دو مکتب در اسلام جلد سوم صفحه 77

صفحه 77

اینها یاران منند و همچون کسانی می باشند که با من همراه بوده اند. حالا اگر بر سر قول و قراری که با من گذاشته ای نیستی ، من با تو می جنگم . این پاسخ باعث شد که حر کوتاه بیاید

و دست از آنان بردارد. پس امام از ایشان پرسید:

از اخبار مردم کوفه بگویید. مجمع بن عبدالله عائذی ، یکی از آن چهار نفر، پاسخ داد:

اشراف و سرشناسان کوفه را با دادن رشوه های کلان و برآوردن خواسته هاشان دل به دست آوردند، و از راهنماییها و همکاریهایشان برخوردار شدند! اینک آنها یکدل و یکجهت علیه تو برخاسته اند؛ اما دیگر مردمان ، اگر چه دل به سوی تو دارند، اما فردا شمشیرهایشان به روی تو کشیده خواهد بود! امام پرسید: از فرستاده ام به سوی شما چه خبر دارید؟ پرسیدند:

کدام فرستاده را می گویید؟ فرمود:

قیس بن مصهر صیداوی ! گفتند:

آری ، حصین بن نمیر او را بگرفت و به نزد عبیدالله زیاد فرستاد. عبیدالله هم دستور داد تا بر فراز منبر تو را و پدرت را ناسزا گوید! او هم برخاست و تو را و پدرت را درود فراوان گفت و ابن زیاد و پدرش را لعن و نفرین کرد و مردم را از آمدنت خبر داد و ایشان را به یاریت فرا خواند. ابن زیاد هم دستور داد تا او را از فراز قصر به دیر انداختند!

با شنیدن این خبر، چشمهای امام حسین (ع ) به اشک نشست ، به طوری که از ریزش آن جلوگیری نتوانست . پس فرمود: منهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا (155) یعنی برخی از ایشان پیمان خود را با خدا به انجام رسانیدند (شربت شهادت نوشیدند) و برخی نیز در انتظارند و آن را تغییر نداده اند. آنگاه فرمود:

خداوندا! بهشت را منزلگاه ما و آنان قرار ده ، و ما را

در سایه رحمتت ، و بخششهای فراوان از گنجینه های لطف و مغفرتت به گرد یکدیگر فراهم آر. پس طرماح بن عدی به امام نزدیک شد و گفت : به خدا سوگند که من به همراه تو یک سپاه منظم و چشمگیر نمی بینم ، به طوری که اگر همین سپاهی که تو را گام به گام تعقیب می کند با تو بجنگد، برای شکستن تو کافی خواهد بود. من یک روز پیش از بیرون آمدنم از کوفه ، در بیرون دروازه جمعیت بسیاری را دیدم که تا به آن روز در یک محل مجتمع ندیده بودم . و چون علت را جویا شدم ، گفتند که سپاهی است آماده سان تا به مقابله حسین بن علی فرستاده شود! با چنین احوالی ، تو را به خدا سوگند می دهم که اگر می توانی ، حتی یک وجب هم ، به کوفه نزدیک مشو. و اگر جانپناهی می جویی که خداوند به وسیله آن تو را از شر دشمنان در امان دارد، تا در آسایش خیال به افکارت برسی ، و تصمیم نهایی را بگیری ، با من بیا تا تو را به پناهگاههای کوه منزلگاهمان ، که (اجاء) نامیده می شود، راهنمایی کنم ؛ جایی که ما خود را از شر تجاوز سردمداران و پادشاهان غسان و حمیر و نعمان منذر و هر سرخ و سیاهی در پناه آن می کشیدیم و خویشتن را از شر آنان به دور می داشتیم ، و اگر دشمن در آنجا به ما حمله کند، جز شکست و خواری بهره ای نخواهد برد. من با تو به آن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه