نوجوانان و آموزه های اخلاقی در سیره امام حسین علیه السلام صفحه 81

صفحه 81

عمرو گفت «مادرم دستور داده است به میدان بروم و خودش لباس رزم بر تنم کرده است.» اصرار او نتیجه داد و عمرو به سوی میدان جنگ رفت و به شهادت رسید. یزیدیان، سر او را از تن جدا کردند و به سوی سپاه امام انداختند. مادرش که در کنار میدان حضور داشت، به سوی سر دوید، آن را برداشت و بوسید و خطاب به آن چنین گفت: «چه نیکو جهاد کردی پسرم! ای شادی قلبم، ای نور چشمم!» سپس سر را به سوی سپاه یزید انداخت و گفت: «هدیه ای را که در راه خدا داده ام، پس نمی گیرم». زن فداکار دیگر ارمغانی نداشت که تقدیم حسین کند، شوهر را تقدیم کرده بود و سر پسر عزیزش نیز جلو چشمش قرار داشت. پس تصمیم گرفت خودرا نیز فدا سازد. از این رو، ستون خیمه اش را از جا برکند و روانه میدان شهادت گردید. حسین که او را می نگریست، فرمان بازگشت داد. آن زن اطاعت کرد و به جانب خیمه ها بازگشت.(1)

عشق به رهبر

عشق به رهبر

در نیمه های شب عاشورا، امام حسین علیه السلام از خیمه ها بیرون آمد و در اطراف خیمه ها گشتی زد تا پستی و بلندی های میدان جنگ را بررسی کند. در این هنگام، نافع بن هلال _ از یاران آن حضرت _ که متوجه شد امام به تنهایی در اطراف خیمه ها می گردد، برای پاسداری از جان آن حضرت، به


1- تنقیح المقال، علامه مامقانی، نجف، چاپ مرتضویه، 1352 ق، ج 2، ص 327.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه