دو مکتب در اسلام جلد اول صفحه 179

صفحه 179

که اگر مهارش کشیده شود بینیش پاره گردد و اگر افسارش رها شود به پرتگاه هلاکت افتد. به خدا سوگند که مردم به روزگار خلافتش به اشتباه و بیراهه روی و تلون و سرکشی گرفتار آمدند و من بر همه این سالها رنج و محنت و شکیبایی پیشه ساختم ، تا اینکه او هم به راه خود رفت و دیده از جهان فروبست . اما مسند را در میان گروهی قرار داد و مراهم به گمان خود همردیف آنها انگاشت ...

پناه بر خدا از آن شورا! من چه وقت در تمام مقایسه با نخستین ایشان (ابوبکر) مورد تردید بودم که امروزه همسنگ با چنین کسانی شمرده شوم ؟ اما با این همه در فراز و نشیب با ایشان همراهی کردم . در این میان یکی از ایشان به سبب کینه توزی و حسادتی که با من داشت ، از من روی بگردانید، و دیگری جانب دامادی خود را رعایت کرد. (390) و نیز دو نفر دیگر موهن و زشت است نام ایشان بردن .

تا اینکه سرانجام سومین نفرشان برخاست ، در حالی که دو پهلوی او، از شکم تا مخرجش ، برآمده بود و به همراهش برادران همپشتش نیز برخاسته و به تکاپو افتادند و بیت المال مسلمانان را آنچنان با ولع و بیحساب بلعیدند که شتر، سبزه های بهاری را. تا آنگاه که ریسمانش از هم بگسیخت و رشته عمرش از هم بدرید، رفتارش بر او تاختن آورد، و شکمبارگیش او را به رو درانداخت .

جالب و شگفت آور بود که می دیدم مردم پیرامونم را چون یال کفتار گرفته و از هر

سو فشار می آورند تا آنجا که حسن و حسین به زیر دست و پا رفتند و دو سوی جامه ام از هم بدرید.

ازدحام آنان به حدی بود که تراکم گوسفندان در میان آغل .

اما چون قیام کردم و زمام امور را به دست گرفتم ، گروهی بیعتم را شکستند و جمعی نیز از فرمانم سربرتافتند و عده ای هم از اطاعت خدا بیرون شدند. گویی کلام خدا را نشنیده اند که می فرماید:

تلک الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا والعاقبه للمتقین . (سرای جاودانی را برای کسانی مقرر داشته ایم که خواهان گردنکشی و فساد در روی زمین نباشند، و سرانجام خیر از آن پرهیزگاران است .)

آری به خدا قسم که آن را شنیده و به خاطر داشته اند، اما دنیا در نظرشان جلوه نمود و زیباییهایش آنان را فریفت .

بدانید، به خدایی سوگند که دانه را شکافته و آدمی را آفریده است ، اگر حضور حاضران در بیعت نبود و آمادگی یاوران حجت را بر من تمام نمی نمود و عهد و پیمانی وجود نداشت که خداوند از دانایان گرفته تا بر سیری ستمکاران و گرسنگی ستمدیدگان بی تفاوت نباشند، بی گمان افسار این حکومت را بر گردنش می افکندم و آخرین دور خلافت را با جام نخستین آن سیراب می نمودم . و آنگاه بود که می دانستید این دنیای شما در نظر من از عطسه بزی هم بی ارزشتر است .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه