دو مکتب در اسلام جلد سوم صفحه 258

صفحه 258

دلفنا لبیت الله نرمی ستوره

باءحجارنا ز فن الولائد فی العرس

دلفنا له یوم الثلاثا من منی

بجبش کصدر الفیل لیس بذی راءس

فالا ترحنا من ثقیف و ملکها

نصل لایام السباسب و النحس

ندیدم سپاهی که چون ما به نیرنگ عزم حج کند. و ندیدم سپاهی چون که ما خاموش و بی سر و صدا باشد. ما، آرام و سبک خود را به

خانه خدا رساندیم تا پرده اش را با سنگهایمان چون پایکوبی کودکان در عروسی در هم بکوبیم . سپاه ما از منی در روز سه شنبه نرم و سبک مانند سینه پیلی بی سر به جلو می خزید. و گرنه ، از ثقیف و شوکتش به غم می نشستیم و به روزگار دشنام و نحسی باز می گشتیم .

چون این اشعار به گوش حجاج رسید، امر باحضار او کرد، ولی اقشیر بگریخت . پس حجاج آهنگ فرزند زبیر کرد و عبدالله نیز در مسجدالحرام متحصن شد؛ به این امید که به احترام کعبه در امان خواهد بود. پس حجاج ، ابن خزیمه خثعمی را ماءمور منجنیق کرد. او هم مردمان مسجد را به زیر رگبار گلوله های منجنیق گرفت و می گفت :

خطاره مثل الفنیق الملبد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه