دو مکتب در اسلام جلد سوم صفحه 350

صفحه 350

خلیفه ای که مونس و همبازیش سگها بودند، و همدم شب زنده داریهایش بدنامان و جوانان بی ریش کم سن و سال !

خلیفه ای که کنیزان فرزند دار پدر، و دختران و خواهران خود را به همسری می گرفت ! (472)

خلیفه ای که به کشتن سبط پیامبر خدا (ص ) فرمان داد. زنان و دختران او را به اسارت گرفته ، مدینه حرم رسول خدا (ص ) را بر سپاهیانش مباح کرده ، و کعبه خانه خدا را با منجنیق درهم کوبیده ، و دست آخری چنین سروده است :

لعبت هاشم بالملک فلا

خبر جاء ولا وحی نزل !! (473)

این آن اسلامی بود که مردم آن زمان از خلیفه خدا و جانشین پیامبرش می دیدند!! (474)

و به مسلمانان سراسر کشور اسلامی گفته بودند که تمسک به دین در فرمانبرداری از این خلیفه است !

با این حساب معلوم می شود که مشکل مسلمانان آنان روزگار، موضوع سلطه و حکومت فرمانروای ستمگر نبوده تا با تبدیل آن به فرمانروایی عادل و دادگستر قابل حل باشد، بلکه مشکل اصلی ، از بین رفتن احکام اسلامی و اطاعت و فرمانبرداری بی چون و چرای مسلمانان در اوامر صادره - هر چه باشد - از ناحیه خلیفه بوده ، و تصور و برداشتی که آنها از مقام خلیفه و خلافت داشته اند. در چنین حال و احوالی ، چاره و علاج کار تنها در تغییر عقیده و برداشت مسلمانان در امر خلیفه و خلافت خلاصه می شد، تا مگر در پرتو آن بتوان احکام پایمال شده اسلام را بار دیگر به

مجتمع اسلامی باز آورد. و یگانه کسی که در آن شرایط می توانست به ریشه کن کردن آن مشکل قیام کند، شخص امام حسین (ع ) بود، با توجه به مقام و منزلتی که نزد پیامبر خدا (ص ) داشت ، و احادیث و آیاتی که درباره او نازل شده بود.

این چنین شخصیتی با این مشخصات و در چنان روزگاری ، در برابر انتخاب یکی از این دو راه قرار گرفته بود: یا با یزید فرزند معاویه و نواده ابوسفیان بیعت کند و عمری را در خوشی و کامیابی بگذراند، و در عین حال از دوستی و احترام همه مسلمانان برخوردار باشد، در صورتی که به خوبی می دانست که در بیعتش با یزید:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه