راه وحدت امت اسلامی صفحه 207

صفحه 207

خیر رملی می گوید: «اگرچه آن روایت ضعیف، برای مخالفین حجت باشد و به آن استدلال کنند» .

وی در ادامه می گوید: «آنچه موجب تکفیر می شود، این است که اجماع نظر بر موضوع، وجود داشته باشد» .

با توجه به این سخن، اگر کسی با داشتن این شرایط کافر می شود، پس چگونه در مسئله ای که موضوع بحث ماست، فتوا به کفر داده می شود؟ در صورتی که آن طرف قضیه، روشن است و ملاحظه کردید که اجماع نظر، بر عدم کفر مورد نزاع وجود دارد. اگر اجماعی هم در کار نباشد، آیا کلام یک نفر که قایل به عدم تکفیر است، کفایت نمی کند؟ علاوه بر آن، اجماع هم وجود دارد و کسی نمی تواند آن را انکار کند، چنان که مطلب روشن است. اما عجیب تر از همه این مسائل اینکه آن ناصب، حتی حکم می کند که توبه ناسزاگو هم قبول نیست. در حالی که اجماع نظر بر این است که توبه کسی که دشنام به خدا بدهد، پذیرفته خواهد شد. (1)

آیا برای این نوع برخورد، جز سوءظن و ظلم صریح و آشکار، نام دیگری می توان گذاشت؟ آیا این چنین فتوا دادن، جرأت و جسارت بر خداوند، در تبدیل احکام و سبک شمردن قوانین حلال و حرام شرع مقدس نیست؟ شاید با این فتوا ناصب می خواهد اعمال سلاطین ستمگر و حکام فاسد را توجیه و تصحیح نماید! زیرا علمای فاسد، قاضی های رشوه خواری بوده اند که احکام خدا را تبدیل و تغییر می دادند و شخصیت امت اسلامی را به بهای اندکی می فروختند!


1- الفِصل فی الملل و الاهواء و النحل، ج ١، ص ٣٢5؛ این گونه فتوا به هم بافتن شبیه فتوا دادن یهود است که احبار و روحانیون آنها اجماع نظر داشتند که: «کسانی که به خدا دشنام می دهند، باید تأدیب و تعزیر شوند، و آنهایی که به احبار ناسزا می گویند، باید به قتل برسند!» به هر حال، ابن حزم منکر چنین فتواهایی شده است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه