نوجوانان و آموزه های اخلاقی در سیره امام حسین علیه السلام صفحه 9

صفحه 9

سخنی نگفتم. امام حسین علیه السلام دوباره گفت: بر تو سرزنشی نیست. امروز خدا تو را می آمرزد و او مهربان ترین مهربانان است. آیا تو از اهل شام هستی؟ گفتم: آری. گفت: تبلیغات سوء، شما را چنین کرده است؛ گناه از دیگری است. حال اگر حاجتی داری، بگو. خواهی دید که به بهترین صورت، روا خواهدشد. عِصام می گوید: زمین پهناور با همه وسعتش بر من تنگ شده بود و آرزو می کردم که زمین دهان بازکند و مرا فروبرد. آن گاه با شرمندگی فراوان، محضرش را ترک کردم و از آن پس در روی زمین، کسی نزد من از حسین و پدرش علیه السلام محبوب تر نبود.(1)

آری، حسین کسی است که دل های سخت و سیاه دشمنان را چنین لطیف و نورانی می سازد و با حلم و بردباری، انسان ها را هدایت می کند. به راستی که حسین، آموزگار بشریت است و باید همگان در مکتب او چگونه بودن و چگونه زیستن را فرا بگیرند.

گذشت

گذشت

روزی یکی از غلامان امام حسین علیه السلام، عملی را مرتکب شد که سزاوار کیفر بود. حضرت دستور داد وی را تنبیه کنند. غلام را گرفتند و آماده کیفر کردند. در این هنگام، غلام که با قرآن آشنایی داشت و عواطف پاک امام حسین علیه السلام را می دانست، بخشی از آیه 134 سوره آل عمران را خواند: «وَ


1- منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، قم، انتشارات هجرت، 1374، ج 1، ص 532.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه