- پیش گفتار 1
- سخن آغاز 3
- اشاره 7
- بخش اول: اخلاق فردی 7
- اشاره 8
- الف: بایدها 8
- «1» اخلاص 9
- «2» توکل 13
- «3»اعتدال 17
- «4»تواضع 21
- «5»کنترل چشم و گوش و زبان 25
- اشاره 29
- «6»حیا 29
- 1. حیا از خدا 30
- 2. حیا از خود 30
- 4. حیا از فرشتگان 31
- 3. حیا از پیامبر(صلّی الله علیه و آله ) 31
- 5. حیا از مردم 32
- «7»خوف و رجا 34
- «8»یاد خدا 38
- «9»یاد مرگ و قیامت 42
- «10»محاسبه و مراقبه 46
- اشاره 50
- 1. صبر 50
- «11»«باید»های اخلاقی دیگر 50
- 2. شکر 50
- 4. تقوا 51
- 5. رضا و تسلیم 51
- 3. زهد 51
- 7. صدق 52
- 8. وَرَع 52
- 6. یقین 52
- 9. قناعت 52
- 10. پاکدامنی 53
- اشاره 54
- ب:نبایدها 54
- «1»هوای نفس 55
- «2» غضب 61
- «3»ریا و تظاهر 66
- اشاره 71
- «4» کینه و عداوت 71
- 1. رنج درونی کینه توز: 72
- 2. به هم خوردن رابطه ها: 72
- «5» حسد 75
- «6»طمع 80
- «7»عجله و شتاب 84
- «8» اسراف و تبذیر 88
- «9» کفران نعمت 92
- اشاره 96
- «10» عجب و خودپسندی 96
- 3.عامل رکود: 97
- 1. تکبر بر دیگران: 97
- اشاره 97
- 4. تباه کننده عمل خیر: 97
- 2. احساس تنهایی و وحشت: 97
- درمان عُجب 98
- اشاره 101
- 2. قساوت قلب 101
- «11»«نباید»های اخلاقی دیگر 101
- 1. حب دنیا: 101
- 4. شهوت 102
- 5. کبر 102
- 3. لجاجت 102
- 6. شک 102
- 7. پرحرفی 103
- 8. دروغ 103
- 9. حرص و آز 103
- 10. هوای نفس 104
- اشاره 105
- بخش دوم: اخلاق اجتماعی 105
- اشاره 106
- الف: بایدها 106
- «1»حسن خلق 107
- «2» عفو و گذشت 111
- «3»اصلاح و آشتی 115
- «4» خدمت و کارگشایی 119
- «5» رعایت حقوق دیگران 124
- «6» دوستی و آداب آن 129
- «7»صدق و امانت 133
- «8» ادب گفتاری وشنیداری 137
- «9» آبرو داری و رازداری 141
- «10» مشورت و رایزنی 145
- «11»مدارا و مردم داری 149
- «12»تقدیر و تشویق 153
- «13»تعاون و مشارکت 157
- «14» نقد پذیری 161
- «15»مسئولیت و تعهد 165
- اشاره 169
- ب: نبایدها 169
- «1»سوء ظن 170
- «2»عیب جویی 175
- «3» استهزاء 179
- «4»جدل و مِراء 183
- «5»قهر و جدایی 187
- «6» پیمان شکنی وبدقولی 191
- «7»بدزبانی و فحش 195
- «8»مکر و فریب 199
- «9»روابط ناسالم 203
- «10»تجسّس و تفتیش 207
- «11»تحقیر و توهین 211
- «12» غیبت و تهمت 215
- «13» دروغ و شایعه پراکنی 219
- «14»مردم آزاری و مزاحمت 224
- «15»حرام خواری 228
- دو تکلیف اجتماعی مهم 232
- فهرست منابع 236
«2» توکل
توکل از صفات خوب بندگان خداست، یعنی تکیه انسان بر خدا باشد و تا آنجا که در توان اوست تلاش کند و بقیّه را به خداوند واگذارد که او بهترین تکیه گاه و یاور است.
معنای توکل، دست روی دست نهادن و سلب مسئولیت از خویش نیست، بلکه عمل به وظیفه در حد توان است و نتیجه را باید به خدا سپرد. مثل آنکه کسی برای امرار معاش، به کسب و کار بپردازد، یا برای دفاع از کشور و دین، جهاد کند، یا برای بهبودی بیماری به مداوا بپردازد، ولی در رسیدن به «رزق» یا «پیروزی» یا «سلامتی» توکلش به خدا باشد، نه به تلاش خود، این ها را وسیله بداند نه عامل اصلی.
توصیه قرآن آن است که بندگان تنها به خدا توکل کنند:
(وَ عَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُون)(1)
برای اصلاح جامعه و مبارزه با مفاسد نیز باید به خدا توکل داشت و او را پشتوانه و پشتیبان خود دانست، آنگونه که حضرت شعیب، قوم خود را به خدا دعوت می کرد و با همه مخالفت ها و کارشکنی ها با زهم ثابت قدم و استوار بود و خسته نمی شد و سخنش این بود:
1- ابراهیم، آیه 12؛ تغابن، آیه 13.