دلیل ما در مورد مکتب اهل بیت این است که فی المثل آنچه علامه حلی حسن بن یوسف (م 726 ق ) از حدیث در ده مجلد جمع آوری کرده و نامش را الدروالمرجان فی الاحادیث الصحاح و الحسان (443) نام نهاده و یا آنچه را بنا به نظر و اجتهاد خودش احادیث صحیح تشخیص داده و به نام النهج الوضاح فی الاحادیث الصحاح (444) جمع و تالیف کرده ، و یا آنهایی را که شیخ حسن ، فرزند شهید ثانی (م 1011 ق ) به پیروی از روش علامه حلی برگزیده و به نام منتقی الجمان فی الاحادیث الصحاح و الحسان (445) تالیف کرده است ، هیچیک از اینها در حوزه های علمیه متداول نبوده و علمای این مکتب به آنها نپرداخته اند، و این کار این دانشمندان را علی رغم شهرت دیگر تالیفات آنها، که تا به
امروز در حوزه های علمیه متداول است ، کاری نظری و اجتهادی و شخصی به حساب آورده اند. برخلاف کتاب مشهور معالم الاصول فرزند شهید ثانی که از زمان مولفش تا به امروز کتاب درسی به حساب آمده و مورد استفاده قرار می دهند، و نویسنده آن در میان دانشمندان از شهرت و اعبتاری برخوردار و به صاحب معالم معروف گردیده است .
با وجود این ، دیگر مؤ لفات ایشان در صحاح احادیث و حسان به دست فراموشی سپرده شده ، و چه می دانیم شاید در میان علمای مکتب اهل بیت کسانی باشند که حتی نام کتابهای صحیح و حسان ایشان هم به گوششان نخورده باشد، تا چه رسد به اینکه احادیث صحیح و حسان او را با همین عنوان و سمت به رسمیت پذیرفته باشند!
ارزیابی احادیث کتب اربعه
پیروان مکتب اهل بیت ، تمامی احادیثی را که در کتابهای چهارگانه (کافی ، من لا یحضر، استبصار و تهذیب ) آمده ، همانند برخورد پیروان مکتب خلفا با صحیح بخاری و صحیح مسلم ، آنها را دربست ، صحیح به حساب نمی آورند. و با اینکه قدیمیترین آنها از نظر زمان و بلندآوازگی و شهرت ، کتاب کافی شیخ کلینی می باشد، محدثین مکتب اهل بیت گفته اند که از مجموع 16199 حدیث آن ، تعداد 9485 حدیث آن ضعیف است . و چنانچه به کتاب شرح کافی به نام مرآه العقول مرحوم مجلسی مراجعه شود، معلوم می گردد که او در ارزیابی احادیث کتاب مزبور، در مورد احادیث ضعیف و صحیح و موثق ، یا به اصطلاح اهل حدیث قوی آن ، که مورد ایراد محدثین
بوده ، اظهارنظری دیگر کرده است .
در عصر ما نیز یکی از پژوهشگران کتابی زیر عنوان صحیح کافی تاءلیف کرده ، (446) و از مجموع 16121 حدیث آن ، 4428 حدیث را صحیح دانسته و 11693 حدیث دیگر را به موجب اجتهاد خود صحیح ندانسته است .
از آنچه گفتیم چنین بر می آید که مکتب اهل بیت هیچ کتاب حدیثی را صحیح نمی داند؛ خواه کتاب کافی باشد یا غیر آن ، چه از لحاظ شهرت و معروفیت ، و یا قدمت و دیرپایی .
این مکتب ایمان دارد که تنها کتاب خدا قرآن ، از ابتدا تا انتهایش ، صحیح است ، و در این صحت چیزی را همتای آن نمی شناسد.