربا لله و رسوله فانه یقتل اءو یصلب اءو ینفی من الاءرض ، اءو یقتل نفسا فیقتل بها . یعنی ریختن خون هیچ مسلمان گوینده لا اله الا الله و محمد رسول الله روا نیست ، مگر در سه مورد: زنای محصنه که باید سنگسار شود؛ کسی که با خدا و پیامبرانش بجنگد که باید کشته شود، یا به دار آویخته شده ، یا با توجه به شرایطش نفی بلد شود؛ و یا کسی را کشته باشد که در مقابل آن اعدام می شود (228).

اما با این همه ، علمای مکتب خلفا، در مورد مخالفت صریح ابوبکر با نصوص آشکاری که در این قضیه گذشت ، چنین عذر آورده اند که : سوزانیدن فجاءه سلمی با آتش ، از خطای در اجتهاد ابوبکر بوده و همانند او از مجتهدین که دچار لغزش در اجتهاد می شوند، بسیارند!

دیگراز موارد اجتهاد خلیفه ابوبکر، فتوایش در مساءله کلاله است . کلاله به کسی گفته می شود که در بازماندگانش نه فرزندی از او باشد و نه پدری . همچنین به وارثین او نیز کلاله گویند (229).

در قرآن کریم سوره نساء، آیه 12 درباره کلاله آمده است : و ان کان رجل یورث کلاله اءو امراه و له اءخ اءو اءخت فلکل واحد منهما السدس فان کانوا اءکثر من ذلک فهم شرکاء فی الثلث . یعنی و هر گاه وارث مرد یا زنی کلاله باشد، و او برادر یا خواهری داشته باشد، هر یک از آنها یک ششم ، و اگر تعدادشان بیش از آن باشد، در یک سوم شریک یکدیگر خواهند بود (230).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه