- اشاره 1
- مقدمه ناشر 1
- میزان در توحید و شرک 1
- فتاوای وهابیان در مصادیق شرک 2
- مراحل توحید 3
- توحید، اساس دعوت انبیا 3
- توضیح 4
- 1 - توحید در الوهیت 4
- 2 - توحید در خالقیت 5
- 3 - توحید در ربوبیّت 5
- 4 - توحید در عبادت 5
- بررسی مفهوم عبادت 6
- اشاره 9
- الف) اعتقاد به الوهیت کسی که بر او خضوع کرده است 9
- ارکان عبادت 9
- اعمال به نیت است 10
- ب) اعتقاد به ربوبیت کسی که بر او خضوع کرده است 10
- عقیده مشرکان 11
- تقسیم توحید نزد وهابیان 12
- شرک 13
- اشاره 14
- اقسام شرک 14
- 2 - شرک خفی 14
- توضیح 14
- 1 - شرک جلی 14
- شرک در خالقیت 15
- شرک در ربوبیت 15
- شرک در عبادت وطاعت 15
- اشاره 15
- حکم شرک به خداوند 15
- شرک در الوهیت 15
- 1 – شرک ، گناهی نابخشودنی 16
- 2 - شرک، ظلمی بزرگ است 16
- 4 - مشرک در آتش است 16
- 3 - شرک موجب سقوط از مقامات عالی است 16
- 9 - خباثت مشرک 17
- 7 - شرک موجب حبط عمل است 17
- 5 - مشرک در گمراهی است 17
- 6 - مشرک بدون برهان است 17
- 8 - نهی از شرک، محور گفت و گوی ادیان 17
- 11 - نفی شرک، هدف بعثت انبیا 18
- سرچشمه های شرک 18
- توضیح 18
- 10 - خداوند از مشرک بیزار است 18
- 2 - حس گرایی 19
- 1 - پیروی از اوهام 19
- 4 - تقلید کورکورانه 20
- 3 - منافع خیالی 20
- 1 - اعتقاد به سلطه غیبی برای غیر خداوند 21
- اشاره 21
- ملاک های شرک نزد وهابیان 21
- پاسخ 21
- 2 - تأثیر مرگ در تحقق مفهوم شرک 22
- پاسخ 22
- پاسخ 23
- ایمان و کفر 23
- 3 - دعا نوعی عبادت است 23
- ایمان در لغت و اصطلاح 24
- اشاره 24
- اموری که ایمان به آن ها واجب است 25
- کفر در لغت و اصطلاح 26
- اقسام کفر 27
- تکفیر اهل قبله 28
- تکفیر مسلمانان از دیدگاه روایات 29
- اجتناب از گزافه گویی در تکفیر 29
- 1 - اسلام در مقابل ایمان 30
- توضیح 30
- فرق بین اسلام و ایمان 30
- غلوّ محمّد بن عبدالوهاب در تکفیر 31
- 1 - توحید انحصاری 31
- 3 - تسلیم، ورای تصدیق قلبی 31
- 2 - تسلیم زبانی وتصدیق قلبی 31
- اشاره 31
- 2 - نسبت شرک به علمای اسلام 32
- 3 - تکفیر اشخاص 32
- 5 - نسبت انکار معاد به غالب مردم 33
- 4 - مقایسه بین افراد 33
- 6 - تکفیر شخصی 33
- 9 - تکفیر کسی که صحابه را ناسزا می گوید 34
- 7 - کفر تمام دیار 34
- 8 - تکفیر امامیه 34
- 10 - تکفیر اهل مکه 34
- 11 - تکفیر اهالی برخی مناطق 35
- 12 - تکفیر ابن عربی 36
- 13 - تکفیر اکثر مسلمانان 36
- 15 - تکفیر فخر رازی 37
- 14 - بت پرستی در نجد 37
- 17 - تکفیر متکلمین 37
- 16 - نسبت شرک به علم فقه 37
- نظری گذرا به کتاب «کشف الشبهات» 38
- اشاره 38
- 18 - دیدگاه محمّد بن عبدالوهاب نسبت به مسلمانان معاصر 38
- پاسخ 39
- نقد دوم 39
- نقد اوّل 39
- پاسخ 40
- نقد سوم 41
- پاسخ 41
- نقد چهارم 41
- پاسخ 41
- حیات برزخی 42
- اشاره 43
- فتواهای وهابیان 43
- ترکیب انسان از روح و جسم 43
- توضیح 43
- استمرار حیات بعد از انتقال از دنیا 44
- الف) آیات 46
- توضیح 46
- وجود ارتباط بین حیات برزخی و حیات مادّی 46
- ب) روایات 47
- حیات انبیا در عالم برزخ 48
- کرامات اولیا در عالم برزخ 50
- حکم قرائت قرآن بر مردگان 51
- 1 - آیات 53
- اشاره 53
- بهره مندی اموات 53
- 2 - روایات 54
- بررسی اشکالات وهابیان 55
- اشکال دوم 55
- پاسخ 55
- اشکال اوّل 55
- پاسخ 56
- سنّت و بدعت 56
- فتاوای وهابیان در مصادیق بدعت 57
- اشاره 57
- تحجّر وهابیان 62
- نمونه هایی از انحراف فکری 63
- ادله وهابیان بر حرمت این مصادیق 63
- پاسخ اجمالی 64
- سنّت در لغت و اصطلاح 65
- بدعت در لغت 67
- بدعت در اصطلاح 67
- تشویش در مفهوم بدعت 68
- حرمت بدعت 69
- ارکان بدعت 69
- نمونه هایی از عمومات قرآنی 70
- نمونه هایی از عمومات حدیثی 72
- شواهد تاریخی بر تطبیق 73
- وسعت دایره حلال 74
- شمولیّت و عمومیّت تشریع اسلامی 74
- نقدِ میزان بودن فعل سلف 76
- اصل عملی اباحه در اشیا و افعال 76
- بدعت حَسن و قبیح از نظر اهل سنّت 76
- اشاره 77
- پاسخ 77
- الف) بدعت های خلیفه اوّل 79
- مصادیق واقعی بدعت 79
- توضیح 79
- ب) بدعت های خلیفه دوم 80
- ج) بدعت های عثمان 80
- عوامل پیدایش بدعت 81
- 1 - مبالغه در تعبّد انسان نسبت به خداوند 81
- اشاره 81
- 2 - متابعت از هوای نفس 81
- 3 - نبود روحیه تسلیم 82
- توضیح 82
- حجیت سنّت اهل بیت علیهم السلام 82
- ب) خطّ تسلیم وتعبّد محض 82
- اشاره 82
- الف) خطّ فکری اجتهاد در مقابل نصوص 82
- 2 - حدیث ثقلین 83
- 1 - آیه تطهیر 83
- تعریف غلوّ 84
- غلوّ 84
- توضیح 84
- نشانه های غلوّ 85
- پدیده غلوّ در جهان اسلام 85
- مخالفت متکلّمان امامیه با غلوّ و غالیان 86
- موضع ائمه اهل بیت علیهم السلام در برابر غالیان 86
- اعتراف به حق 88
- حدّ و میزان در غلوّ چیست؟ 88
- عوامل پیدایش نظریه همسانی تشیع و غلو 91
- اعتقاد ما درباره اولیای الهی 92
- 1 - شفاعت 94
- امور مشترک بین خالق و مخلوق 94
- اشاره 94
- 2 - علم غیب 94
- 4 - رأفت و رحمت 95
- تعظیم اولیای الهی 95
- 3 - هدایت 95
- سلسله کتاب های پیرامون وهابیت 96
- پی نوشت ها 97
- 1 تا 150 97
- 151 تا 310 112
- 311 تا 423 128
از اطلاق این ادله استفاده می شود که طلب علم و نیز تعلیم و تعلّم آن به هر نحو ممکن و مجاز، حلال بلکه راجح است.
شواهد تاریخی بر تطبیق
با مراجعه به تاریخ پی می بریم که مسلمانان با مراجعه به مصادیق جدیدی که پدید می آمد، برای به دست آوردن حکم آن به عمومات و اطلاقات قرآن یا حدیث مراجعه می کردند. اینک به نمونه هایی از آن ها اشاره می کنیم:
1 - طبرانی نقل کرده که پیامبرصلی الله علیه وآله بر شخصی اعرابی گذر کرد که نماز می خواند. او در نمازش این گونه دعا می خواند: «یا من لاتراه العیون و لاتخالطه الظنون، و لایصفه الواصفون، و لاتغیّره الحوادث و...». پیامبرصلی الله علیه وآله شخصی را موکّل اعرابی کرد و فرمود: هر گاه نمازش تمام شد او را به نزد من بیاور. از طرفی برای پیامبرصلی الله علیه وآله تکّه طلایی آورده بودند. چون اعرابی آمد، حضرت آن طلا را به او بخشید، آن گاه فرمود: آیا می دانی که برای چه
این طلا را به تو بخشیدم؟ اعرابی عرض کرد: به جهت رَحِمی که بین من و شما است. پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «إنّ للرحم حقّاً، ولکنّی وهبت لک الذهب لحسن ثنائک علی اللَّه»؛(332) «همانا برای رحم حقّی است ولی من این طلا را به تو به خاطر این که خدا را خوب ستایش کردی بخشیدم.»
آنچه که در ادله قرآنی و حدیثی رسیده، اشاره به اصل دعا و نیز برخی از دعاها ذکر شده است، ولی این شخص اعرابی به واسطه برخی از اطلاقات و عمومات ادله که ترغیب به دعا کرده، مناجات هایی از ناحیه خود با خدا داشت، و پیامبرصلی الله علیه وآله نیز آن ها را تأیید کرده است.
از اینجا استفاده می شود که تطبیق کلّیات عمومات و اطلاقات بر مصادیق جایز اشکالی نداشته، بلکه مستحب است.
2 - احمد بن حنبل از انس نقل کرده که گفت: «نماز برپا شد، مردی با سرعت آمد و در آخر صف نماز قرار گرفت و در حالی که نفس نفس می زد، در آن حال گفت: «الحمد للَّه حمداً کثیراً طیّباً مبارکاً فیه»، چون رسول خداصلی الله علیه وآله نماز خود را تمام کرد فرمود: «أیّکم المتکلّم»؛ کدامین از شما چنین سخنی را گفت؟ همه ساکت شدند. باز حضرت فرمود: «أیّکم المتکلّم، فإنّه قال خیراً...»؛(333) «کدامین از شما چنین سخنی گفت؟ او سخن نیکی گفته.»
این سخن را گرچه از شخص پیامبرصلی الله علیه وآله نشنیده و خودش به عنوان تمجید خدا از زبانش جاری کرده است، و لذا در جواب سؤال پیامبر از این که چه کسی این جملات را گفت، مردم از ترس سکوت کردند، ولی پیامبرصلی الله علیه وآله
این مصداق را از آنجا که تحت عمومات و اطلاقات دعا و مدح و ستایش الهی است امضا کرده است. از اینجا استفاده می شود که حمل مطلقات و عمومات بر مصادیق تا مادامی که داخل در حرام و مکروه نگردد، جایز است.