دو مکتب در اسلام جلد سوم صفحه 236

صفحه 236

او، خود و یارانش در برابر ایشان گروهی بس اندک دید، و اگر چه خدای عزوجل هیچکس را بر غیب آگاه نساخته که

او کشته خواهد شد، اما او، مرگ شرافتمندانه را بر زندگی ذلت بار و پست برگزید.

خداوند حسین را رحمت ، و کشنده او را خوار و ذلیل گرداند. به جان خودم سوگند که در خیانتشان نسبت به او و شورش و نافرمانیشان علیه وء مواردی از پند و نصیحت وجود داشت که ایشان را از جنایاتشان باز دارد. اما آنچه را از جانب خدا نازل شود مانعی ، و اراده ذات باری تعالی را دافعی نخواهد بود.

آیا پس از شهادت حسین ما هم به این مردم دل خوش داریم و گفتارشان را باور کنیم و پیمانشان را بپذیریم ؟! نه ، ما نه پیمان ایشان را می پذیریم و نه آنها را در خور همپیمانی با خود می دانیم .

بدانید که به خدا سوگند حسین (ع ) را کشتند. کسی را که بسیار به عیادت خدا شب زنده دار بود و چه بسیار روزها که به روزه سر می کرد. راهی را که برگزیده بود، حق بود و دشمنانش بر باطل . به خدا قسم کهاو قرآن را به غنا، و گریه از ترس خدا را به سرود تبدیل نکرد، و روزه را با شراب نگشود، و مجلسهایی را که برای یاد خدا تشکیل می شدند به تفکر در امر شکار تغییر نداد... فرزند زبیر در این سخنان کنایه به یزید می زد.

یارانش با شنیدن سخنان او گفتند: ای مرد! آشکارا برای خودت بیعت بگیر، که پس از مرگ حسین رقیبی دیگر نداری ! او پاسخ داد: شتاب مکنید.

ابن زبیر در همان حال پنهانی از مردم بیعت می گرفت ، ولی آشکارا خود را پناهنده

به حرم نشان می داد.

عمرو بن سعید بن العاص در آن روزگار والی مکه بود و کار فرزند زبیر و یاران او برایش بسیار سخت بود. ولی با این حال با آنها مدارا می کرد و چندن شدت عمل از خود نشان نمی داد.

اما چون نتیجه فعالیت فرزند زبیر در مکه بر یزید مسلم گردید، قسم یاد کرد که او را به زنجیر بکشد. پس زنجیری از نقره به همراه پیکی به مکه فرستاد. چون فرستاده یزید با زنجیر به مدینه رسید، مروان را از ماجرا و زنجیری که با خود همراه داشت ، آگاه نمود. پس مروان چنین سرود:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه