- مقدمه 1
- اشاره 3
- وحدت یا توحید؟! 7
- نمونه هایی دیگر از سخنان وحدت وجودیان 13
- خلاصه اشکالات: 19
- توضیح اشکالات: 21
- اشکال اول: 21
- بر آستان وحی 24
- اشکال سوم: 40
- اشکال چهارم: 42
- اشکال پنجم: 46
- اشکال ششم: 49
- اشکال هفتم: 50
- اشاره 61
- تفسیر اول: 64
- تفسیر سوم: 66
- اشاره 72
- فصل سوم: اشراقات و الهامات فلسفی و عرفانی!! 72
- ادعاهای عارفان و خودباختگی دیگران! 78
- نظرات برخی بزرگان در مورد وحدت وجود 91
- برخی مخالفان ملاصدرا 117
همه اصول و فروع دین پوچ و بی معنی انگاشته شده، و تکلیف و عبادت و جزا و پاداش و بهشت و دوزخ و... را معنایی نخواهد ماند. اگر وجود مخلوقات، عین وجود خداوند یا جزء او یا صورت و جلوه هستیِ او باشند، جا دارد سؤال شود:
آیا معبودِ حقیقیِ مخلوقات، وجودِ خودِ آن ها می باشد؟!(1)
آیا معنای آفرینش و خلقت، امری موهوم و خیالی است؟!
آیا خداوند اجزای وجود خودش را مورد تکلیف قرار داده، و امر و نهی می فرماید؟!
آیا خداوند جل و علا، خودش را به بهشت می برد و از نعمت هایش بهره ور می سازد؟!
1- . رساله "لقاء اللّه " می نویسد: فهو العابد باعتبار تعینه وتقیده بصوره العبد الذی هو شأن من شؤونه الذاتیه، وهو المعبود باعتبار إطلاقه. "هشت رساله عربی"، رساله "لقاء اللّه " حسن زاده، حسن 93. به نقل از صائن الدین علی ترکه اصفهانی: خداوند از جهت تعین خود به صورت بنده ای که شأنی از شؤون ذاتی او می باشد عابد است، و از جهت اطلاق وجود خود معبود می باشد. ابن عربی در فص ابراهیمی از کتاب فصوص الحکم می گوید: فیحمدنی و أحمده، ویعبدنی وأعبده: او مرا حمد می کند و من او را، و او مرا عبادت می کند و من او را. و نیز ابن عربی می گوید: إنی کنت فی أوقات فی حال غیبتی أشاهد ذاتی فی النور الأعم والتجلی الأعظم... أشاهدها بین یدیه راکعه و ساجده و أنا أعلم أنی ذلک الراکع والساجد... وکنت أتعجب من ذلک، وأعلم أن ذلک لیس غیری ولا هو أنا. "فتوحات مکیه"، 1 / 325: من زمانی در حال بی خودی، ذات خویش را در نور فراگیر و تجلی اعظم مشاهده می کردم... آن را در پیشگاه نور در حال رکوع و سجود می دیدم، در حالی که می دانستم من همان رکوع و سجود کننده هستم... و از آن تعجب می کردم و می دانستم که آن نه غیر من است و نه من!! رساله "نور علی نور، در ذکر و ذاکر و مذکور" می نویسد: و چون به سرایت ذکر در جمیع عبد آگاهی یافتی بر آن باش که یکپارچه ذکر باشی، و به ذکرت ذاکر که خودت ذکر و ذاکر و مذکور خودی. "نور علی نور" (حسن زاده، حسن) 48.