دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 94

صفحه 94

صفی خالصه ، که به صفایا جمع بسته می شود، در تمام این نامه ها شامل اموال و املاک خالصه پیامبر خدا(ص ) و غیر از خمس می باشد و شرح آن قبلا داده شده است .

علاوه بر آنچه گفتیم ، کلمه خمس در دو نامه دیگر که به پیغمبر(ص ) نسبت داده اند، آمده است ، ولی آنها مورد اعتماد ما نیستند. زیر یکی به نام عبدیغوث از

قبیله بلحارث (372) نوشته شده است ، و این امکان ندارد که رسول خدا(ص ) نامه ای به بنده یغوث که نام بتی است نوشته باشد. چه ، آن حضرت نامهایی چون عبدالعزی و عبدالحجر (373) و عبد عمرو الاصم را به عبدالرحمان یا عبدالله تغییر می داد (374). و دیگری ، نامه ای است که گفته اند آن حضرت را برای نهشل بن مالک وائلی (375) نوشته و آن را با باسمک اللهم آغاز کرده ، در صورتی که شروع نامه های پیغمبر با بسم الله الرحمن الرحیم بوده است .

در نامه ها و پیمان نامه هایی که گذشت ، رسول خدا(ص ) در آن هنگام که به سعد هذیم دستور می دهد که صدقه و زکات و خمس خود را به دو فرستاده اش ، یا هر کسی که ایشان می فرستند، تحویل دهد، از آنها نخواسته بود که خمس غنایم جنگی خود را که در آن شرکت کرده اند بپردازند، بلکه خمس و صدقاتی را که به اموال ایشان تعلق گرفته مطالبه کرده است . به همین ترتیب نامه ای که به جهینه نوشته که در ازای استفاده از آب و چراگاههای زمین ، خمس و زکات خود را بپردازند. و اینها هم مشروط به شرکت آنها در جنگ و به دست آوردن غنایم جنگی در پرداخت خمس نبوده ، بلکه شرط پرداخت خمس و صدقه را مربوط به بهره کشی از مواهب زمین دانسته ، و حکم اسلامی را در آنچه به دست می آورند، به ایشان تعلیم فرموده است .

همچنین زمانی که نمایندگان عبدالقیس را از نحوه پرداخت خمس

از دستاوردهایشان تعلیم فرمود، که اگر به آنها عمل کنند به بهشت می روند، از آنها که از ترس مشرکان ، بجز ماههای حرام جراءت بیرون شدن از قبیله خود را نداشته اند، نخواسته است که خمس غنایم جنگی خود را با مشرکانی که با آنها جنگیده اند و پیروزی هم به دست آورده اند بپردازند، بلکه تنها خمس سود حاصله آنها را از ایشان مطالبه کرده است .

و نیز در فرمانی که برای کارگزارش عمرو بن حزم صادر کرده که صدقات و خمس قبایل یمن را دریافت کند، دستور نداده تا خمس غنایم جنگی را، که قبایل مزبور در آن شرکت داشته اند، از آنان دریافت کند و به حضرتش تقدیم دارد.

و یا نامه هایی که شخصا به قبایل مزبور در مورد پرداخت خمسشان نوشته ، و یا نامه هایی که به غیر از عمرو بن حزم به دیگر کارگزاران خود فرستاده تا خمس دستاوردهای قبایل را دریافت کنند.

جایگاه خمس در تمام آن نامه ها و دستورالعملها، مانند جایگاه صدقه است و هر دوی آن نیز حق خداست در اموال افراد آن قبایل ، بر اساس مقرراتی که خداوند بر اموال ایشان وضع فرموده است .

آنچه بر این موضوع تاءکید می گذارد که لفظ خمسی که در آن نامه ها آمده است خمس غنایم جنگی نیست و آن را کاملا روشن می سازد، این است که حکم جنگ در اسلام ، غیر از مقررات آن در دوره جاهلیت و پیش از آن می باشد که هر فرد یا گروهی در آن زمان این حق را بخود می داده که بر غیر افراد قبیله

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه