- مقدمه ناشر 1
- اشاره 4
- اشاره 6
- 3 - خلقت انسان از نفس واحده 6
- 2 - عارضی بودن تفرقه 6
- 1 - نفخ صور از جانب خدا برای آدم علیه السلام 6
- 6 - الهام به نفس بشر 7
- 5 - فطرت یکسان 7
- 4 - تکریم بنی آدم 7
- 9 - همگانی بودن بعثت 8
- 7 - یکپارچگی امت اسلامی 8
- 8 - پیامبر همگان 8
- قرآن و اتحاد ملّی 9
- روایات و اتحاد ملّی 13
- سیره پیامبرصلی الله علیه وآله در مورد اتحاد ملّی 16
- اتحاد ملّی در صدر اسلام از دیدگاه مستشرقان 20
- 1 - مخالفت با شعارهای قومی 22
- راه کارهای اتّحاد ملّی 22
- توضیح 22
- 2 - ایجاد اخوّت بین اقوام 23
- 3 - دادن پُست ها به اقوام مختلف 23
- 5 - پیوندهای خانوادگی بین اقوام 24
- 4 - تقویت ارزش های دینی 24
- 7 - طرد اقوام نااهل از خود 26
- تعصب مذموم 26
- اشاره 28
- اقسام انسجام اسلامی 29
- اشاره 29
- 2 - انسجام حقیقی 30
- روایات و دعوت به انسجام سیاسی 31
- 1 - شناخت هر مذهب از منابع آن 33
- توضیح 33
- راهکارهای انسجام سیاسی 33
- 2 - حسن ظنّ به دیگری 34
- 4 - حکم به ظاهر افراد 37
- اشاره 37
- قرآن و حکم به ظاهر افراد 37
- روایات اهل بیت علیهم السلام و حکم به ظاهر افراد 38
- روایات اهل سنت و حکم به ظاهر افراد 39
- ه) ذهبی می گوید 44
- ب) ابن حجر عسقلانی می گوید 44
- الف) ابن تیمیه می گوید 44
- د) شاطبی می گوید 44
- و) رشید رضا در تفسیر «المنار» می گوید 45
- ز) ابن حزم می گوید 46
- 5 - گفت و گو در مسائل اختلافی 47
- 6 - دوری از خطّ غلو 47
- 7 - پرهیز از کید دشمنان اسلامی 52
- 8 - ضرورت یک صدایی به هنگام شداید 52
- 9 - پرهیز از کلمات حساسیت زا و نفرت انگیز به یکدیگر 52
- 10 - پرهیز از ناسزا گفتن به مقدسات طرف مقابل 54
- 11 - رعایت اخلاق اسلامی نسبت به یکدیگر 54
- 12 - ملاقات و گفت و گو 55
- 14 - یکی شدن اصطلاحات 56
- 15 - بازنگری تدوین تاریخ اسلامی 57
- 16 - پرداختن به مسائل مهم 59
- 17 - همکاری در مسائل اتفاقی 62
- 2 - ابعاد جهانی اسلام 67
- 3 - گسترش روحیه برادری 67
- 1 - توحید 67
- توضیح 67
- 4 - همکاری اجتماعی 68
- 5 - مسجد و اقامه جمعه و جماعت 69
- 6 - حج، کنگره عظیم جهان اسلام 69
- 7 - به کار گرفتن زبان عربی در عبادات 70
- اشاره 78
- 2 - وجود شیعه در بین جامعه 78
- 1 - حفظ جان شیعیان 78
- 3 - اتمام حجّت بر تمام مردم 79
- 3 - کشتار و اسارت 80
- توضیح 80
- 1 - بی آبرویی 80
- 2 - به استضعاف کشیدن گروهی از مردم 80
- 1 - اتهام به یکدیگر 81
- اشاره 81
- 3 - نداشتن بینش سیاسی واقع بینانه 85
- 2 - عدم تعقل 85
- 6 - حکم به لوازم اعتقاد 86
- 4 - شناخت هر مذهب از زبان مخالفان 86
- 5 - عدم توجه به دشمن مشترک 86
- 7 - سوء ظنّ به دیگری 87
- انسجام تکوینی در صدر اسلام 88
- وصیّت پیامبران به پیروی از جانشین به حقّ 89
- وحدت حقیقی بر محور امام معصوم علیهم السلام 90
- اشاره 95
- 1 - امتحان ملائکه و شیطان با خلقت حضرت آدم علیه السلام 95
- 2 - امتحان امُت اسلامی در وحدت بر مسأله امامت 97
- ایمان همراه با ولایت 99
- علم پیامبرصلی الله علیه وآله به اختلاف امت اسلامی 103
- توجیه کلام حضرت هارون علیه السلام 104
- رجوع به خدا و رسول هنگام اختلاف در جانشین پیامبرصلی الله علیه وآله 106
- حرمت کتمان حقایق 108
- امام علی علیه السلام و دعوت به اهل بیت علیهم السلام 110
- غدیر، محور انسجام حقیقی 112
- طرح غدیر، در راستای انسجام اسلامی 117
- غدیر از دیدگاه برخی اهل سنت 125
- توضیح 125
- 2 - محمد بن طلحه شافعی 126
- 1 - محمد بن محمد غزّالی 126
- 3 - سبط بن جوزی 127
- 4 - محمد بن یوسف گنجی شافعی 127
- 7 - سعدالدین تفتازانی 128
- 6 - تقی الدین مقریزی 128
- 1 - فرید الدین عطار نیشابوری (513 - 586 ق) 130
- اشاره 130
- پیام های غدیر به جامعه اسلامی 137
غَیْبِهِ أَحَداً»؛(1) «دانای غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمی سازد»،
پس به طور حتم، پیامبرصلی الله علیه وآله از اتّفاقی که بعد از او بر سر مسأله خلافت افتاد اطلاع داشته است.
2 - ابوهریره از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: «افترقت الیهود علی احدی - او اثنتین - و سبعین فرقه، و تفرّقت النصاری علی احدی - او اثنتین - و سبعین فرقه، و تفترق امّتی علی ثلاث و سبعین فرقه»؛(2) «یهود بر هفتاد و یک یا هفتاد و دو فرقه متفرق شدند،و نصارا بر هفتاد و یک و یا هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند، و امت من بر هفتاد و سه دسته متفرق می گردند».
توجیه کلام حضرت هارون علیه السلام
برخی می گویند: حضرت موسی علیه السلام بعد از بازگشت از کوه طور چون مشاهده کرد که عده ای از قومش گوساله پرست شده اند به برادرش هارون فرمود: «یاهارُونُ ما مَنَعَکَ إِذْ رَأَیْتَهُمْ ضَلُّوا أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَیْتَ أَمْرِی»؛(3) «ای هارون! چرا هنگامی که دیدی آن ها گمراه شدند... از من پیروی نکردی؟! آیا فرمان مرا عصیان نمودی؟!»
هارون در جواب حضرت موسی علیه السلام عرض کرد: «یَبْنَؤُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَلَا بِرَأْسِی إِنِّی خَشِیتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرَ ئِیلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی»؛(4) «ای فرزند مادرم! [= ای برادر! ]ریش و سر مرا مگیر! من ترسیدم بگویی تو
1- جن / 26.
2- سنن ترمذی، ج 5، ص 25، ح 2640.
3- طه / 92.
4- طه /94.