دو مکتب در اسلام جلد اول صفحه 120

صفحه 120

من نیازی به حکومت شما ندارم ، من هم کنار شما هستم ، هر کس را به خلافت بردارید، موافقم ، پس کسی دیگر را در نظر بگیرید.

گفتند: به خدا قسم ، جز تو، کسی دیگر را برای خلافت انتخاب نمی کنیم .

راوی می گوید پس از کشته شدن عثمان بارها در همین مورد به امام مراجعه کردند تا اینکه سرانجام به او گفتند:

جز به وجود فرمانروا، اوضاع مسلمانان سامان نمی پذیرد، و زمانی بس دراز گذشته که این نابسامانی در جامعه ما حکم فرماست . امام پاسخ داد:

شما بارها نزد من آمده و رفته و بازگردیده ، و به اصرار خواهان حکومت من می باشید. من هم سخنی دارم ، اگر آن را بپذیرید، حکومت شما را می پذیرم ، وگرنه مرا به آن نیازی نیست گفتند: به خواست خدا هر چه بگویی ، می پذیریم .

علی (ع ) برخاست و به مسجد آمد و بر فراز منبر بنشست و مردم پیرامونش جمع شدند. آنگاه فرمود:

من حکومت و فرمانروایی بر شما را خوش نداشتم ، ولی شما زیر بار نرفته ، جز به حکومت و خلافت من رضا ندادید. اکنون این را بدانید که اگر من حکومت شما را به دست بگیرم :

1- شما باید مرا در امر فرمانروایی یار و مددکار باشید که من بی حضور و بودن شما کاری از پیش نخواهم برد.

2- کلیدهای بیت المال و خزانه عمومی شما نزد من است ، ولی درهمی بدون رضایت شما از آن برداشت نمی شود. آنگاه امام از آنان پرسید: موافقید؟ مردم جواب دادند: آری . امام رو به

آسمان کرد و گفت : بار خدایا! بر آنان گواه باش . آنگاه بر همان قرار، مردم با او بیعت کردند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه