دو مکتب در اسلام جلد سوم صفحه 259

صفحه 259

نرمی بها عواذ اءهل المسجد (316)

مسعودی میگوید که حجاج موضوع به محاصره کشیدن عبدالله زبیر و تسلطش را بر کوه ابوقبیس (مشرف بر مسجد الحرام ) به عبدالملک مروان گزارش کرد. چون نامه حجاج به عبدالملک رسید و از مضمون آن آگاه شد، تکبیر گفت و هر کس هم که در خانه او بود، به تبعیت از وی تکبیر گفت . این صدا در جامع دمشق موجب شد تا مردمان در آنجا تکبیر بگویند و همین طور مردم کوچه و بازار، که از همه جا بی خبر بودند بانگ تکبیر سر دادند! آنگاه در مقام پرس و جو برآمدند که به آنها گفته شد: حجاج ، عبدالله زبیر را در مکه محاصره کرد و به کوه ابوقبیس دست یافته است ! با شنیدن این خبر آنها گفتند: رضایت نمی دهیم

مگر وقتی که او را دست بسته و کلاه بوقی بر سر نهاده اینجا بیاورید و این ترابی لعنتی را در بازارهای ما بگردانید. (317)

ابوتراب ، کنیه ای بود که رسول خدا (ص ) به علی (ع ) داده بود. این کینه را بنی امیه به عنوان سرکوفتی برای امام گرفته ، شیعه آن حرات را ترابی می نامیدند.

و این لقب در عرف خاندان بنی امیه و پیروانشان به عنوان طعنه ای در حق ابن زبیر نیز به کار برده شده است .

ابن اثیر می گوید که حجاج احرام بسته به نیت در ماه ذی قعده به جانب مکه حرکت کرده و در بئر میمون فرود آمد و در همان سال با همراهانش حج بگزارد.

اما چون ابن زبیر از ورودش به مسجد الحرام جلوگیری کرد، طواف خانه و سعی بین صفا و مروه به جا نیاورد.

او در جای دیگر می نویسد: ابن زبیر و یارانش در آن سال حج به جا نیاوردند.

زیرا وقوف در عرفات و رمی جمرات نکردند. سپس می نویسد: آنگاه که حجاج ، ابن زبیر و مکه را در محاصره خود گرفت . منجنیق بر کوه ابوقبیس نصب کرد و با آن کعبه را سنگ باران نمود؛ در حالی که عبدالملک خود به روزگار یزید از سنگ باران کعبه سخت بیزار بود. اما چون خودش به حکومت نشست به این کار فرمان داد و بر اثر آن مردمان گفتند که او به بی دینی گراییده است . (318)

ذهبی گفته است حجاج ، فرزند زبیر را از هر سو، از راه منجنیق و جنگ ، به طور پیاپی در هم می

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه