دو مکتب در اسلام جلد سوم صفحه 202

صفحه 202

آنگاه عمرو بن سعید گفت : این ناله ها و شیونها، در عوض ناله ها و شیونهای بر عثمان بن عفان ! آنگاه بر منبر برآمد و مردم را از کشته شدن حسین آگاه ساخت .

در اغانی آمده است : عمرو بن سعید پس از بیرون شدن حسین بن علی از معاویه ، رئیس پلیس خود را فرمان داد تا محله بنی هاشم و خانه های ایشان را خراب کند. او نیز فرمان برد و از این رهگذر ستمی فراوان و مصیبتی جانکاه به ایشان رسید.

چون به عبدالله بن جعفر، نوه ابوطالب ، خبر کشته شدن دو فرزندش در رکاب دائیشان امام حسین (ع ) رسید، گروهی از مردمان و یکی از موالیان او

به نام ابواللسلاس ، به تسلیت به خدمتش رسیدند. ابواللسلاس گفت : این مصیبتی است که از ناحیه حسین به ما رسیده است ! با شنیدن این سخن ، عبدالله پای افزار خود را بر سرش کوبید و گفت : ای پلیدزاده ! درباره حسین چنین می گویی ؟ به خدا قسم اگر من در کنار او بودم ، از یاریش دست بر نمی داشتم ، تا آنگاه که با او کشته می شدم . به خدا قسم من نگران از دست دادن دو فرزندم نمی باشم ، که مصیبت مرگ آن دو بر من بسی آسان و آرامش بخش است ؛ از آن رو که آن دو جان خویش را فدای جان برادرم و پسرعمویم کردند و در کنار، و به همراه او مرگ شرافتمندانه را پذیرا شدند! آنگاه رو به یاران کرد و چنین ادامه داد:

سپاس خدای راست . شهادت حسین بن من بسی تلخ و ناگوار است ، و اگر دستهای من او را یاری ندادند، دو فرزندم این نقیصه را جبران کردند.

راوی می گوید: هنگامی که خبر کشته شدن حسین (ع ) به مردم مدینه رسید، دختر عقیل بن ابی طالب ، در حالی که نقاب بر چهره نداشت و کنیزانش پیرامون را گرفته و او پیراهنش را به خود پیچیده بود، بیرون آمد و می گفت :

ماذا تقولون ان قال النبی لکم

ماذا فعلتم و اءنتم آخر الامم

بعترتی و باءهلی بعد مفتقدی

منهم اساری و منهم ضرجوا بدم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه