دو مکتب در اسلام جلد سوم صفحه 104

صفحه 104

یعنی پس شما و یارانتان فکرهایتان را روی هم بریزید تا چیزی بر شما پوشیده نماند. آنگاه بر من بتازید و مرا مهلت ندهید که ولی و سرپرست من خدایی است که قرآن را نازل فرموده و او نیکان را سرپرستی نماید. (169)

چون امام این آیات را تلاوت کرد و صدایش را اهل حرم شنیدند، خواهرانش خروش برآوردند و گریستند و به همراه ایشان ، دخترانش نیز صدا به گریه بلند کردند.

پس امام ، برادرش (عباس ) و فرزندش (علی ) را بخواند و به ایشان فرمود: بروید و اینان را خاموش کنید که به جان خودم سوگند بعدها بسیار خواهند گریست !

همین که بانوان حرم خاموش شدند، امام بار دیگر آغاز سخن کرد و حمد

و سپاس خدای را به نحوی شایسته به جا آورد و بر محمد - صلی الله علیه و آله - و فرشتگان و پیامبران خدا درود فرستاد، و تا آنجا که توانست در مدح و ستایش آنان سخن گفت ؛ به طوری که راوی می گوید: به خدا سوگند که نه پیش و نه پس از وی هیچ سخنوری را ندیدم که در سخنوری رساتر و شیواتر از حسین (ع ) سخن گفته باشد. امام پس از حمد و ستایش خدا فرمود:

اما بعد، ای مردم ! به دودمان من بنگرید و به بینید که من کیستم .

آن وقت به خویشتن خویش مراجعه کنید و ببینید آیا ریختن خون و پایمال کردن حرمت من بر شما رواست ؟!

آیا من پسر دختر پیغمبر شما و فرزند پسرعمو و وصی آن حضرت نیستم ؟

آیا من فرزند آن کسی نیستم که نخستین کسی بود که به خدا ایمان آورد و رسالت پیامبرش را، و آنچه را که آن حضرت آورده بود تصدیق کرده است ؟

آیا حمزه سیدالشهداء، عموی پدرم ، و جعفر طیار، که با دو بال در بهشت پرواز می کند، عموی من نیستند؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه