نوجوانان و آموزه های اخلاقی در سیره امام حسین علیه السلام صفحه 59

صفحه 59

یهودی داد تا غلام را از او خریداری کند و آزاد سازد. مرد یهودی که ذره ای از محبت اهل بیت علیهم السلام در دل داشت، با دیدن امام حسین علیه السلام عرض کرد: «غلام فدای قدمت یا امام حسین علیه السلام ! آن باغ را هم به او بخشیدم و این پولی را هم که با آن می خواستید غلام را از من بخرید، به شما بر می گردانم». امام حسین علیه السلام گفت: «من هم این پول را به تو می بخشم». خواجه گفت: «بخشش شما را پذیرفتم، من هم آن را به غلام بخشیدم. حسین گفت: «من نیز این غلام را آزاد کردم». همسر خواجه که ناظر این نیکو کاری ها بود، مسلمان شد و گفت: «من هم مهرم را به شوهرم بخشیدم». در آن هنگام خواجه نیز اسلام آورد و گفت: «خانه ام را به همسرم می بخشم».(1)

شگفتا از این عمل؛ گامی برداشته شد، برده ای آزاد گردید، نیازمندی بی نیاز شد، یهودی مسلمان گشت و زن و شوهری چنین صمیمی شدند.

اصلاح جامعه

اصلاح جامعه

عبداللّه علائلی می گوید: «هرگاه امام حسین علیه السلام از خانه بیرون می آمد، مردم در اطراف او صف می کشیدند و حلقه های جمعیت پشت سر هم متراکم می شدند، به گونه ای که تا چشم می دید، صفوف مردم بود. گویا آنان با دیدن امام حسین علیه السلام و مصاحبت با او، در پی آن بودند که از تیرگی ها


1- بحارالانوار، ج 44، ص 194.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه