دو مکتب در اسلام جلد سوم صفحه 172

صفحه 172

او آن سپاه به هم فشرده را از هم بدرید و رزمندگانش را پراکنده ساخت . در این حال زید بن ورقاء در پشت نخلی به کمین نشست ، و با یاری حکیم بن طفیل بناگاه برجست و بر ابوالفضل حمله برد و دست راست او را بینداخت . عباس بچالاکی شمشیر را به دست چپ گرفت و بر خیل دشمان حمله برد، در حالی که می گفت :

والله ان قطعتم یمینی

انی احامی اءبدا عن دینی

و عن امام صادق الیقین

نجل النبی الطاهر الامین

به خدا سوگند اگر چه دست راستم را بریدید، من هماره از دینم و پیشوای بر حقم ، که فرزند پاک پیامبر امین می باشد، حمایت خواهم کرد.

و آن قدر جنگید تا (به سبب خونریزی شدید از دست و تشنگی مفرط) ضعف بر او چیره شد. آنگاه بار دیگر حکیم بن طفیل از پشت نخلی بر او حمله برد و دست چپ حضرتش را از کار بینداخت . پس در آن حال حضرت ابوالفضل (ع ) چنین خواند:

یا نفس لا تخشی من الکفار

وابشری برحمه الجبار

مع النبی السید المختار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه