دو مکتب در اسلام جلد سوم صفحه 211

صفحه 211

آنگاه یزید به سینه یحیی کوبید و گفت ساکت شو!

سخنانی که بین امام سجاد (ع ) و یزید رد و بدل شد

در کتاب مثیرالاحزان و دیگر منابع آمده است : علی بن الحسین (ع ) روی به یزید کرد و گفت :

- اجازه می دهی چیزی بگویم ؟ یزید گفت :

- بگو، اما یاوه مگو؟ علی (ع ) پاسخ داد:

- در چنین موقعیتی که قرار گرفته ام ، یاوه گویی شایسته من نباشد. آنگاه به سخن خود ادامه داد و پرسید: ای یزید! اگر رسول خدا (ص ) مرا در این غل و زنجیر ببیند فکر می کنی چه خواهد کرد؟! یزید در پاسخ او روی به اطرافیان خود کرد و گفت :

- او را آزاد کنید. (246)

و در تاریخ طبری و دیگر منابع آمده است که یزید به

علی بن الحسین (ع ) گفت : پدرت با من قطع رحم کرد، و حقم را نادیده گرفت و با حکومت من به مخالفت برخاست . خدا هم آنچه را دیدی بر سرش آورد! امام در پاسخ یزید این آیه را قرائت فرمود: ما اءصابکم من مصیبه فی الارض و لا فی اءنفسکم الا فی کتاب من قبل اءن نبراءها یعنی هیچ درد و رنجی در زمین و نیز در وجودتان پدید نخواهد آمد، مگر آنکه پیش از پیدایش آن در کتاب (لوح محفوظ) ثبت شده است .

یزید روی به فرزندش خالد کرد و گفت : پاسخش را بده . راوی می گوید که خالد از دادن پاسخ فرو ماند و ندانست که جواب امام را چه بگوید. این بود که یزید به وی گفت : به او بگو ما اءصابکم من مصیبه فبما کسبت اءیدیکم و یعفوا عن کثیر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه